[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

بنام خدا

ریاست محترم دادگستری سمنان

اینجانب انیسا فنائیان فرزند نظام‌الدین متولد ۱۳۵۸ با شماره شناسنامه [حذف شده] صادره از طهران دارای ۲ فرزند خردسال شهروند ایرانی بهائی ساکن سمنان می‌باشم.

مایل هستم که شما را به عنوان یکی از مسئولین ذیربط در جریان تضییع حقوق خود قرار دهم و خواهشمندم حقوق حقه‌ام را به من بازگردانید:

در تاریخ ۲۵ آذر ۱۳۸۷ مأمورین اطلاعات با حکم بازرسی و به نام همسرم سیامک ایقانی به منزل ما آمده و منزل را مورد تفتیش قرار دادند بر خلاف قانون حکم دست‌نویس و بدون سربرگ قضائی بود با وجود درخواست رسیدی از اموال جمع آوری شده که با خود بردند به ما ارائه ندادند. بسیاری از وسائل شخصی من و کودک خردسال من در این تفتیش جمع آوری شد و هرگز به ما بازگردانده نشد.

تفتیش منزل در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۸۹ بار دیگر به نام اینجانب صورت گرفت که باز هم حکم دست‌نویس و بدون سربرگ قضائی بود و متأسفانه هنوز بسیاری از وسایل شخصی و خصوصی مثل فیلم‌ها و عکس‌های فرزندم باز پس داده نشده است.

در سال ۱۳۸۷ بنده دو نوبت توسط فردی که خود را مأمور اداره اطلاعات معرفی می‌کرد تلفنی تهدید شدم که چون در آن زمان باردار بودم تأثیرات بسیار نامطلوبی بر بنده و فرزندم باقی گذاشت.

در فروردین ۱۳۹۰ سه روز و در آبان مه همان سال ۱۲ روز بدون احضاریه قانونی با عنایت به مواد ۱۱۲ و ۱۱۳ آ.د.گ از طرف اداره اطلاعات تلفنی به ستاد خبری اطلاعات شهر سمنان احضار و مورد بازجوئی قرار گرفتم.

در شرایطی به بازجوئی احضار می‌شدم که مادر و همسرم در زندان به سر می‌بردند و دو فرزند خردسالم بدون سرپرست بوده و در محل بازجوئی با روش‌های غیرقانونی بنده را شدیداً تحت فشار روحی و روانی قرار داده و اعترافاتی را از بنده گرفتند تا بر اساس آن پرونده‌ای برایم تشکیل دادند و با وجود توضیحات به بازپرس مربوطه پرونده به دادگاه ارجاع شده است.

با وجود ملاقات معاون دادستان و بازپرس پرونده در ایام بازجوئی و در جریان قرار دادن ایشان از آنچه بر من وارد می‌شود متأسفانه تغییری در روند غیرقانونی بازجوئی بنده صورت نگرفت.

به دلیل عدم تفهیم اتهام هنگامی که از بازپرس خود در مورد اتهام و علت آن پرسیدم جواب دادند:

همه بهائیان اتهامشان یکی است شما هم همان اتهامات را دارید چون تنها نقطه مشترک بهائیان صرفاً بهائی بودنشان است چه که عملکرد هیچ انسانی مانند انسان دیگر نیست پس این پرونده تنها جنبه عقیدتی دارد و طبق ماده ۲۳ قانون اساسی تفتیش عقاید ممنوع است و هر کسی در عقیده خود آزاد میباشد.

بسیاری از سؤالاتی که از بنده می‌شد چه در بازجوئی و جه در بازپرسی تلقینی یا توأم با اکراه و اجبار بنده بوده است که طبق ماده ۱۲۹ آئین دادرسی کیفری ممنوع می‌باشد.

در حال حاضر هم به خاطر زندانی بودن همسرم که صرفاً به خاطر  عقیده‌اش در زندان است بچه‌ها در شرایط اضطراب و ناراحتی بسر می‌برند و از نظر مالی تأمین نمی‌شوند و بازجوئی‌ها، بازپرسی و نهایتاً دادگاهی شدن خودم در ایجاد محیط متشنج و ناامنی برای بچه‌ها مضاعف گردیده است.

