برانگیختن نفرت: بهاپیان سمنان

 مطالعه ای موردی در زمینۀ نفرت دینی

 

 

 

ترجمه‌ای از: یک گزارش ویژه از جامعۀ جهانی بهائی

آبان ماه ۱۳۹۱ (اکتبر ۲۰۱۲)

 

 

 

فهرست

۱    مقدّمه .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  . ۱

۲    جامعه‌ای زیر آتش‌بار  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  ۳

۳    یورش، دستگیری و زندان .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  . ۶

۴    آتش‌افروزی و ویرانگری .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  ۸

۵    دانش‌آموزان مدرسه و دانشجویان .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  . ۱۱

۶    حملات اقتصادی .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  . ۱۳

۷    برانگیختن نفرت .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  . ۱۶

۸    آزادی دینی .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  . ۲۰

۹    مسئلۀ بهائیان .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  ۲۲

۱۰  نتیجه.  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  ۲۵

ضمیمه الفگاه‌شمار رویدادها .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  ۲۷

ضمیمه ب اسناد وابسته  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  .  ۳۱

 

۱          مقدّمه

جمهوری اسلامی ایران بیش از سه دهه است که به آزار بهائیان ایران پرداخته است. بهائیان، بزرگ‌ترین اقلیت دینی غیرمسلمان در ایران را تشکیل می‌دهند. بعد از سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹)، بیش از ۲۰۰ بهائی اعدام، صدها تن دیگر زندانی و همچنین ده‌ها هزار نفر از حق تحصیل، حق داشتن شغل و آزادی انجام مناسک دینی خود محروم شدند. 

 

از شهریور ۱۳۹۰ برابر با سپتامبر ۲۰۱۲ تا به امروز، نزدیک به ۱۱۰ بهائی، تنها به خاطر اعتقادات دینی خود، در زندان به سر می‌برند که برخی از آنها به دلیل همکاری در فراهم کردن کلاس‌های غیررسمی دانشگاهی برای جوانان بهائی محروم از تحصیل دستگیر شده‌اند.

 

نمایندگان جمهوری اسلامی، در برابر رسانه‌های خبری و همچنین در سازمان ملل متحد، بارها آزار بهائیان را انکار کرده‌اند. آن‌ها برای توجیه اخبار کذب خود، ادعا می‌کنند فقط تعداد اندکی بهائی در کشور وجود دارد و یا بهائیانی که در زندان هستند، به دلیل جاسوسی یا دیگر فعالیت‌های ضد دولتی است.

 

با این‌ حال جمهوری اسلامی، خود در بسیاری از اسناد رسمی آشکارا سیاست سرکوب و فشاری را مطرح کرده است که به طور خاص بهائیان را هدف قرار می‌دهد. این سیاست هدفمند در صدد آن است که بهائیان را به حاشیه جامعه براند. در حقیقت این نکته اعتراف ضمنی به این مسئله است که اتّهام فعالیت غیرقانونی جامعه بهائی بطور آشکارا نادرست است.

 

مهم‌ترین این اسناد یک سند محرمانه به تاریخ ۱۳۶۹(۱۹۹۱)، معروف به یادداشت «مسئلۀ بهائیان» است. این یادداشت که در سال ۱۳۷۱(۱۹۹۳) توسط سازمان ملل متحد افشا شد، چیزی کمتر از نقشه‌ای برای اختناق جامعهٔ بهائی نبود. در این سند با زبانی تند صراحتاً بیان می‌شود هدف کلی جمهوری اسلامی آن است که با بهائیان به شیوه‌ای رفتار کند که «راه ترقّی و توسعه آنان مسدود شود». 

 

این یادداشت محرمانه به تأیید بالاترین سطوح حکومتی رسیده است، به گونه‌ای که امضای رهبر ایران، علی خامنه‌ای را بر خود دارد.این سند خواهان مجموعه‌ای از گام‌ها در سیاست‌گذاری علیه بهائیان است که هدف آنها محدود نمودن معیشت بهائیان، مقابله با عقاید و فعالیت‌های دینی آنان و محرومیت از دسترسی به آموزش عالی است. علاوه بر آن، خواهان تأسیس «مؤسّسات تبلیغی» برای مقابله با «فعالیت‌های اعتقادی و تبلیغی بهائیّت» است.

 

هدف ناگفتۀ این یادداشت آن است که بر خلاف وقایع دهۀ ۶۰)دهۀ ۱۹۸۰ (که طی آن اعدام‌ها و زندانی شدن بهائیان اعتراض گسترده جهانیان را برانگیخت، این بار بدون جلب توجه بیش ‌از حدِّ رسانه‌های خبری بین‌المللی و ناظران حقوق بشر، حداکثر فشار بر جامعه بهائی اِعمال شود.

مورد سمنان

این گزارش ویژه، آثار این سیاست را در شهر سمنان واقع در شمال مرکزی ایران، بررسی می‌کند. شهر سمنان در ۲۰۰ کیلومتری شرق تهران واقع است. این شهر جمعیتی در حدود ۱۲۵۰۰۰ نفر دارد که بخشی از آن را چند صد بهائی از تمام اقشار و طبقات اجتماعی و اقتصادی تشکیل می‌دهند.

 

 بهائیان سمنان با وجود تعداد اندک خود، در سال‌های اخیر هدف آزارهای رو به افزایشی بوده‌اند. آنها با رشته‌ای از حملات جسمی، روانی و اقتصادی، مواجه شده‌اند که از جمله می‌توان به بازداشت‌های خودسرانه، تعطیلی کسب‌وکار، تخریب گورستان‌ها، تقبیح اعتقادات آنان در مدارس، انتشار تبلیغات ضد بهائی و به آتش کشیدن املاکشان اشاره کرد.

 

در حالی که این نوع حملات فقط محدود به بهائیان سمنان نیست، ولی وضعیّت آنها با توجّه به شدت عمل، اتحاد و هماهنگی عناصر رسمی و نیمه‌رسمی – از جمله نیروی انتظامی، دادگاه‌ها، مقامات محلی و روحانیون – شایان توجه است.

 

در مهر ۱۳۹۰ (اکتبر ۲۰۱۱)، یک گزارش منتشر شده از سوی جامعه جهانی بهائی با عنوان برانگیختن نفرت: کمپین رسانه‌ای ایران برای پلید جلوه دادن بهائیان، به بررسی یک کمپین گستردهٔ رسانه‌ای تحت حمایت حکومت پرداخت که در سال‌های اخیر به شکل فزاینده‌ای آئین بهائی را پلید جلوه داده و سعی در بدنامی آن کرده است. این گزارش نمونه‌ای از تبلیغات رسمی و نیمه‌رسمی ضد بهائی، منتشر شده طی یک دورهٔ ۱۶ ماهه از آذر ۱۳۸۸(اواخر ۲۰۰۹) تا اردیبهشت ۱۳۹۰ (اوایل مه ۲۰۱۱) را ارائه کرد و بیش از ۴۰۰ مقاله، برنامه رادیو تلویزیونی یا صفحات اینترنتی را که در آنها به دروغ، بهائیان به عنوان منشأ همهٔ بدی‌های قابل تصور نشان داده می‌شدند، مستند ساخت.

 

این کمپین رسانه‌ای ضد بهائی به دنبال آن است که بهائیان ایران را «غیرخودی»، «بیگانگانی» در سرزمین خود، «دشمنان» دولت، اسلام و مردم ایران جلوه دهد. بدون شک هدف اصلی آن بوده که چنان تعصبی علیه بهائیان ایجاد شود که عموم مردم از آنها دوری جویند و به تعالیم بهائی به عنوان کفر و بدعت نگاه کنند.

 

گزارش کنونی در پی مستند کردن چگونگی فعالیت این کمپین رسانه‌ای ضد بهائی است. همراه با فعالیت‌های این کمپین، تلاش‌های هدفمندی از سوی حکومت صورت گرفته که با آزار مداوم بهائیان و محروم ساختن آنان از دسترسی به آموزش و اشتغال، سعی در سرکوبشان دارد. این گزارش نشان می‌دهد چگونه این تلاش‌ها در یک شهر تا نهایت درجه پیشروی کرده و در حقیقت نمونۀ کوچکی از نحوۀ برخورد با بهائیان و دیگر اقلیت‌ها در سراسر کشوراست.

 

۲          جامعه‌ای زیرآتش‌بار

 

در نگاه اول، جرائمی که عادل فنائیان را در خرداد ۱۳۹۱(مه ۲۰۱۲) برای شش سال راهی زندان کرد، بسیار سنگین به نظر می‌رسند. آنها شامل «بسیج یک گروه به قصد اخلال در امنیت ملّی» و «تبلیغ علیه نظام مقدّس جمهوری اسلامی ایران» بودند.

 

اما بررسی دقیق‌تر اسناد مورد نظر دادگاه نشان می‌دهد که آقای فنائیان به دلیل شرکت در فعالیت‌هایی محکوم شده است که در هر کشور دیگری کاملاً قانونی و حتی قابل تحسین هستند. فعالیت‌های وی شامل تشکیل مرتب جلسات دعا برای جامعه دینی خود، نظارت بر توسعهٔ کلاس‌های اخلاقی برای کودکان و نوجوانان و همچنین کمک به جوانان برای دست یافتن به آموزش دانشگاهی بوده است.

