[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه:] ایران تایمز

[تاریخ:]  فوریه ١٩٨٠

 

اقلیت‌های مذهبی ایران نگران تبعیض...

از: واشنگتن‌پست

برگردان: سرویس خارجی ایران تایمز

در مورد اقلیت‌های مذهبی ایران به‌جز مسلمانان سنی هیچ‌گونه سازش یا انعطافی دیده نمی‌شود.

اقلیت‌های ارمنی، آسوری، بهائی، کلیمی و زرتشتی ایران در سرزمین خود احساس بیگانگی میکنند.

آیت اله خمینی اخیراً اعلام داشت آماده است برای اقلیت‌های سنی در قانون اساسی ایران امتیازاتی برابر با پیروان مذهب شیعه قائل شود. لیکن در مورد سایر اقلیت‌های مذهبی غیرمسلمان ایران هیچ‌گونه سازش یا انعطافی مشاهده نشده است.

علی‌رغم ادعای مقامات دولتی دایر بر اینکه کلیه شهروندان کشور قطع‌نظر از عقاید مذهبی با هم برابر هستند اقلیت‌های ارمنی، آسوری، بهائی، کلیمی و زرتشتی ایران که جمعاً در حدود ۳ درصد جمعیت کشور را تشکیل میدهند در سرزمین خود احساس بیگانگی می‌کنند.

برخی از روحانیان شیعه، اقلیت‌های غیرمسلمان را از دستیابی به مشاغل دولتی محروم و یا ادامه انجام وظیفه را برای آنها مشکل ساخته‌اند. خصومت پیروان شیعه نسبت به سایر مذاهب اقلیت‌های مذهبی ایران را نگران ساخته است.

بهائی‌ها از لحاظ تعداد بزرگترین گروه اقلیت مذهبی ایران را تشکیل میدهند لیکن شرایط زندگی آنها از دیگر اقلیت‌ها به مراتب دشوارتر است. قانون اساسی جمهوری اسلامی کیش بهائیان را مانند دیگر مذاهب چهارگانه کشور (اسلام، مسیحیت، یهودیت و آئین زرتشتی) به رسمیت نمی‌شناسد. بهائیان همچنین مجاز نیستند به‌عنوان یک گروه سیاسی در ایران فعالیت کنند.

اندکی پیش از سال نو میلادی به بهائیان شاغل در ارتش دستور داده شد بین دین خود و خدمت در ارتش یکی را انتخاب کنند. بازنشستگان بهائی نیز چنانچه یکی از ادیان رسمی کشور را نپذیرند حقوق بازنشستگی خود را از دست خواهند داد.

در حدود ۷۰۰ افسر و تعداد نامعلومی سرباز بهائی در ارتش خدمت می‌کنند.

تعداد بهائیان که از جانب پیروان شیعه، کافر شناخته می‌شوند در ایران در حدود ۵۰۰۰۰۰ نفر و در خارج بسیار بیشتر است. آزار و اذیت بهائیان تازگی ندارد. بهائیان به وحدت بشریت معتقدند ولی گویند ادیان بزرگ به‌رغم اختلافات ظاهری از حقیقت واحدی پیروی می‌کنند.

بهائیان نیز مانند دیگر اقلیت‌های مذهبی مورد حمایت شاه سابق بودند و عده کمی از آن‌ها در انقلاب اسلامی علیه حکومت سابق ایران شرکت کردند. در ماه‌های آخر حکومت شاه، سازمان امنیت ظاهراً برای کاستن از انتقادات مردم علیه دولت به مخالفت با بهائیان مبادرت کرد.

احساسات ضد بهائی نهفته در ایران چندان قوی است که شایعه بهائی بودن امیرعباس هویدا نخست‌وزیر رژیم سابق و نعمت اله نصیری رئیس سازمان امنیت برای محکومیت آن‌ها کافی بود. هویدا و نصیری هر دو از طرف دادگاه انقلاب محکوم به اعدام شدند. بهائیان معتقدند هیچ‌یک از این دو درواقع از احکام کیش بهائی پیروی نمی‌کردند (هرچند پدر و پدربزرگ هویدا بهائی بودند) و به پیروان این مذهب اجازه نمی‌دادند نقش سیاسی فعالی داشته باشند.

