[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] بولتن نیوز

[تاریخ:] ۸ بهمن ۱۳۸۹

 

تخریب حضیره القدس و فرياد «مهدي بيا»ي مردم + تصاوير

مرحوم فلسفی نیز در فاصله ده روز سراسر ایران را به یک انبارت باروت بدل کرد. سخنان ایشان پیرامون بهائیت آنچنان مستدل و مفید بود که مردم به حرکت درآمدند و هر لحظه بیم آن می رفت که خود راسا دست به کار شوند و اماکن تبلیغاتی آنان را ویران سازند. همچنین آیت الله بروجردی طی پیامی خطاب به شاه هشدار داد...

بولتن نیوز: بیش از ۱۶۰ سال از نخستین روزی که مردم ما به فتوای مراجع عظام به جنگ بابیت رفتند می گذرد. در تمام این مدت آنان در دفاع از حریم اسلام تا پای جان ایستادند. علاوه بر بابیان، بهائیان نیز که ادامه آنان بودند برای پیشبرد اهداف شوم خود بارها با قساوت خون پاک مسلمانان و بخصوص شیعیان معتقد را ریخته­اند که به دلیل حمایت تروریسم جهانی از آنان هیچ واهمه ای از ادامه این روش ندارند.

فرقه ضاله بابیت از ابتدای شکل گیری در روزگار محمدشاه قاجار و پس از آن پیدایش فرقه بهایئت در اوایل سلطنت ناصرالدین شاه تا امروز همواره در خدمت استعمار بود و جز خدمت به منافع بیگانگان استعمارگر به راه دیگری نرفته اند. خطر وجود چنین فرقه های وابسته ای را روحانیت آگاه شیعه از همان روزهای اول احساس کرد و برای خنثی نمودن آن آستین همت بالا زدند و رو در روی ایادی استعمار که با هدف گسترش این فرقه و تضعیف اسلام به تکاپو برخاسته بودند ایستاد.

طبق اسناد موجود سال ۱۳۲۲ ش. مطابق با سده اول بهائیت بود. در کتابهای بهائیان پیش بینی شده بود که در پایان قرن اول بهائیان پیروزی آنان آغاز خواهد شد. لذا محافل بهائیان فعالیت و تبلیغات خود را به بالاترین حد ممکن رساندند. در يکی از دستورات شوقی افندی سومین رهبر فرقه بهائیان آمده است:

«قبل از انقضای قرن اول تکثیر مراکز و محافل در مدن و قرای در هر یک از ایالات مهد امرالله است. مساعی فوری و مستمر منظم و دلیرانه ضروری ملا اعلی برای تضمین فتح و ظفر مهیا. احبا فتوحات باهره را به کمال اشتیاق منتظرم. »

حضيرة القدس

به دنبال این دستور فعالیت بهائیان در نفوذ به ادارات دولتی، ساختن محفل و تبلیغ و تظاهرات به شدت گسترش یافت. گستاخی بهائیان به جایی رسید که در شب نیمه شعبان سال ۱۳۲۳ یکی از شیعیان را در شاهرود به قتل رساندند. حجت الاسلام راسنجانی که در رمضان ۱۳۲۹ برای تبلیغ به سروستان فارس رفته بود نقل می کند که بهائیان حتی چاه حمام مسجد محل را پرکردند و به حمام زنانه هجوم بردند و زن کدخدا را لخت از حمام بیرون آوردند.

مبلیغین بهایی آزادانه به شهرها و روستاها می رفتند و علنا مردم را به کیش بهائیت دعوت می کردند. مردم که از هجوم تبلیغاتی و فعالیت روزافزون بهائیان به خشم آمده بودند به آیت الله بروجردی پناه آوردند. ایشان ابتدا روحانیون را برای خنثی سازی تبلیغات بهائی به محل فعالیتهایی تبلیغاتی آنها فرستادند و همزمان با جلوگیری از اقدامات خشونت آمیز بهائیان طبق روش سیاسی خود با دولتهای وقت موضوع را در میان گذاشتند. البته در این موارد توسط حجت الاسلام فلسفی به سپهبد رزم آرا تذکر دادند. این تذکر نه تنها در رزم آرا اثر نکرد بلکه سکوت و حمایت دولت از بهائیان موجبات گستاخی بیشتر آن را در پی داشت.