           

مجازات سنگینی که آقای فنائیان به خاطر تلاش‌هایش تحمل می‌کند – تلاش‌هایی که باهدف یکپارچه نگه‌داشتن جامعهٔ ستمدیدۀ بهائی انجام می‌شد – تنها یکی از مجموعه احکام سنگین زندان است که در خرداد ۱۳۹۱(مه ۲۰۱۲) برای بهائیان شهر سمنان صادر شد.

 

همچنین در ماه خرداد (مه)، سه بهائی دیگر نیز در سمنان به اتّهامات مشابه به زندان محکوم شدند. پویا تبیانیان حکم شش سال و نیم، فرامرز فیروزیان حکم چهار سال و نیم و انیسا ایقانی حکم چهار سال و چهار ماه دریافت کردند. شوهر خانم ایقانی، سیامک، هم اکنون در حال گذراندن دوران زندانش است و زندانی شدن این خانم، دو کودک خردسالشان را از زندگی با پدر و مادر محروم ساخته است. آقای ایقانی به دلیل عمل بر مبنای تعالیم بهائی در سال ۱۳۸۸ (۲۰۰۸) به اتّهام‌های «عضویت در گروه‌های غیرقانونی» و «تبلیغ به نفع فرقهٔ بهائیت» محکوم شده است. صفحهٔ ۳۵ را ببینید.

 

دو تن از زنان جوان بهائی - روفیا بیدقی و ژینوس نورانی - نیز اخیراً به یک سال زندان محکوم شده‌اند. آنها دوران محکومیت خود را در زندانی به سر می‌برند که بسیار شلوغ و خطرناک است و طبق گزارش‌ها در آن تجاوز جنسی به زندانیان جوان شایع است.

 

طی چهار سال گذشته، بهائیان سمنان از سوی مأموران حکومت با یورش، دستگیری و بازداشت‌های روزافزونی مواجه شده‌اند؛ محل کسب‌وکار آنها هدف حملات آتش‌افروزی و دیوارنویسی قرار گرفته و یا کاملاً بسته شده است؛ گورستان‌های آنها تخریب و در رسانه‌های مختلف و بر منابر مساجد به باورهایشان حمله شده است.  شاید شوم تر از همه شرایط کودکانشان باشد که در مدارس شهر مورد سرزنش و تحقیر قرار گرفته‌اند.

 

حداقل ۳۴ بهائی از سال ۱۳۸۴(۲۰۰۵) دستگیر شده‌اند. حدود ۲۷ محل کسب ‌وکار بهائیان توسط مقامات دولتی تعطیل شده و بیش از دوازده خانه، ملک و محل کسب‌وکار آنها مورد حملهٔ آتش‌افروزان قرار گرفته است.

 

این وضعیّت سخت و اسف‌بار فقط محدود به سمنان نیست. بهائیان در شهرها و دهکده‌های دیگر، از جمله آباده، الیگودرز، بوکان، اصفهان، ایول، خرم‌آباد، لالجین، مشهد، پارس آباد، رفسنجان، روان سر و شیراز، با آزارهای شدیدی مواجه هستند.

 

آنچه سمنان را مورد اهمیت قرار می‌دهد، عمق، وسعت و شدّت حملاتی است که در محدودۀ کوچکی طی چندین سال متمادی صورت گرفته است. علاوه بر آن، بر پایه تشویق و اجازه دولت جمهوری اسلامی است که امکان این حملات علیه بهائیان به صورت گسترده‌ای ممکن شده است. شدت یافتن حملات اخیر در این شهر نشان دهنده سطح تازه‌ای از فعالیت‌ها به منظور اجرای شدید تر سیاست دیرینه حکومت برای تبعیض علیه بهائیان است.

 

مرحلهٔ جدید آزار بهائیان سمنان در سال ۱۳۸۷(اواخر سال ۲۰۰۸) در حالی آغاز شد که بر اساس گزارش‌ها مجموعه‌ای از سمینارها و همایش‌های ضد بهائی در سطح وسیعی برای اطلاع عموم در این شهر برگزار شد. یکی از این برنامه‌ها که در سالن تئاتر جمعیت هلال‌احمر سمنان تشکیل شد، به تحلیل ارتباط فرضی بین آئین بهائی و صهیونیسم پرداخته بود. طرح این موضوع یکی از مضامین رایج تبلیغ علیه بهائیان است.

 

چند هفته پس از این همایش‌ها، در سحرگاه ۲۵ آذر ۱۳۸۷ (۱۵ دسامبر ۲۰۰۸)، منازل حدود ۲۰ بهائی مورد یورش مأموران قرار گرفت. مطالب مربوط به آئین بهائی، کامپیوترها و تلفن‌های همراه توقیف شدند. نه تن از بهائیانی که منازلشان هدف حمله قرار گرفته بود بازداشت شدند. یکی از این افراد در حین یورش و هشت نفر دیگر بعداً و همه به اتّهاماتی کاملاً کذب یا غیرقانونی و صرفاً در رابطه با اجرای مراسم آرام و صلح آمیز دیانت بهائی، دستگیر شدند. «مدارک» گردآوری شده در این یورش‌ها چندین بهائی دیگر سمنان را به دادگاه و سرانجام به زندان فرستاد.

 

پس از این، سیلی از حوادث مربوط به این رویداد به جریان افتاد:

 

  • از سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۹)، منازل، محل کسب‌وکار و گورستان‌های بهائیان با موارد متعدد آتش‌سوزی و یا ویرانگری مواجه شده‌اند. در حالی که بسیاری از این موارد ظاهراً به دست افراد ناشناس انجام گرفته، اما همهٔ شواهد حاکی از آن است که در پس این اقدامات، احکام رسمی وجود دارد و احتمالاً از مأموران لباس شخصی نیز استفاده می‌شود. این رویدادها اغلب با نوشتن شعارهای ضد بهائی مانند «مرگ بر بهائی» بر روی ساختمان‌ها همراه بوده است.

 

  • همراه با این حملات، مقامات محلی برای نابودی معیشت بهائیان تلاش‌های زیادی انجام داده‌اند. از جملهٔ این موارد تصمیمی است که در دی ماه ۱۳۸۷(اوایل سال ۲۰۰۹) توسط اتاق بازرگانی و حدود ۳۹ اتحادیه تجاری مربوطه اتخاذ شد که بر مبنای آن از صدور پروانه‌های کسب یا جوازهای مدیریتی بهائیان ممانعت به عمل آید و همچنین از تمدید پروانه‌های موجود خودداری شود. در خرداد ۱۳۹۱ (مه ۲۰۱۲) دو کارخانه متعلّق به بهائیان، تعطیل شد که در نتیجه آن نه تنها حدود ۱۷ نفر بهائی، بلکه حداقل ۴۲ تن از کارکنان مسلمان نیز شغل خود را از دست دادند. روی هم رفته، تعطیل کردن حدود ۲۷ مورد کسب‌وکار متعلق به بهائیان، تقریباً ۱۱۰ خانواده را از امرار معاش محروم کرده است.

 

  • از روحانیون مسلمان دعوت شده است تا در کلاس‌های درس در مدارس سمنان شرکت کرده، به آئین بهائی توهین کنند. در برخی موارد کودکان بهائی را از هم کلاسی‌های خود جدا کرده و حتی دانش‌آموزان مسلمان تشویق شده‌اند که به دانش‌آموزان بهائی آسیب بدنی وارد آورند.

 

  • مأموران اطلاعات، نظارت خود بر بهائیان سمنان را شدت بخشیده‌اند و ظاهراً به عنوان نوعی فشار روانی، همه‌جا آنها را تعقیب می‌کنند. طبق گزارش‌ها، تشدید نظارت سبب شده کودکان بهائی در ترس دائمی از دستگیر شدن والدین خود زندگی کنند.

 

این رویدادها حاکی از تلاشی هدفمند برای تحریک مردم سمنان به خشونت است، به گونه‌ای که حکومت بتواند ادعا کند این اعتقادات و فعالیت‌های ‎بهائیان است که موجب برانگیختن «مردم» می‌شود. این تلاش همچنین آشکارا به این منظور طراحی شده که دست مقامات را باز گذارد تا با مصونیت کامل، مستقیم و یا غیرمستقیم، بر علیه بهائیان اقدام کنند.

 

بهائیان با اقدامات گسترده‌ای تلاش کرده‌اند تا مقامات مربوطه را متوجه این همه بی‌عدالتی نمایند و خواهان جبران خسارت شده‌اند. تقریباً در تمامی این موارد دست رد به سینه آنها زده شده که شاهد دیگری بر چشم پوشی دولت بر این حملات است.

علاوه بر این، به نظر می‌رسد که حکومت در سال‌های اخیر، شروع به آزمایش روش‌هایی نموده است    که به طرز فزاینده‌ای خشونت‌بار است. این روند نه تنها به شکل افزایش دستگیری‌ها و زندانی نمودن افراد ظاهرشده، بلکه شامل برانگیختن نفرت علیه بهائیان نیز بوده است که نتیجه‌اش افزایش حملات شخصی، آتش‌افروزی، خرابکاری و نوشتن عبارات نفرت‌انگیز بر دیوارها بوده است. اغلب به نظر می‌رسد چنین حملاتی توسط شهروندان عادی آغاز می‌شوند، گرچه شواهد فراوانی از مداخلهٔ عاملان حکومت، چه به صورت مستقیم و یا از طریق تحریک به ارتکاب این حملات، وجود دارد.