در زدوخوردهای قبل از انقلاب چهار بهائی کشته شدند، میلیون‌ها دلار ثروت بهائیان از دست رفت و ۷۰۰ تن از آن‌ها بی‌خانمان شدند. تبعیض علیه بهائیان از دوره انقلاب به بعد همواره رو به افزایش می‌رود. کلیه مراکز بهائیان توقیف‌شده و مقبره پیشوای بهائیان در شیراز شدیداً آسیب‌دیده است.

به گفته بهائیان، دولت در وهله اول آن‌ها را سرکوب نموده سپس تحت‌فشار اقتصادی قرار داد. بنیاد همکاری اجتماعی بهائیان و بیمارستان آنها توسط دولت توقیف گردید و بیش از ۲۰۰۰ قطعه املاک و مستغلات به ارزش صدها میلیون دلار از مالکیت آنها خارج شده است.

طرز رفتار با پیروان شاغل در دستگاههای دولتی و تبعیضات اجتماعی علیه آنها بهائیان را در مورد امکان از دست دادن کار خود نگران ساخته است. در حدود ۳۵ درصد بهائیان (که بیشتر در تهران، شیراز، اصفهان، تبریز، مشهد و بعضاً در دهکده‌های خاص خود سکونت دارند) در دستگاه‌های دولتی خدمت می‌کنند. جامعه بهائیان ایران برای کمک به خانواده‌هایی که سرپرست آن‌ها شغل یا حقوق بازنشستگی خود را از دست داده صندوق کمک مخصوصی ایجاد کرده‌اند.

از تابستان گذشته به بعد دست‌کم دو بهایی تحت شرایط عجیبی اعدام شده‌اند. یک سرهنگ بهایی بعد از انقلاب در اصفهان دستگیر و توسط دادگاه انقلاب محاکمه و محکوم به مرگ شد. لیکن دوستان وی توانستند به دادگاه ثابت کنند که اتهامات وارده نمی‌تواند صحت داشته باشد. با این حال طبق اظهار منابع موثق حکم اعدام در باره او اجرا شد. دادگاه بعداً ادعا کرد که سرهنگ مذکور بر اثر حمله مردم کشته شده حال آنکه او در واقع بوسیله جوخه آتش اعدام شده بود.

بهار و جانی یکی از تجار مهاباد، تابستان گذشته به دستور شیخ صادق خلخالی رئیس دادگاه انقلاب اعدام گردید. تاجر مذکور که در خلال محاکمات مخالفان رژیم خمینی در کردستان توسط شیخ خلخالی برای ادای شهادت در دادگاه حاضر شده بود ملزم گردید بین مرگ و یا توبه از مذهب خود یکی را انتخاب کند.

اقلیت‌های مذهبی در دوره شاه سابق زندگی مرفهی داشتند. آنها با برخورداری از امکانات تحصیلی و سخت‌کوشی، در مؤسسات دولتی به کارهایی سودمند اشتغال داشتند. بسیاری از اقلیت‌ها مانند مسلمانان شیعه به طبقه متوسط ایران تعلق داشتند و پس از انقلاب ایران را ترک کردند. خروج برخی از اقلیت‌ها از ایران دلائل اقتصادی و مالی داشته است. برای نمونه بسیاری از فرش فروشان کلیمی میگویند از صدور فرش به خارج توسط آنها جلوگیری میشود حال آنکه برای مسلمانان چنین محدودیتی وجود ندارد.

مقررات قانون اساسی جدید دایر بر تضمین آزادی مذهبی اقلیت‌ها «در چارچوب قوانین اسلامی» نیز برخی از اقلیت‌های مذهبی ایران را نگران ساخته است. بدین ترتیب مدارس مختلط و شنای مختلط و استفاده از مشروبات الکلی که در مراسم مذهبی مسیحیان، کلیمی‌ها و زرتشتی‌ها معمول است ممنوع گردیده است. یک منبع بهائی می‌گفت: «اگر ما را به‌عنوان حزب قبول ندارند باید به‌عنوان مذهب قبول داشته باشند. در این دنیا باید جایی هم برای ما وجود داشته باشد.»

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]