این قضیه ادامه داشت تا اینکه اخرین درگیری مهم مردم و فرقه ضاله بهائیان در سال ۱۳۳۴ رخ داد. گستاخی بهائیان در این سال بدانجا رسیده بود که صریحا اعلام داشتند از سال ۱۳۳۵ بهائیت مذهب رسمی ایران خواهد شد. مردم که شاهد این گونه تلاشها بودند به روحانیون روی آوردند و خواستار چاره ای در این زمینه شدند. علما هم طی تماسهایی با آیت الله بروجردی خواستار دخالت ایشان در این ماجرا شدند. ایشان نیز مرحوم فلسفی را مامور بسیج افکار عمومی در این زمینه کردند.

مرحوم فلسفی نیز در فاصله ده روز سراسر ایران را به یک انبارت باروت بدل کرد. سخنان ایشان پیرامون بهائیت آنچنان مستدل و مفید بود که مردم به حرکت درآمدند و هر لحظه بیم آن می رفت که خود راسا دست به کار شوند و اماکن تبلیغاتی آنان را ویران سازند. همچنین آیت الله بروجردی طی پیامی خطاب به شاه هشدار داد اگر دولت راساً دست به کار نشود و اماکن تبلیغاتی بهائیان را تعطیل و تخریب نکند روحانیت و مراجع به وظایف دینی خود عمل خواهند کرد. اولتیماتوم آیت الله بروجردی و پیگیری ماهرانه مرحوم فلسفی و تلاش سایر روحانیون رژیم را در بیم و هراس فرو برد و موجب شد تا شاه علی رغم تکبر و تبختر خود با قیافه ای متواضعانه به اعزام نمایندگانی به قم و بیت علما به استمالت از روحانیون و مراجع بپردازد.

مرحوم فلسفي در حال كلنگ زدنبه مكان حضيرة‌القدس

بر این اساس شاه مستشاران خود را فراخواند و از آنان خواست تا در جستجوی راهی برای بیرون رفتن از این بن بست شد. سرانجام بر اساس مشاوره ها در تاریخ ۱۶ /۲ /۱۳۳۴ پلیس حضیره القدس که در تقاطع خیابان طالقانی و حافظ که مقابل دانشگاه امیرکبیر قرار دارد (این محل پس از پیروزی انقلاب در اختیار حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی قرار گرفته است) را اشغال کرد و فرمانداری نظامی تهران اعلامیه ای به این شرح صادر نمود:

چون تظاهرات و تبلیغات فرقه بهایی موجب تحریک احساسات عمومی شده است لذا به منظور حفظ نظم و انتظامات عمومی دستور داده شد قوای انتظامی مرکز تبلیغات این فرقه را که «حضیره القدس» نامیده می شود اشغال نماید که از هرگونه پیش آمد احتمالی سوء جلوگیری شود. »

با انتشار خبر اشغال حضیره القدس، مردم دسته دسته خود را به آنجا می رساندند و یک صدا شعار می دادند: «مهدی بیا مهدی بیا». حدود یک هفته از این ماجرا گذشت اما مردم همچنان خواستار تخریب این محل بودند از این روی رژیم یک نمایش دیگر به صحنه آورد و در روز ۲۱ /۲ /۱۳۳۴ عده ای از امرای ارتش بر پشت بام حضیره القدس رفتند و سرلشکر باتمانقلیچ رئیس ستاد ارتش و سرتیپ تیمور بختیار فرماندار نظامی تهران هر یک با کلنگ ضرباتی به گنبد حضیره القدس وارد ساختند و به این ترتیب ظاهرا کار تخریب حضیره القدس آغاز شد.

باتمانقليچ در حال تخريب حضيرة‌القدس

اما رژیم قصد تخریب واقعی این محل را نداشت به همین سبب تعداد معدودی کارگر ساختمانی را مامور تخریب این بنا کرده بود در حالی که اگر مردم را به یاری می طلبیدند در فاصله چند ساعت اثری از ان باقی نمی ماند. پس از تخریب گنبد کار تخریب حضیره القدس تعطیل شد و مسئولان ادعا کردند که مهندسان درصدد پیدا کردن راهی برای ایجاد سرعت در ترخیب این بنا هستند و به این ترتیب موضوع را به دست عامل زمان سپردند تا به تدریج از ذهن مردم بیرون برود. به دنبال بسته شدن حضیره القدس و شدت یافتن مبارزات روحاینت علیه بهائیان سیل طومارها و تلگرافات در حمایت از این حرکت به مرحوم فلسفی سرازیر شد.

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]