۳          یورش، دستگیری و زندان

 

تعداد بهائیانی که در ایران دستگیر و به صورت خود سرانه بازداشت یا زندانی شده‌اند، از سال ۱۳۸۳(۲۰۰۵) به شدت افزایش یافته است. حداقل ۶۱۰ بهائی از مرداد ۱۳۸۳ (اوت ۲۰۰۴) دستگیر شده‌اند و اکنون بیش از ۱۱۰ نفر از آنها در پشت میله‌های زندان به سر می‌برند.

 

برنامه‌ریزی حکومت برای این دستگیری و بازداشت‌ها این است که بهائیان را در حالتی از ناامنی و وحشت نگاه دارد. وضعیّت کنونی در سمنان چنین تلاشی را به روشنی نشان می‌دهد.

 

صحنه‌ای که مأموران دولتی از اتومبیل‌های بدون پلاک خود بیرون می‌ریزند و به درب ورودی خانه‌ای هجوم می‌برند، برای بهائیان تبدیل به منظره‌ای عادی شده است. یورش‌ها معمولاً در سحرگاه با حضور حدود ۱۲ مأمور از وزارت اطلاعات با اتومبیل‌های بدون پلاک انجام می‌شود. طبق گزارش‌ها، ابتدا خطوط تلفن‌ها را قطع می‌کنند و سپس هر خانهٔ مسکونی کاملاً بازرسی می‌شود. مأموران، تلفن‌های همراه، کامپیوترها، اسناد، کتاب‌های بهائی و دیش‌های ماهواره را توقیف می‌کنند. در مواردی اسناد ملکی، پول نقد و جوازهای کسب نیز مصادره شده است.

 

حداقل ۳۴ بهائی ساکن سمنان از سال ۱۳۸۳(۲۰۰۵) دستگیر و بازداشت شده‌اند. تقریباً ۲۲ بهائی سمنانی از سال ۱۳۸۷(۲۰۰۹) به زندان محکوم گشته‌اند. بیشتر این افراد بین ۲۰ تا ۳۰ سال سن دارند. مجموع دوران محکومیت آنها به بیش از ۶۵ سال زندان می‌رسد.

 

هم زمان با تحریر این متن، پنج نفر از افراد مورد اشاره دوران محکومیت خود را گذرانده و آزاد شده‌اند. هشت نفر دیگر نیز در حال گذراندن احکام زندان خود هستند که بیشتر آنها به تازگی صادر شده و مدت آنها از یک تا شش سال متغیر است. یکی از آنها محکومیت زندان خود را به پایان رسانده و در حال گذراندن دوره تبعید داخلی است. چهار نفر دیگر با قرار وثیقه آزاد شده‌اند و منتظر دادگاه هستند و هشت نفر دیگر تا زمان دادگاه تجدیدنظر آزادند و یا منتظر احضار برای آغاز دوران زندان خود هستند. چندین نفر دیگر هم مورد بازجویی قرار گرفته‌اند.

 

افزایش موج دستگیری‌ها با شدت گرفتن نظارت مأموران شعبهٔ محلی وزارت اطلاعات همراه بوده است. گزارش‌ها از سمنان حاکی از آن است که وقتی بهائیان از منازل خود خارج می‌شوند، همه‌جا مورد تعقیب قرار می‌گیرند. اگر به مکان‌های عمومی مانند پارک نزدیک محل سکونتشان بروند، مأمورین به آنها نزدیک شده، درباره هدف آمدنشان به پارک، فردی که قرار است ملاقات کنند و آنچه قصد دارند درباره‌اش صحبت کنند، مورد سؤال و بازجویی قرار می‌دهند. بر اساس گزارش‌ها، ترس از دستگیری چنان فراگیر شده است که کودکان خردسال در حالتی از ترس دائمی زندگی می‌کنند و نگران هستند که مأموران هر آن در خانه را بزنند و والدینشان را با خود ببرند.

 

۹ تن از دستگیر شدگان ساکنان ۲۰ خانه‌ای بودند که در ۲۵ آذر ۱۳۸۷(۱۵ دسامبر ۲۰۰۸) توسط مأموران حکومتی مورد یورش قرار گرفتند، ظاهراً مأموران از این یورش‌ها برای جمع‌آوری «مدارکی» علیه آنان استفاده کردند.

 

یکی از دستگیر شدگان آن روز صهبا رضوانی بود. او در ٢٤ بهمن ١٣٨٧(۱۲ فوریه ۲۰۰۹ ) محاکمه شد. اتّهام وی «مشارکت در تشکیل گروه‌ها و سازمان‌های غیرقانونی» و «تبلیغ علیه جمهوری اسلامی از طریق تشکیل کلاس‌ها و دوره‌ها و توزیع سی دی‌های آموزشی و مشارکت در تبلیغات فردی به نفع فرقۀ ضالّۀ بهائیت» تشخیص داده شد، اتّهاماتی که کاملاً ریشه در فعالیت‌های او به عنوان یک بهائی دارد. او برای این به ظاهر/ به اصطلاح » جرائم «سه سال را در زندان گذراند و در آذر ١٣٩٠ (نوامبر ۲۰۱۱) آزاد شد.

 

از میان هشت بهائی دیگر که منازلشان در ۲۵ آذر ۱۳۸۷ (۱۵ دسامبر ۲۰۰۸) مورد یورش قرار گرفت، سه تن از آنان محکوم به شش ماه زندان شدند.

 

پروندهٔ پویا تبیانیان، فردی که اخیراً برای دومین بار دستگیر و به شش سال و نیم زندان محکوم شده، نمونۀ به ویژه آموزنده‌ای است از شیوه‌ای که مقامات سمنان بهائیان را سرسختانه مورد آزار و اذیت قرار می‌دهند.

 

وی در ۱۸ اسفند ۱۳۸۷ (۸ مارس ۲۰۰۹)، در محل کارش به دست مأموران وزارت اطلاعات دستگیر شد. مأموران، دو کامپیوتر متعلق به کارفرمای او را نیز توقیف کردند. آنها آقای تبیانیان را که در آن زمان ۲۴ ساله بود، به خانه برگرداندند و بازرسی دیگری انجام دادند و اسناد و مطالب مربوط به دیانت بهائی را توقیف کردند. او تا زمان محاکمه که تاریخ دقیقش مشخص نیست، بدون اتّهام در بازداشت نگه داشته شد.

 

زمانی، قاضی دادگاه به یکی از وکلای مدافع آقای تبیانیان گفته بود که «این [افراد] نجس و جاسوس هستند و شما نباید از آنها دفاع کنید». آقای تبیانیان به دو سال و نیم زندان محکوم شد، گرچه بعداً در دادگاه تجدیدنظر حکم او به دو سال کاهش داده شد.

 

با این حال، وی چندین بار دیگر دستگیر شد. پویا تبیانیان به دنبال یکی از این دستگیری‌ها در ۲۱ اسفند ۱۳۸۹ (۱۲ مارس ۲۰۱۱)، بیش از دو ماه در بازداشت به سر برد. وی در مهر/آبان ۱۳۹۰ (اکتبر ۲۰۱۱)، دوباره به مدت دو ساعت در دفتر محلی وزارت اطلاعات در سمنان مورد بازجویی قرار گرفت. در ۲۸ فروردین ۱۳۹۱(۱۶ آوریل ۲۰۱۲) به اتّهامات نامشخصی محاکمه و در خرداد ۱۳۹۱ (اواخر مه ۲۰۱۲) به شش سال و نیم زندان محکوم شد.

 

شواهد موجود نشان می‌دهد که قاضی پرونده آشکارا تعصب خود علیه بهائیان را به وکلای مدافع آقای تبیانیان ابراز داشته است. زمانی، قاضی حتی به وکلای مدافع که بهائی نیستند گفته بود اگر تصمیم با او بود، «همهٔ بهائیان را نابود کرده» بود.

۴          آتش‌افروزی و ویرانگری

 

از سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۹)، آتش‌افروزان حداقل دوازده بار به منازل بهائیان سمنان یا به محل کسب آنان حمله کرده‌اند. آنها همچنین ساختمان‌های واقع در گورستان بهائیان شهر را به آتش کشیده‌اند.

 

این حملات اغلب با نوشتن متن‌های ضد بهائی به وسیلهٔ افشانه بر ساختمان‌ها و املاک متعلق به بهائیان و یا دیگر اشکال ویرانگری همراه بوده است.

 

حوادث شامل موارد زیر هستند:

 

  • پرتاب بمب‌های آتش‌زا به یک آپارتمان سه طبقه که محل سکونت چندین خانواده بهائی بود. در ۱۳ بهمن ۱۳۸۷ (۱ فوریه ۲۰۰۹)، حدود ساعت ۳ صبح، دو کوکتل مولوتف به سمت ساختمان پرتاب شد که به طور مشخص آپارتمان‌های بهائیان را هدف قرار داده بود. یکی از بمب‌ها به دیوار کنار پنجره در طبقهٔ اول و بمب دوم به ایوان طبقهٔ دوم برخورد کرد. اعضای خانواده بعد از شنیدن صدای انفجارها فوراً شعله را خاموش کردند.

