[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

تابستان ۱۳۷۳ بعلت بیماری آسم و آلرژی همسرم از بابلسر به سمنان نقل مکان نمودیم برای شروع کار زمینی را از منابع طبیعی استان سمنان اجاره و سهام شرکت کشاورزی دامپروری مکانیزه میون لوبار را از شرکاء قبلی خریداری و با دوستان دیگر به عضویت جدید شرکت درآمدیم. پس از واگذاری سهام بنام شرکاء جدید بعنوان مدیرعامل فعالیتم را در این ملک ۵۰ هکتاری آغاز نمودم جهت مصرف بهینه آب چاه ابتدا با مشاوره اداره کشاورزی وقت مجوز اجرای طرح سیستم آبیاری تحت‌فشار (بارانی – قطره‌ای) را اخذ نمودم و باکار و تلاش بی‌وقفه اواخر زمستان همان سال (۱۳۷۳) طرح آماده بهره‌برداری شد. جناب استاندار وقت به‌اتفاق نماینده محترم مردم سمنان در مجلس شورای اسلامی و مسئولین محترم اداره کشاورزی جهت افتتاح اولین سیستم آبیاری تحت‌فشار در سطح استان حضور به هم رسانیده و طرح افتتاح شد سپس در این زمین لم‌یزرع و پر از سنگلاخ بازدیدی به عمل آورده و جناب استاندار با قرار دادن چند عدد پسته در دل خاک طرح پسته‌کاری را نیز افتتاح فرمودند. شایان ذکر است در رابطه با سیستم آبیاری مبلغ ۳۷۰۰۰۰۰ تومان وام بلاعوض جهت تشویق اعطاء شد. با دستگاه سنگ جمع کنی و نیروی انسانی سنگ‌ها جمع‌آوری و به مقدار ۶۰ سانتی‌متر خاک حاصلخیز روی زمین پهن شده و بدین ترتیب زمین آماده کشت گردید مقدار ۱۸ هکتار زیر کشت یونجه و دیگر اقلام علوفه دامی قرار گرفت همزمان و به موازات هم پسته‌کاری نیز شروع شد سپس از استان‌های هم‌جوار نهال زیتون تهیه و در مزرعه غرس شد چون اداره کشاورزی وقت باور نداشت که در سمنان هم زیتون به عمل خواهد آمد بنابراین در این مورد حمایتی نکرد. سال ۱۳۷۴ بعنوان کشاورز نمونه در بخش آب و خاک انتخاب شدم که خبرنگار صدا و سیمای مرکز سمنان گزارشی در این زمینه تهیه و در ماهنامه ترویج همان سال در مرداد ماه به چاپ رسید در همین سال تقاضای سند اعیانی نمودم چون طرح‌ها به‌خوبی و در حد عالی انجام شده بود موافقت شد و موفق به اخذ ۶ جلد سند اعیانی معتبر شدم. از نیمه اول سال ۱۳۷۵ پروانه یک واحد گاوداری شیری به نام شرکت میون لوبار صادر شد شیر تولیدی یک روز در میان به مقدار ۵ تن به کارخانه شیر پاستوریزه طهران حمل می‌شد و مدت ۴ سال از لحاظ بار میکروبی و چربی در کشور مقام اول را حائز بود. به‌تدریج ورق برگشت دیگر اجازه نمی‌دادند ادوات کشاورزی را به نرخ دولتی تهیه کنم انواع کودهای شیمیائی و سموم دفع آفات را باید به نرخ آزاد می‌خریدم. در همین سالها خرید عرصه ملک میون لوبار را تقاضا نمودم که پس از مراجعات و مکاتبات موافقت شد و با اعزام کارشناسان زمین به مبلغ ٨٠ میلیون تومان مقّوم شد. چون قیمت تعیین شده عادلانه نبود تقاضای کارشناسی مجدد و در نهایت تخفیف نمودیم که وزیر محترم وقت با ۵۰% تخفیف موافقت فرمود. ولی در استان این تخفیف مقبول نیافتاد. قرار شد مبلغ ۸۰ میلیون تومان را بصورت اقساط بپردازیم زمانیکه آخرین چک توسط منابع طبیعی وصول شد سند ملک میون لوبار بنام شرکت میون لوبار انتقال دهند به همین روال پیش رفتیم و طبق برنامه حرکت کردیم آخرین چک را که وصول کردند جهت انتقال سند مراجعه نمودم فرمودند: فعلاً اداره کشاورزی با جهاد ادغام شده بما فرصت بدهید تا مستقر شویم که در نهایت بعد از مراجعات مستمر فرمودند: بما