مقام محترم من یک ایرانیم و متعلق به این آب و خاک  لذا حقوق و تکالیفی دارم بنده اظهار می‌دارم که به تکالیف خود در قبال جامعه و حکومت در حد توانائی خود عمل نموده‌ام ولی حقوقی دارم که در مقابل آن مسئولین حکومتی مسئول می‌باشند. آیا لازم است حقوق مسلوبه اینجانبه به عنوان یک بهائی در ایران یک به یک بشمارم؟ مسلماً نسبت به آن آگاهی دارید. من زنی خانه‌دار با دو فرزند خردسال چه به بر هم زدن امنیت کشور اگر امنیت کسی به هم خورده باشد آن امنیت اینجانبه است که بسیاری از حقوق انسانی‌ام پایمال شده است. مهم‌ترین نیاز بشر امنیت خواهی او است آیا امنیت من به هم نخورده است؟ بای ذنب به کجا شکایت برم؟ آیا حفظ امنیت افراد از جمله مسئولیت‌های اصلی مسئولین حکومتی نیست؟ گسترش عدل و احیای حقوق عامه و آزادی‌های مشروح به موجب اصل ۱۵۶ قانون اساسی به عهده دستگاه قضایی است که در مورد اینجانبه بدرستی رعایت نشده آیا آنچه بر من وارد شده مصادیق بارز تعرض به حقوق انسانی و حقوق شهروندی و آزادی‌های مشروح از جمله اقدامات غیرقانونی در زمان بازجوئی:

- عدم تفهیم اتهام توسط مرجع قضائی با وجود تقاضاهای مکرر اینجانب در حین بازجوئی زیرا طبق اصل ۳۲ قانون اساسی و مواد ۲۴ و ۱۲۹ قانون آئین دادرسی کیفری پس از احضار هر متهمی باید بلافاصله دو موضوع به او تفهیم شود یکی نوع اتهام و دیگری دلایل اتهام که متأسفانه هیچ‌گونه دلیلی ارائه نشد و هیچ اتهامی تفهیم نگردید و صرفاً به بازجوئی جهت کسب اطلاع و تشکیل پرونده بسنده شد

- توهین‌های مکرر که ذکر آنها در این مقال شایسته نیست و فریادها و فشارهای عصبی و روحی و روانی که مأمور اطلاعات بر من وارد کرد و مخالف اصل ۳۸ قانون اساسی "هرگونه شکنجه برای گرفتن اقرار و یا کسب اطلاع ممنوع است اجبار شخص به شهادت، اقرار یا سوگند مجاز نیست و چنین شهادت و اقرار و سوگندی فاقد ارزش و اعتبار است. متخلف از این اصل طبق قانون مجازات می‌شود ".

- چند روز بازجوئی من تا تاریکی شب ادامه داشت که با وجود اعتراض بنده به غیرقانونی بودن این عمل نتیجه‌ای جز تهدید و توهین و ارعاب نداشت.

-  با وجود تقاضای مکرر بنده مبنی بر حضور مأمور زن در زمان نیاز بنده با تقاضایم موافقت نشد و این در حالی بود که رفتار و سخنان بازجویان مرد فضای رعب‌انگیز و ناامن برای من را در محیط بازجوئی ایجاد می‌کرد.

- در تمام مواقع موارد غیرقانونی بودن بازجوئی را در برگه‌های بازجوئی مستند می‌نمودم که متأسفانه توسط جناب بازجو پاره می‌شد و بنده را مورد توهین و استهزا قرار داده و نوع نگارش جواب‌ها را دیکته می‌کردند.

- در بسیاری موارد جناب بازجو نحوه نگارش و موضوعات اجوبه را دیکته می‌نمودند.

- بسیاری از مراحل بازجوئی همراه با توهین به اعتقادات این‌جانب و سؤال و جواب از اعتقادات شخصی و خصوصی بنده بوده است.

 

 

نیست! مگر در حقوق و قوانین داخلی ایران از جمله  اصول ۲۲ و ۳۲ و ۳۶ و ۳۷ قانون اساسی حیثیت و امنیت افراد مورد تأکید قرار ندارد مگر برخورداری از آن حق مردم نیست؟

مقام محترم اینجانب همواره خیرخواه مملکت خود بوده‌ام بر اساس اعتقاداتم همواره تابع حکومت متبوعم جمهوری اسلامی ایران بوده‌ام همواره فردی قانون‌مدار بوده‌ام هرگز تلاشی جهت بر هم زدن امنیت کشور و تبلیغ علیه جمهوری اسلامی انجام نداده‌ام. لذا از شما مسئول محترم تقاضا می‌کنم جهت احقاق حقوق مسلوبه من و فرزندان خردسالم اقدام عاجل مبذول فرمائید.

با تشکر

انیسا فنائیان

 

رونوشت:

 -دادستان محترم سمنان

- رئیس کمیته حقوق شهروندی سمنان

 - رئیس محترم قوه قضائیه

-  رئیس کمیسیون اصل ۹۰ مجلس

- رئیس حقوق بشر اسلامی

- بازرسی کل کشور

- رئیس کمیسیون حقوق بشر سازمان ملل در تهران

- رئیس کمیسیون حقوق بشر کانون وکلاء

- دفتر حفظ حقوق شهروند تهران

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]