 

  • در ۷ اسفند ۱۳۸۷(۲۵ فوریه ۲۰۰۹)، همان ساختمان دوباره – با پرتاب کوکتل مولوتف به پنجره‌ها – مورد حمله واقع شد و یک بمب مشابه نیز پنجره‌های خانهٔ یک خانواده بهائی دیگر در سمنان را هدف گرفت. در هر دو مورد، بمب‌ها از پنجره به داخل نفوذ نکردند و [افراد خانواده] شعله‌ها را به سرعت خاموش کردند.

 

  • در فاصله زمانی بین اسفند ۱۳۸۷ تا شهریور ۱۳۸۸ (مارس تا اوت ۲۰۰۹)، فروشگاه‌های حداقل سه مغازه‌دار بهائی در سمنان، به دفعات، مورد حملهٔ آتش‌افروزان قرار گرفت. شاید گویاترین این حوادث مربوط به آقای پیمان شادمان باشد که املاکش با مجموعه‌ای از یورش‌هایی مواجه شد که همه را می‌توان تحت عنوان جنایات نفرت‌انگیز طبقه‌بندی کرد. در ۱۱ فروردین ۱۳۸۸ (۳۱ مارس ۲۰۰۹)، اتومبیل آقای پیمان شادمان در حالی که در جلوی منزل او پارک شده بود، با اسپری رنگی کاملاً از شکل اصلی خود خارج شد در حالی که نشانه‌هایی از شعار نویسی ضد بهائی بر روی آن به جای مانده بود. چند روز بعد، در ۱۳ فروردین (۲ آوریل)، روی مغازهٔ آقای شادمان نیز با اسپری رنگ پیام‌های ضد بهائی نوشته شد که نسبت به بهائیان ایجاد سوء ظن و نفرت‌انگیزی می‌کرد. در ۲ تیر (۲۳ ژوئن) به سوی مغازهٔ آقای شادمان سنگ پرانی شد. سپس در ۸ تیر (۲۹ ژوئن)، مهاجمان موتورسوار با موفقیتت، مغازهٔ آقای شادمان را به آتش کشیدند که به بخش بزرگی از کالاهای او آسیب رسید. چند هفته بعد، جسد گربه‌ای بر درب مغازهٔ وی آویخته شد و اندکی بعد مغازه او دوباره مورد حملهٔ آتش موتورسواران قرار گرفت.

 

  • محل سکونت آقای یحیی هدایتی و یک مغازهٔ متعلق به آقای اکبر پور حسینی در ۲۷ بهمن ۱۳۸۸ (۱۶ فوریه ۲۰۱۰) مورد حملهٔ آتش‌افروزان قرار گرفت. آقای هدایتی مانند آقای شادمان هدف آزار مکرر قرار گرفته بود. از فروردین تا خرداد ۱۳۸۸(آوریل و مه ۲۰۰۹)، خرابکاران حداقل نه بار پنجره‌های خانهٔ او را شکستند و آنجا را مورد حمله قراردادند و در ۱۲ شهریور ۱۳۸۹ (۳ سپتامبر ۲۰۱۰)، یک نوع وسیله آتش زا یا مواد منفجره به درون منزلش پرتاب شد.

حملات به گورستان

گورستانی که مورد استفاده بهائیان سمنان و سنگسر، شهری نزدیک به آن، قرار می‌گیرد، در اسفند ۱۳۸۷ (فوریهٔ ۲۰۰۹) مورد حملهٔ آتش‌افروزان و خرابکاران واقع شد. تقریباً ۵۰ سنگ قبر تخریب شد و غسالخانۀ گورستان به آتش کشیده شد. علاوه بر آن، روی تانکرها و مخازن بزرگی که در گورستان برای نگهداری آب از آنها استفاده می‌شده با اسپری رنگی شعارهای ضد بهائی نوشته شد. این شعارها، «بهائی کافر نجس» را به مرگ تهدید می‌کردند و در میان آنها اشاراتی به «اسرائیل و انگلیس» نیز شده بود.

 

در مرداد ۱۳۸۸(نیمهٔ اوت ۲۰۰۹)، قسمتی از گورستان بهائیان سمنان که در آن برای در گذشتگان دعا و نماز تلاوت می‌شده، با استفاده از لودر، به دست مهاجمان تخریب شد. آنها همچنین درب ساختمان واقع در گورستان را که به منظور شستشو و آماده کردن اجساد برای خاک‌سپاری به کار می‌رفته مسدود کردند و با لودر بر آن خاک ریختند.

حملات به سمنان محدود نمی‌شوند

نه فقط سمنان بلکه در سراسر ایران، آتش‌افروزی، دیوارنویسی و خراب‌کاری به نحو فزاینده‌ای علیه بهائیان به کار رفته است که به صورت نمونه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

 

  • در تاریخ ۴ مرداد ۱۳۸۷(۲۵ ژوئیه ۲۰۰۸) در شهر رفسنجان واقع در استان کرمان، اتومبیل یکی از بهائیان سرشناس این شهر توسط موتورسواران به آتش کشیده و تخریب شد. صاحب اتومبیل و ۱۰ خانواده بهائی دیگر شهر نامه‌هایی تهدیدآمیز از گروهی که خود را «نهضت ضدّ بهائیت جوانان رفسنجان» می‌خواندند دریافت کردند که از جمله موارد مطرح شده در آن نامه تهدید بهائیان به جهاد (جنگ مقدس) بود.

 

  • در سال ۱۳۸۹ (اواخر سال ۲۰۱۰)، حداقل دوازده مغازهٔ متعلق به بهائیان شهر رفسنجان مورد حملهٔ آتش‌افروزان قرار گرفت. در این حملات که به برخی از اماکن کسب بهائیان رفسنجان خسارت‌های سنگینی وارد کرد، با توزیع یک نامۀ تهدیدآمیز همراه بود که به منازل و محل کار ۲۰ بهائی فرستاده شده بود. در این سندِ بدون نام که خطاب به «اعضای فرقۀ ضاله بهائیت» بود، از بهائیان خواسته شد تعهدی را امضا کنند که از ایجاد «رابطه و دوستی با مسلمان‌ها» و «به‌کارگیری و استخدام شاگردان مسلمان» خودداری کنند. همچنین به بهائیان تاکید شد دین خود را در اینترنت نیز تبلیغ نکنند.

 

  • یک روحانی ساکن قم در ۱۸ دی ۱۳۸۷ (۷ ژانویه ۲۰۰۹) از روستای خَبر در استان کرمان بازدید کرد. وی ضمن ایراد خطبه‌ای با حمله به دیانت بهائی، مردم را تشویق به آتش کشیدن باغ‌های متعلق به بهائیان کرد. روز بعد از سخنرانی، حدود ۱۰ متر از حصار پیرامون باغی متعلق به امامعلی راسخی به آتش کشیده شد. یک هفته بعد تلاش دیگری برای آتش‌افروزی در باغ آقای راسخی انجام شد، اما فقط بخشی از دیوار (که با دیوار باغ مجاور متعلق به یک مسلمان مشترک بود) خسارت دید. پس از رفتن این روحانی، یک روحانی محلی به تشویق مسلمانان به حمله بر بهائیان ادامه داد و اندکی بعد شعارهای ضد بهائی روی دیوارهای اطراف منازل و مغازه‌های برخی از بهائیان روستا ظاهر شد.

 

  • در ۲۱ خرداد ۱۳۸۷(۱۰ ژوئن ۲۰۰۸)، یک آلاچیق واقع در ملک آقا و خانم موسوی، بهائیان سالمندی که در دهکده تنگریز استان فارس زندگی می‌کنند، پس از ریختن بنزین، به آتش کشیده و تخریب شد. هنگام انفجار مخزن بنزین که برای افروختن آتش به کار رفته بود، خانم و آقای موسوی، همراه دو پسرشان که در نزدیکی ساختمان خوابیده بودند، به سختی جان سالم به در بردند. خانوادهٔ موسوی باور دارند که مجرم هنگام آتش‌افروزی فکر می‌کرده همه آنها در آلاچیق خوابیده‌اند. آقای موسوی علیه فردی که به گمان او عامل آتش‌سوزی بوده، به طور رسمی شکایت کرد، اما دفتر قضائی از پیگیری پرونده سر باز زد زیرا مظنون به کتاب قرآن سوگند خورد که گناهکار نیست. خانواده موسوی به احترام قرآن از شکایت خود صرف‌نظر کردند.

 

  • در ۲۶ خرداد ۱۳۸۷ (۱۵ ژوئیه ۲۰۰۸)، چند کوکتل مولوتف به حیاط جلویی خانهٔ خسرو دهقانی و همسرش، دکتر هما آگاهی، واقع در ویلا شهر پرتاب شد. این واقعه درست چند ماه بعد از آن رخ داد که دکتر آگاهی پس از تهدیدهایی از سوی افراد ناشناس مربوط به بهائی بودنش، مجبور به تعطیل کردن مطب خود در نزدیکی نجف‌آباد شد. وی به مدت ۲۸ سال در آن محل به طبابت مشغول بود.

 

  • در ۲۹ خرداد ۱۳۸۷(۱۸ ژوئیه ۲۰۰۸)، درست چند هفته پس از شعله‌ور شدن اتومبیل خانواده شاکر در کرمان، منزلشان نیز به آتش کشیده شد و از بین رفت. این رویدادها پس از مجموعه‌ای از تلفن‌های تهدیدآمیز رخ داد.