دستور داده شد کار انتقال سند صورت نگیرد شما می‌توانید مجدداً اجاره کنید! ناگفته نماند زمانیکه کل ۸۰ میلیون تومان را دریافت نمودند هنوز ۵ سال از مهلت اجاره ۱۵ ساله باقی بود. ما خودمان را مالک می‌دانستیم و به تصور اینکه بالاخره روزی سند صادر خواهد شد به فعالیت ادامه دادیم. تابلوی شرکت میون لوبار را از ابتدای جاده ورودی جمع کردند. به بهانه‌های مختلف با راننده حمل شیر برخورد می‌شد چون از ابتدای فعالیت گاوداری شیرهای تولیدی را در شهر به تعاونی گاوداران تحویل می‌دادیم و بعداً با کارشکنی مواجه شدیم به ناچار شیر را به تهران حمل می‌کردیم مخالفت می‌شد. در سه مرحله به دادسرا احضارشیم مرحله اول به بهانه فک پلمپ چاه مزرعه و برداشت اضافی آبهای زیرزمینی به تحمل سه ماه یک روز حبس و پرداخت ۵۰ هزار تومان جزای نقدی محکوم شدم به وکیل مراجعه کردم ابتدا به ساکن مبلغ سه میلیون تومان درخواست نمود که منصرف شدم و در دادگاه تجدید نظر با ارائه مدارک کافی اجرای حکم برای مدت سه سال تعلیق شد فقط جزای نقدی ۵۰ هزار تومان را پرداختم. در مرحله دوم به بهانه اینکه گاوهای بدون مجوز وارد دامداری شد شکایت کردند که آن‌هم بر اثر ارائه مدارک کافی تبرئه شدم در مرحله سوم به دلیل ساخت و ساز غیرمجاز و تغییر کاربری احضار شدم بر اثر گزارشات کارشناسان اعزامی خودشان قرار منع تعقیب حکم صادر شد.

به موازات همه این مشکلات اواخر سال ۱۳۸۸ پروانه بهره‌برداری گاو شیری را باطل و تأکید کردند که ظرف ۱۵ روز دام‌ها تخلیه شوند. در غیر اینصورت برخورد قانونی خواهند نمود که در نهایت اذیت و به سختی گاوها را تخلیه نمودیم سپس جهت تخلیه موجودات زنده دیگر از قبیل اسب – ماکیان و ... حضوری مراجعه نموده و تأکید کردند همه را جمع کنیم که مقاومت کردم و تسلیم نشدم چون این کار جنبه قانونی نداشت و بصورت سنتی می‌توانستم این حیوانات را نگهداری نمایم. با تعطیل شدن این واحد گاوداری حدود ۴۰ نفر بصورت مستقیم و ۱۰۰ نفر به‌طور غیرمستقیم بیکار شدند یکی از این بیکار شده‌ها پسرم بهادر بود که تکنسین گاوداری بود و با شرکت در کلاسهای مختلف مهارتهای خاصی را در زمینه گاو شیری کسب کرده بود. آذر ماه سال ۱۳۹۰ اظهارنامه‌ای را دریافت نمودم که شرکت آب منطقه‌ای سمنان ضمن فرصت یک هفته‌ای درخواست پر و مسلوب المنفعه نمودن چاه را نموده بود و یادآور شد اگر خودم این کار را انجام ندهم شرکت سهامی آب چاه را پر نموده و هزینه‌های آن را دریافت خواهد نمود. پاسخ داده شد: «از تاریخ ۲ آبان ۱۳۸۰ شرکت میون لوبار مالک می‌باشد چون خمس ملک را پرداخته است». که البته در سال ۱۳۹۴ مجدداً پیگیر شدند و در حال حاضر حکم پر کردن چاه داده‌اند که باید پرونده در دادگاه تجدید نظر بررسی شود. در پی فشارها و اذیت‌ها روزی از اداره دامپزشکی به مزرعه آمدند و گفتند باید اسبهای شما را بکشیم چون به بیماری مشمشه مبتلا هستند! گفتم شما این اطمینان را از کجا کسب کردید از سال ۱۳۵۲ در کار پرورش اسب سابقه دارم و می‌دانم که اسبهای من سالم هستند تقاضای حضور دامپزشک از طهران دارم تا صحت وسقم گفتار شما معلوم شود. دو روز بعد دامپزشکان ازطهران آمدند وقتی اسبها را معاینه کردند سلامت و شادابی آنها را تایید کردند. سال ۱۳۸۹ سازمان جهاد کشاورزی استان در جلسه هیئت نظارت اقدام به فسخ قرارداد اجاره نمود و سال ۱۳۹۰ در