۵          دانش‌آموزان مدرسه و دانشجویان

 

از نیمه دوم دی ماه تا نیمه اول بهمن ماه ١٣٨٥(نیمه ژانویه تا نیمه فوریه ۲۰۰۷)، طی یک دوره ۳۰ روزه، حدود ۱۵۰ حادثه که شامل: توهین، بدرفتاری و حتی خشونت‌های جسمی از سوی مسئولین مدارس علیه دانش‌آموزان بهائی می‌شد در حداقل ۱۰ شهر ایران گزارش شده است. چنین رویدادهایی گاه به گاه به صورت پراکنده در سراسر کشور ادامه دارد.

کودکان بهائی سمنان نیز از این حملات مصون نبوده اند. در سال‌های ١٣٨٦ تا ١٣٨٨(۲۰۰۸ و ۲۰۰۹)، رویدادهای زیر گزارش شده است:

  • در بیش از دو مورد، روحانیون مسلمان به کلا‌س‌های درس سمنان دعوت شدند تا سخنرانی‌هایی در توهین به دیانت بهائی ایراد کنند. این واقعه در سطوح مختلف آموزشی رخ داده است.

 

  • مسئولین مدارس در حداقل دو مورد از ثبت‌نام کودکان بهائی در مدرسه سر باز زده‌اند.

 

  • دانش‌آموزان مسلمان توسط معلمان خود یا دیگر مقامات مدرسه تشویق شده‌اند به دانش‌آموزان بهائی آسیب جسمانی وارد آورند.

 

  • مسئولین مدرسه باهدف جداسازی دانش‌آموزان بهائی از دیگران، آنان را وادار کرده‌اند در محلی جداگانه بنشینند.

 

در حالی که به دست آوردن جزئیات دقیق آنچه در کلاس‌های درس در شهر سمنان گذشته دشوار است، اما حملات به کودکان مدرسه‌ای بهائی در مکان‌های دیگر، نمایان‌گر تلاشی آشکار به منظور تحت فشار قرار دادن دانش‌آموزان برای تغیر دینشان به اسلام بوده است.

 آن‌ها وادار به نشستن و گوش دادن به تهمت‌های ناروایی شده‌اند که معلم‌های دینی به اعتقاداتشان وارد می‌آورند و همچنین مجبور به یادگیری و امتحان در متون مصوب و رسمی درس‌هایی درباره «تاریخ ایران» شده‌اند که بی‌شرمانه تاریخ دیانت بهائی را دست کاری و مورد تحریف قرار داده است و سعی در بدنامی و لکه‌دار کردن آن نموده است.

 

در ۲۹ اردیبهشت ۱۳۸۷ (۱۸ مه ۲۰۰۸)، در آخرین روز سال تحصیلی در شهر شیراز، به هر یک از کودکان دبستانی پاکتی سربسته به عنوان «هدیه» از یک شرکت انتشاراتی داده شد. این پاکت حاوی یک کتابچه رنگی ۱۲ صفحه‌ای برای کودکان بود که نسخه‌ای پراشتباه و گمراه‌کننده از داستان زندگی حضرت باب، بشارت دهنده دیانت بهائی را به شیوه‌ای تمسخرآمیز و تحقیر کننده عرضه می‌کرد.

 

این حملات، آشکارا از طرح ارائه شده در یادداشت مسئلۀ بهائیان که در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) صادر شد، پیروی می‌کنند. در آن سند، تحت عنوان «جایگاه فرهنگی»، عنوان می‌شود که بهائیان «چنانچه اظهار نکردند بهائی هستند» می‌توانند در مدارس ثبت‌نام شوند. علاوه بر آن، در سند آمده است که تا حد امکان، بهائیان، «در مدارسی که کادر قوی و مسلّط بر مسائل عقیدتی دارند ثبت‌نام شوند».

در یادداشت مسئلۀ بهائیان همچنین نوشته شده که دانشجویان بهائی، «چه در ورود و چه در حین تحصیل چنانچه احراز شد بهائی هستند» باید از دانشگاه‌ها اخراج شوند.

 

در سطح ملی نیز، تلاش برای محروم کردن دانشجویان بهائی از دسترسی به آموزش مشکلی دائمی بوده است. کمی پس از انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹ تعداد زیادی از جوانان و کودکان بهائی از مدرسه دانشگاه] اخراج شدند. این اخراج‌ها به شکل سیستماتیک نبوده و عمدتاً بر آنهایی که آشکارا به عنوان بهائی شناخته می‌شدند متمرکز بوده است؛ اما دامنۀ اخراج بهائیان در تمام نظام آموزشی، از سطح ابتدایی تا دبیرستان و دانشگاه گسترده بوده و در مورد آخر محرومیت تقریباً همه را در بر گرفته است.

 

در آخرین سال‌های دهۀ ‌‌۶۰  و ۷۰ (دهۀ ۱۹۹۰) تا حدودی در پاسخ به فشارهای بین‌المللی، کودکان در دوران ابتدایی و راهنمایی اجازۀ ثبت‌نام دوباره یافتند. با این حال، حکومت تا سال ۱۳۸۳ (۲۰۰۴ ممنوعیت جوانان بهائی را از ورود به دانشکده‌ها و دانشگاه‌های عمومی و خصوصی حفظ کرد.

 

تا آن زمان، حکومت روش ساده‌ای را برای منع بهائیان از آموزش عالی به کار می‌برد: از همۀ کسانی که در کنکور سراسری برای ورود به دانشگاه شرکت می‌کردند می‌خواست تا دین خود را اعلام کنند؛ و داوطلبانی که به مذهبی جز یکی از چهار دین رسمی شناخته شده در ایران – اسلام، مسیحیت، یهودیت و زرتشتی – اشاره می‌کردند، از ورود به دانشگاه محروم می‌شدند.

 

در نیمۀ دوم سال ۱۳۸۲ (اواخر ۲۰۰۳ حکومت اعلام کرد که ستون مذهب را از فرم ثبت‌نام کنکور سراسری حذف خواهد کرد. جوانان بهائی در آن زمان باور داشتند که این تغییر راه آنان را برای شرکت در آزمون سراسری و ثبت‌نام در دانشگاه برای سال تحصیلی ۱۳۸۴-۱۳۸۳ (۲۰۰۵-۲۰۰۴) هموار خواهد ساخت.

 

بااین‌حال از آن زمان، حکومت، هر سال برای جلوگیری از ثبت‌نام تعداد زیادی از بهائیان در دانشگاه، به انواع دسیسه‌ها متوسل شده است. گسترۀ این تمهیدات از اخراج سادۀ بهائیان پس از ثبت‌نام تا این تدبیر و ادعای تازه که آنها به دلیل «نقص پرونده» از ثبت‌نام محرومند را در برمی‌گیرد.

 

در سال ۱۳۸۵(۲۰۰۶ وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران، نامۀ محرمانه‌ای به ۸۱ دانشگاه در ایران – از جمله دانشگاه سمنان – فرستاد و به آنها دستور داد دانشجویانی را که به عنوان بهائی شناسائی می‌شوند اخراج کنند. [نگاه کنید به صفحۀ ۳۳]. در طی سال‌ها، ده‌ها اگر نه صد‌ها دانشجوی بهائی اخراج شده‌اند.

 

دانشجویان بهائی سمنان با مصائب مشابه ای روبرو شده‌اند. برای مثال فردی در آذر ۱۳۸۷(دسامبر ۲۰۰۸) از مؤسسۀ آموزش عالی فضیلت اخراج شد. در اسفند ۱۳۸۷(مارس سال ۲۰۰۹ یک دانشجوی بهائی که در رشتۀ مطالعات اقتصاد درس می‌خواند از دانشگاه سمنان اخراج گردید. در همان سال تحصیلی ۱۳۸۸-۱۳۸۷ نیز سه بهائی دیگر یک هفته پس از شروع ترم به دستور دفتر حراست دانشگاه اخراج شدند و دفتر حراست دانشگاه در پاسخ به اعتراض اخراج این سه بهائی اعلام کرد که دانشگاه این دستور را از «یک مقام بالاتر» دریافت کرده است.

 

۶          حملات اقتصادی

از زمان انقلاب اسلامی سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) تلاش‌هایی جهت نابود ساختن وضع معیشتی جامعۀ بهائی، یکی از اَشکال اذیت و آزار حکومتی بوده است. در سال‌های آغازین انقلاب، حکومت شروع به اخراج دسته‌جمعی بهائیانی کرد که کارمند دولت بودند و سپس تا آنجا پیش رفت که به صورت سیستماتیک پروانه‌های کسب بهائیان در بخش خصوصی را نیز لغو کرد. بدین شکل هزاران بهائی، مشاغل و منابع درآمد خود را طی ۳۰ سال گذشته از دست داده‌اند.

 

پس از آن، در آخرین سال‌های دهۀ ۶۰ و ۷۰ (دهۀ ۱۹۹۰)، یک دوران امنیّت نسبی به وجود آمد و فشارهای وارده از سوی حکومت کمتر شد.

 

بااین‌حال اخیراً فشارهای اقتصادی افزایش یافته و وضعیّت شهر سمنان به عنوان یک نمونه موردی، نشان می‌دهد چگونه مقامات دولتی برای از هستی ساقط کردن بهائیان تلاش می‌کنند.

 

یکی از موارد اخیر نشان می‌دهد مسئولین برای از بین بردن لوازم معیشت بهائیان سمنان حاضرند تا چه حدی پیش بروند. در ۸ خرداد ۱۳۹۱ (۲۸ مه ۲۰۱۲)، مأموران وزارت اطلاعات به دو کارخانه که صاحب تمام یا بخشی از آنها بهائی بودند، یورش بردند و آنها را تعطیل کردند. یکی از این کارخانه‌ها که به تولید پارچه مشغول بود، ۵۱ کارمند داشت که ۳۶ تن از آنها بهائی نبودند. مورد دیگر، یک کارخانۀ تراش عدسی [لنز عینک] بود که دو بهائی و شش تن دیگر را در استخدام خود داشت. وجود چنین مواردی نشان می‌دهد که مقامات در تلاش مداوم برای سرکوب اقتصادی بهائیان، حاضرند کارگران دیگر – حتی مسلمانان شیعه – را نیز با دشواری اقتصادی روبرو سازند.

 

یورش به اماکن کسب‌وکار جامعۀ بهائی سمنان در دی ۱۳۸۷ (اواخر سال ۲۰۰۹) زمانی آغاز شد که اتاق بازرگانی سمنان، همراه با ۳۹ اتحادیۀ تجاری عضو، تصمیم گرفتند صدور پروانه‌های کسب و جواز مدیریتی و تمدید پروانه‌های موجود برای بهائیان را متوقف سازند.

 

این تصمیم، به لغو و توقیف پروانه‌ها و جوازهای کسب بهائیان در سراسر شهر انجامید. علاوه بر آن، مقامات بارها درب مغازه‌های بهائیان در شهر را پلمپ کردند که نشانۀ تعطیلی رسمی مغازه‌ها بوده است.

 

تا زمان نوشتن این متن، حداقل ۲۷ فعالیت تجاری بهائیان، شامل کارخانه‌ها، مغازه‌ها، کارگاه‌ها و دفاتر، توسط مقامات تعطیل شده و بیش از ۱۱۰ خانوادۀ بهائی بدون منبع درآمد باقی‌مانده‌اند.

 

از جمله افرادی که محل کارش به این طریق تعطیل شد، شمیل پیراسته است. در ۲۰ اسفند ۱۳۸۷ (۱۰ مارس ۲۰۰۹) پروانۀ کسب خانم پیراسته بدون ارائه هیچ توضیحی لغو شد. هنگامی که از مقامات دربارۀ لغو پروانه سؤال شد، پاسخ این بود که دستور از «مقامات بالاتر» آمده است.

 

همچنین در سال ۱۳۸۸-۱۳۸۷ (۲۰۰۹) جواز کسب پیمان رحمانیان لغو و مغازه گل فروشی او تعطیل شد. پدر وی به عنوان صاحب مغازه حدود ۲۰ سال با موفقیت آن را اداره کرده بود.

 

گزارش‌ها حاکی از آن است که این تلاش‌ها بر اثر فشارهای است که رئیس بسیج اصناف بر این سازمان‌ها وارد آورده بود.

بانک‌ها نیز به تازگی از پرداختن وام به بهائیان خودداری می‌کنند، با اینکه آنان حائز شرایط دریافت چنین حمایت مالی هستند. آقای بهفر خانجانی، شوهر شمیل پیراسته، بارها از دریافت وام برای پرداخت بدهی‌های خود و همسرش محروم شد. به حداقل پنج بهائی دیگر سمنانی نیز وام پرداخت نشد. لباس‌فروشی آقای خانجانی تعطیل شد و او در تیر ۱۳۹۰ (ژوئن ۲۰۱۱) برای آغاز دوران محکومیت چهار سالۀ خود راهی زندان شد.

 

اخیراً تعدادی از بهائیان سمنان از واردات کالا از استان‌های دیگر به این استان به منظور تجارت و فروش منع شده‌اند و این امر توانایی آنان را برای کسب هر گونه درآمدی به طور جدی محدود کرده و یا از بین برده است. افرادی که توانسته‌اند هنوز کسب‌وکار خود را حفظ کنند، بنا به گزارش‌ها تحت نظارت هستند و هر چند گاهی از طریق تماس‌های تلفنی از آنها خواسته می‌شود به مقامات گزارش دهند و زمانی که به این درخواست عمل می‌کنند، با این پاسخ روبرو می‌شوند که تماس تلفنی از طرف آن اداره نبوده است. در موارد دیگر، آنان به دلیل بستن مغازه‌های خود در تعطیلات دینی بهائی، متهم به تضعیف حکومت می‌شوند. به آنها گفته می‌شود با تعطیلی مغازه‌هایشان در نظم عمومی اخلال ایجاد می‌کنند و از این رو مقامات آنها را به پلمپ کردن محل کسب‌وکارشان تهدید می‌کنند.

 

مقامات همچنین به آزار کشاورزان بهائی منطقه پرداخته‌اند. برای مثال دستور تخریب زمینی صادر شد که کشاورزان بهائی با مجوز قانونی برای استفادۀ شخصی خریداری کرده بودند. در یک مورد، دستور نابودی گلۀ حیوانات این مزارع که ۱۷ سال قبل توسط یک کشاورز بهائی خریداری شده بود، صادر شد. در موردی دیگر، چاه‌های آب موجود در مزارع بهائیان که دارای مجوز قانونی بودند، به وسیلۀ مقامات بسته و پلمپ شدند.

 

در شهر سمنان به منظور تحت فشار قرار دادن معیشت بهائیان، مردم را تشویق به تحریم کسب‌وکار آنان می‌کنند. در مورد مشاغل دیگر مانند معماران نیز این اخطار داده شده است که در کار ساختمان‌سازی با بهائیان معامله نکنند و پیشنهادها و قراردادهای تجاری با آنها را نپذیرند.

 

همۀ این اقدامات در راستای سیاستی است که در یادداشت مسئلۀ بهائیان مطرح شده است. این اقدامات در شهرهای کوچک و بزرگ سراسر ایران نیز به اجرا درآمده است.

 

تلاش برای ایجاد خفقان اقتصادی که سیاست رسمی و مداوم حکومت است، با افشای نامۀ محرمانه‌ای به تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۸۶(۹ آوریل ۲۰۰۷) از سوی ادارۀ نظارت بر اماکن عمومی در پلیس اطلاعات و امنیت عمومی در استان تهران، به اثبات می‌رسد. در نامه مزبور که خطاب به فرمانده هان نیروی انتظامی و رؤسای پلیس اطلاعات و امنیت عمومی در منطقه نوشته شده بود، دستورالعمل‌هایی وجود دارد که به موجب آن باید اعضای «فرقه ضالۀ بهائیت» از شرکت در طیف گسترده‌ای از کسب‌وکارها منع شوند. از جملۀ این موارد «مشاغل با درآمدزایی بالا»، رسته‌های «شغلی حساس» مانند روزنامه‌نگاری، کنده‌کاری، مؤسسات خدمات توریستی و کرایه اتومبیل، چاپ و نشر، مدیریت مسافرخانه و هتل، عکاسی و فیلم‌برداری، فروش کامپیوتر، کافه‌های اینترنتی و کسب‌وکار مواد غذایی است که ممکن است مفهوم «طهارت» در عرف شیعه را نقض کند.

۷          برانگیختن نفرت

 

تلاش برای برانگیختن نفرت مردم محلی نسبت به بهائیان، محور اصلی کمپینی بوده که در سمنان به اجرا در آمده است. همان‌طور که افزایش حملات به بهائیان و اموال و املاک آنان در چند سال اخیر نشان می‌دهد، این کمپین ظاهراً مؤثر بوده است. سمینارهای ضد بهائی، توزیع جزوات ردیه ضد بهائی و پخش سخنرانی‌هایی علیه بهائیان در خطبه‌های نماز جمعه در مساجد سمنان، همه به قصد ایجاد یک فضای سوء ظن و دشمنی انجام گرفته تا مقامات محلی آزاد باشند با مصونیت کامل علیه بهائیان عمل کنند و شهروندان محلی مایل باشند شخصاً دست به اقدام زنند.

می‌توان گفت کمپین سمنان با مجموعه‌ای از سمینارها و همایش‌های ضد بهائی در اواخر سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۸) شروع شد. بسیاری از این موارد توسط رسانه‌های خبری ایران که شرح اصلی این فعالیت‌ها را ارائه می‌دهند، گزارش شده‌اند.

 

برای مثال در ۶ آذر ۱۳۸۷(۲۵ نوامبر ۲۰۰۸ خبرگزاری رسا ضمن انتشار مقاله‌ای اظهار داشت که مهناز رئوفی، نویسنده یک کتاب ضد بهائی به نام سایۀ شوم، در سمنان نطقی ایراد کرده است. در این سخنرانی که در تالار جمعیت هلال‌احمر سمنان انجام گرفت، قصد بر آن بود که رابطۀ میان دیانت بهائی و صهیونیسم بررسی شود. طبق این گزارش، برنامه با دو فیلم کوتاه آغاز شد که هدفشان نشان دادن فعالیت‌ها و اهداف «فرقۀ ضالۀ بهائیت» عنوان شد.