دادگاه بدوی از میون لوبار خواسته شد که چرا جهت نقض رای هیئت نظارت اقدامی به عمل نیامده که در جلسه دادگاه عرض شد: کدام رای ما که نامه‌ای دریافت نکردیم مورد قبول واقع نشد رای شعبه سوم دادگاه حقوقی بر بی حقی شرکت میون لوبار صادر شد ولی در شعبه ششم تجدید نظر رای دادگاه بدوی رد شد و قاضی پرونده تجدید نظر شرکت میون لوبار را محق دانست به‌هرحال این رای در اردیبهشت سال ۹۳ صادر شد که روز ۱۵ تیر ۱۳۹۳ قاضی تحت چه شرایطی قرار گرفت اعلان اشتباه نمود و مجدداً روز ۱۶ تیر ۹۳ حکم تجدید نظر را تائید کرد ریاست محترم دادگستری رای اعلان اشتباه را به همراهی پرونده جهت اعمال ماده ۱۸ به دیوان عالی کشور فرستاد که در آنجا دستور داده شد پرونده در شعبه دیگری بررسی شود. و نهایتاً در شعبه پنجم حکم بر بی حقی میون لوبار داده شد فقط ۳۵۵۲ مترمربع از اسناد اعیانی به نام شرکت مکانیزه میون لوبار را برای ما محفوظ داشت بقیه ۵۰ هکتار و ۲۰ هکتار مستثنات دیگر را خلع ید نموده و پشیزی حق و حقوق برای ما قائل نیستند روز اول محرم سال ۹۴ مطابق ۲۳ مهرماه با تعداد کثیری شاید بالای ۳۰ نفر به همراهی نماینده محترم دادستان ریاست سازمان جهاد در بخش اراضی و دیگر مسئولین وارد شدند و با روش و شیوه بسیار ناهنجار مزرعه را خلع نموده و بقول خودشان ۳۵۵۲ مترمربع اعیانی را بما تحویل دادند با مراجعه و مکاتبه توانستیم یکماه فرصت بگیریم تا کاملاً عرصه و اعیانی‌های بی سند را تخلیه کنیم و تحویل دهیم برای تأمین دلیل از دادگاه کارشناس درخواست نمودیم به بهانه اینکه روز حضورش مسئولین مشغول خلع ید بوده‌اند ایشان ورود پیدا نکرد و کار تأمین دلیل نیز انجام نشد در حال حاضر برای استفاده از همین ۳۵۵۲ مترمربع نیاز به راه ورود داریم که آقایان آمدند و یک راه باریک و بی‌فایده به ما نشان دادند که ابداً بدرد کار و عبور و مرور نمی‌خورد می‌گویند: اگر آب قطع نشود و قاضی دستور پر کردن چاه را ندهد به شما آب هم نخواهیم داد بیش از ۱۸۰۰۰ هزار اصله درخت در مجموعه به بازنشسته علوفه کاری در نهایت خرمی و سبزی خودنمائی می‌کند نزدیک به یک هکتار زعفران در دل خاک قرار دارد که بر اثر عدم توجه و نگهداری و آبیاری به گل ننشسته همه اینها به یک طرف قلبم به درد می‌آید که در اینجا ساکن باشم و روزانه خشک شدن درختان پسته، زیتون، انار را به چشم ببینم.

پسر دوم بنده جهت تأمین معاش در گلخانه الوورا پرورش می‌داد که در سال ۸۹ راهی زندان شد و بعلت اینکه گازوئیل به ما تحویل داده نمی‌شد در زمستان همه یخ زد و ضرر و زیان سنگینی بر وی وارد آمد وقتی از زندان آزاد شد همه گلها از بین رفته بود از سال ۱۳۹۰ به این طرف در چندین همایش شرکت کردم در یکی از آنها بعنوان ۵۰ نفر تولید کننده زنجیره غذا موفق به اخذ تندیس و لوح جهادگران کشور شدم و مدرک‌های دیگری نظیر مدرک مدیریت و ... -اخذ کردم در بهار سال ۱۳۹۳ از صدا و سیمای مرکز تهران شبکه او [اول] فیلم‌بردار و گزارش گرانی به مزرعه آمدند و با تهیه فیلم و مصاحبه به مدت ۶ دقیقه روز ۱۵ مرداد ۱۳۹۳ از شبکه یک که بعد از اخبار ساعت ۲ بعد از ظهر پخش نمودند در حال حاضر همچنان پیگیر امور هستیم تا بتوانیم احقاق حق کنیم همه زحمات و تلاش و موفقیت‌ها را مدیون خانواده‌ام بخصوص همسرم می‌دانم.

متعارفی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]