 

خانم رئوفی ادعا می‌کند قبلاً بهائی بوده و بعد به اسلام گرویده است. در سال‌های اخیر، او به شهرهای مختلف ایران سفر کرده و برای گروه‌های مختلفی از جمله در مدارس، سازمان‌های جوانان و عموم مردم سخنرانی‌های ضد بهائی ایراد کرده است. پیش از سفرهای او، کیهان، روزنامۀ نیمه‌رسمی رهبر ایران، مجموعه مقالاتی به چاپ رساند که ادعا می‌شود «خاطرات» خانم رئوفی هستند. خانم رئوفی همچنین چندین کتاب منتشر کرده، یک سلسله مصاحبه‌های رادیویی انجام داده و چندین وب سایت راه‌اندازی کرده که تمرکز آنها بر کتاب‌ها و مصاحبه‌های اوست.

 

خبر دیگری حاکی از آن است که خانم رئوفی در آذر ۱۳۸۸ (اوایل دسامبر ۲۰۰۹) بار دیگر در سمنان درباره موضوعات مشابهی سخنرانی داشته است. پیرو این رویداد، در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۸۸(۱۵ دسامبر ۲۰۰۹)، مأموران وزارت اطلاعات به ۲۰ خانۀ متعلق به بهائیان یورش بردند.

 

در اسفند ماه ۱۳۸۷(فوریه ۲۰۰۹ تعداد بیشتری سخنرانی و سمینارهای ضد بهائی در شهر برگزار شد. خانم رئوفی دوباره در یک گردهمایی بزرگ خطاب به مردم گفت که «فرقۀ بهائیّت» از اسلام و ایام مذهبی آن متنفر است و با مضحکه ساختن آن علیه بشریت تبلیغ می‌کند. مقاله گزارش می‌دهد که خانم رئوفی همچنین گفته است این «فرقۀ ضالّه» از نظر مالی تحت حمایت کشورهای غربی، از جمله آمریکا، قرار دارد و با ظاهر فریبنده و در پوشش یک دین مهرآمیز، نفرت خود را از اسلام پنهان می‌کند.

 

در ۲ اسفند ۱۳۸۷(۲۰ فوریۀ ۲۰۰۹)، خبرگزاری فارس مقاله‌ای تحت عنوان «بهائیّت در دامن صهیونیسم متولد شده است» منتشر کرد. در این مقاله به نقل از امام جمعۀ سمنان آمده است که «بهائیّت» محصول صهیونیسم است و برای مبارزه با اسلام پدید آمده است.

 

در مقاله‌ای از زبان حجّت الاسلام سیّد محمد شاه‌چراغی تاکید شده است که «بر هر مسلمانی واجب است تا هیچ گونه معامله‌ای با پیروان این فرقه نداشته باشند و از وصلت با این افراد به صورت غیرقانونی و غیررسمی بپرهیزند» زیرا هدف آنها «ضدیت با اسلام بوده» است. بنا به گزارش‌ها، او همچنین گفته است که اگر مردم ایران اراده کنند، همان‌گونه که رژیم پهلوی را سرنگون کردند، می‌توانند ریشۀ «بهائیّت» را نیز در ایران بخشکانند.

 

این گونه پلید نمایی بهائیان در ایران تاریخچه‌ای طولانی دارد. بیش از ۱۵۰ سال است، بر فراز منابر، از طریق مطبوعات و اخیراً با استفاده از رادیو و تلویزیون و حتی انتشارات تحقیقاتی و دانشگاهی، تصاویر دروغینی از بهائیان ارائه شده است؛ اما این کمپین رسانه‌ای که در سال‌های اخیر شدت گرفته، ظاهراً بخشی از تلاشی سراسری و همه جانبه است که به منظور افزایش دشمنی عمومی علیه بهائیان طرح‌ریزی شده است.

 

برای مثال از سال ۱۳۸۳(۲۰۰۵)، روزنامۀ نیمه‌رسمی کیهان بیش از ۲۰۰ مقاله دروغین، گمراه کننده و نفاق برانگیز درباره تعالیم، تاریخ و فعالیت‌های بهائیاز جمله خاطرات خانم رئوفیمنتشر کرده است. مقالات کیهان به تحریف عمدی تاریخ می‌پردازند، از اسناد تاریخی جعلی استفاده می‌کنند و به دروغ اصول اخلاقی بهائی را به گونه‌ای توصیف می‌کنند که برای مسلمانان اهانت‌آمیز باشد.  این تلاش‌ها در رادیو و تلویزیون نیز منعکس شده است.

 

در مثالی دیگر، به تاریخ ۵ آبان ۱۳۸۴ (۲۷ اکتبر ۲۰۰۵) مقاله‌ای با عنوان «شناخت ریشه‌های بهائیّت»، با وارد آوردن این اتّهام کهنه و دروغین که دیانت بابی و بهائی ساخته نیروهای استعماری هستند، می‌کوشد احساسات عمومی را تحریک کند. در مقاله آمده بود: «بابیت و بهائیت [صرفاً] عقایدی مبهم و از جمله فرقه‌های دینی هستند که برای به فساد کشیدن اندیشه‌های شریف و پاک اسلامی، توسط استعمارگران به وجود آمدند...».

 

کمپین رسانه‌ای علیه بهائیان به اینترنت نیز کشیده شده است. برای مثال در ۶ خرداد ۱۳۸۷(۲۶ مه ۲۰۰۸) کیهان گزارش داد یک تار نمای اینترنتی تازه که به «مبارزه با بهائیت «اختصاص یافته، به زودی توسط «سازمانی مردمی» راه‌اندازی خواهد شد. در مقاله از مرحوم آیت الله خمینی نقل می‌شود که او وظیفه خود می‌دانست به ایران و همۀ مسلمانان جهان اخطار دهد تا کشور را از کنترل صهیونیسم که در ایران در قالب «فرقۀ بهائیّت» پدیدار شده، آزاد سازند.

 

در آذر ۱۳۸۷(دسامبر ۲۰۰۸)، رادیوی دولتی معارف، یک برنامۀ هفتگی نیم‌ساعته جدید، تحت عنوان «سراب» را آغاز کرد. این برنامه که به شکل بحث میزگرد اداره می‌شد، هدفش اطلاع‌رسانی به عموم مردم، با تمرکزی ویژه بر جوانان درباره «واقعیّت» آئین بهائی بود. استفاده از اینترنت برای انتشار حملات به این دیانت روز به روز افزایش می‌یابد.

 

اخیراً مقالات، جزوات، پوسترها و نمایشگاه‌های متعددی وجود دارند که به دیانت بهائی و تاریخ آن تهمت و افتراء وارد می‌آورند.

همان‌طور که در مقدّمه اشاره شد، در مهر ۱۳۹۰(اکتبر ۲۰۱۱)، جامعۀ جهانی بهائی گزارشی تحت عنوان برانگیختن نفرت: کمپین رسانه‌ای ایران برای پلید جلوه دادن بهائیان درباره این کمپین صادر کرد. این گزارش نمونه‌ای از تبلیغات رسمی و نیمه‌رسمی ضد بهائی، منتشر شده طی یک دورۀ ۱۶ ماهه از آذر ۱۳۸۸(اواخر ۲۰۰۹ ) تا اردیبهشت ۱۳۹۰ (اوایل مه ۲۰۱۱ ) را ارائه کرد و بیش از ۴۰۰ مقاله، برنامۀ رادیو تلویزیونی یا صفحات اینترنتی را که در آنها به دروغ، بهائیان به عنوان منشأ همۀ بدی‌های ممکن تصویر می‌شوند، مستند ساخت. آن طور که در گزارش اشاره شد:

 

به آنان تهمت می‌زنند که عاملان گروه‌های مختلف امپریالیستی و یا استعماری هستند. دائماً مورد تهمت‌های کاملاً بی‌اساس فساد اخلاقی هستند و آنها را به عنوان مطرودان اجتماعی که باید از آنها دوری جست معرفی می‌کنند. حجم، شدّت، تندی و خشونت این تبلیغات و وسعت و پیچیدگی آنها ترسناک و تکان دهنده است. هدف این برنامۀ تبلیغاتی که با سوء نیت تنظیم شده، این است که دشمنی مردم را علیه یک جامعۀ دینی صلح جو که اعضایش برای رفاه جامعۀ پیرامون خود می‌کوشند، برانگیزد.

 

تعدادی از مقالات یا برنامه‌های پخش‌شده‌ای که در تحقیق ۱۳۹۰-۱۳۸۹ (۲۰۱۱-۲۰۱۰) از آنان نام برده شد، از سمنان سرچشمه گرفته بود یا به این شهر اشاره داشت، از جمله:

 

  • گزارشی به تاریخ ۹ اردیبهشت ۱۳۸۹(۲۹ آوریل ۲۰۱۰) از خبرگزاری فارس، یک سرویس وابسته به حکومت که از یک کارشناس آموزش و پژوهش در دفتر تبلیغات اسلامی استان سمنان به نام آقای عبداللهیان نقل کرد: «ما پس از تحقیق و مطالعۀ انقلاب فرهنگی ایران طی سه قرن اخیر نتیجه می‌گیریم شکل گیری فرقه‌هایی مانند وهّابیت و بهائیّت محصول استعمار روس و انگلیس بوده‌اند». در گزارش آمده که آقای عبداللهیان درباره اهمیت افزایش آگاهی مردم، به ویژه جوانان، تقویت رابطۀ بین مردم و روحانیون و اسلامی کردن آموزش در مدرسه و دانشگاه، سخن گفته و از آنها به عنوان راهکارهایی برای رویارویی با تلاش‌های دشمن در جهت ایجاد تفرقه و استثمار ملت ایران یاد کرده است.

 

  •  گزارشی از خبرگزاری فارس به تاریخ ۲۸ اردیبهشت ۱۳۸۹(۱۸ مه ۲۰۱۰) که در آن به نقل از حجت الاسلام ولی الله مصباحی، رئیس سازمان توسعۀ اسلامی در شهر گرمسار، در نزدیکی شهر سمنان، به جوانان مسلمان اخطار داده شده بود که با بهائیان یا دیگر «فرقه‌های دینی» مانند وهّابیت ارتباط حاصل نکنند. به گفتۀ او این دو فرقه توسط «استکبار بین‌المللی رژیم صهیونیستی» و آمریکا و بریتانیا به وجود آمده اند و از نظر مالی حمایت می‌شوند. آقای مصباحی این‌طور ادامه داد که در تاریخ معاصر ایران، بهائیت نقشی بسیار منفی و مخرب داشته است. او گفت این گروه سیاسی که تظاهر می کند یک فرقۀ دینی است، کاملاً به منافع دشمنان خدمت کرده است.

 

  • در ۲۴ بهمن ۱۳۸۹ (۱۳ فوریۀ ۲۰۱۱)، خبرگزاری کانون دانش‌آموزی (پانا)، یک تار نمای وابسته به حکومت برای دانش‌آموزان، مصاحبه‌ای با نمایندۀ ولی فقیه در استان سمنان منتشر کرد. وی در این مصاحبه تأکید کرد دانش‌آموزان باید از همکاری با فرقه‌های نوظهور و آئین بهائی به پرهیزند. او همچنین گفت هدف دشمن در جنگ نرم ایجاد شکاف بین دانش‌آموزان و روحانیون است. نمایندۀ رهبری افزود: قصد دشمنان جدا کردن دانش‌آموزان از تحصیلاتشان، خانواده‌هایشان و رهبر انقلاب است. باید آنان را از موفقیت در عملی کردن نقشه‌های شومشان بازداشت. دشمنان اسلام، نظام آموزشی و به ویژه دانش آموزان را هدف قرار داده‌اند.

 

  •  

۸          آزادی دینی

 

معدود اسناد رسمی که از سمنان به دست آمدهمانند احکام دادگاه علیه بهائیان دستگیر شدهبه وضوح نشان می‌دهد تنها «جرمی» که بهائیان به آن متهم هستند، اعتقاد آنان به دینشان و عمل مطابق آن است.

 

همان‌طور که قبلاً اشاره شد، صهبا رضوانی در تاریخ ۲۴ آذر ۱۳۸۸(۱۵ دسامبر ۲۰۰۹) پس از یورش به خانه‌اش که هم‌زمان با حمله به منازل ۱۹ بهائی دیگر صورت گرفت، دستگیر و سپس به سه سال زندان محکوم شد.

 

بر اساس اسناد دادگاه، خانم رضوانی به ارتکاب دو «جرم» متهم شده بود: «تبلیغ علیه نظام مقدّس جمهوری اسلامی ایران» و «تشکیل یک گروه غیرقانونی».

 

اتّهام اول او با توجه به اسناد دادگاه، «تبلیغ علیه نظام اسلامی از طریق تشکیل دوره‌ها و کلاس‌ها و توزیع سی دی‌های آموزشی و مشارکت در تبلیغ فردی به نفع فرقۀ ضالّۀ بهائیّت» بود.

 

اتّهام دوم به عضویت وی در یک گروه موقتی اشاره دارد که برای خدمت و برآوردن حداقل نیازهای اداری جامعۀ بهائی سمنان طراحی شده بود. چنین گروه‌هایی پس از انحلال تشکیلات انتخابی بهائی در پاسخ به یک فرمان حکومتی در سال ۱۳۶۲ (۱۹۸۳)، در سطح محلی تشکیل شدند. این هیئت‌های موقتی سال‌ها با اطلاع کامل حکومت وجود داشتند، اما در سال ۱۳۸۸(۲۰۱۰) در رابطه با زندانی بودن هفت رهبر جامعۀ بهائیان ایران، به عنوان پذیرش خواستۀ دولت منحل شدند.

 

بدون شک، اتّهامات حکومت غیرقانونی و دروغین هستند.

 

 مادۀ ۱۸ میثاق بین‌المللی حقوق مدنی و سیاسی، معاهده‌ای بین‌المللی که ایران آن را امضا کرده است، آشکارا از آزادی دین و عقیده دفاع می‌کند:

 

 «هر کس حق آزادی فکر، وجدان و دین دارد. این حق شامل آزادی داشتن یا قبول یک دین یا عقیده به انتخاب خود، همچنین آزادی ابراز دین یا عقیدۀ خود، خواه به طور فردی یا جمعی، خواه به طور علنی یا در خفا در عبادت و اجرای آداب و اعمال و تبلیغ است.»

 

«هیچ کس نباید تحت فشار قرار گیرد و از این طریق به آزادی او در داشتن یا قبول یک دین یا عقیدۀ مورد انتخاب خود لطمه وارد آید.»

 

این مدعا که بهائیان با «تبلیغ» دین خود جرمی مرتکب شده‌اند، آشکارا با این میثاق مغایرت دارد.

 

این ادعا تا تشکیک و دیرباوری نیز کشیده می‌شود تا جایی که بهائیان به خاطر «تبلیغ غیرمستقیم» - که صرفاً با نیّت خدمت به هم میهنانشان است – مجرم شناخته می‌شوند و به احکام طولانی و شدید زندان دچار می‌گردند.

 

حقّ آزادی دین یا عقیده به همین ترتیب در معاهدات و اسناد متعدد بین‌المللی، از جمله اعلامیه جهانی حقوق بشر و اعلامیه در باره محو همه اشکال ناروا داری و تبعیض مبتنی بر دین یا اعتقاد (۱۳۶۰/۱۹۸۱)، مورد حمایت قرار گرفته است.

 

 

۹          مسئلۀ بهائیان

از آغاز تأسیس آئین بهائی در ایران در قرن سیزدهم (اواسط قرن نوزدهم میلادی)، پیروان آن همواره قربانیان آزار و اذیت بوده‌اند. جان حداقل ۴۰۰۰ تن از پیروان اولیۀ این آئین نوپا – که در آن زمان به جنبش بابی معروف بود – به دست افرادی گرفته شد که آن را بدعتی بر اسلام می‌دیدند.

 

علاوه بر آن، استفاده از بهائیان به عنوان یک وجه‌المصالحه یا سپر بلای مناسب برای همۀ مصیبت‌هایی که نظام گرفتار آن است، بخشی از یک الگوی تاریخی است که حکومت‌ها برای توجیه استبدادخواهی، با ساختن دشمنانی تخیلی، مردم را به اطاعت بی‌قید و شرط از رهبران خود علیه آن گروه متحد می‌کنند.

 

طی قرون سیزدهم و چهاردهم (قرن بیستم میلادی)، بروز خشونت‌های دوره‌ای علیه بهائیان ادامه یافت و حکومت بارها از آنها به عنوان یک وجه‌المصالحه استفاده کرد. برای مثال در سال ۱۳۱۲-۱۳۱۱ (۱۹۳۳)، مطبوعات بهائی ممنوع شدند، ازدواج‌های بهائی به رسمیت شناخته نمی‌شدند و بهائیانی که در استخدام دولت بودند، تنزل رتبه یافتند و یا شغل‌های خود را از دست دادند. در ۱۳۳۴(۱۹۵۵)، با همکاری و نظارت حکومت، مرکز ملی بهائیان در تهران تخریب شد و پس از آن که خطبه‌های یک روحانی تندرو بر ضد بهائیان از رادیوی ملی پخش شد، منازل بسیاری از بهائیان مورد غارت قرار گرفت.

 

 

در حالی که بیشتر موارد قبلی آزار بهائیان پاسخ یک حکومت سکولار به فشارهای روحانیون دینی و دسته‌های سیاسی تحت نفوذ آنها بود، روی کار آمدن یک حکومت واقعاً دینی در سال ۱۳۵۷ (۱۹۷۹) وضعیّت را برای بهائیان سخت‌تر کرد.

 

از زمان انقلاب اسلامی ۱۳۵۷(۱۹۷۹)، بهائیان ایران در وطن خود با یک کمپین سیستماتیک آزار دینی که تحت پشتیبانی حکومت صورت گرفته روبرو بوده‌اند. در مراحلِ اولیۀ این کمپین، بیش از ۲۰۰ بهائی صرفاً به خاطر عقاید دینی‌شان کشته و حداقل ۱۰۰۰ نفر زندانی شدند. 

حکومت، در اواخر دهۀ ۶۰ (اوایل دهۀ ۱۹۹۰) با هدف مسدود کردن راه ترقی و توسعه جامعۀ بهائی تمرکز خود را به محدود کردن بهائیان در زمینه‌های اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی تغییر داد. چنین اقداماتی شامل تلاش‌هایی جهت محروم ساختن بهائیان از وسیلۀ امرار معاش، نابودی میراث فرهنگی آنها و جلوگیری از دست‌یابی جوانان بهائی به آموزش عالی بود.

 

راهکار درازمدّتی که حکومت برای نابودی جامعه بهائی، بدون جلب توجه و مداخله جامعۀ بین‌المللی به کار می‌برد، در یادداشتی محرمانه در سال ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) بی‌رحمانه طرح‌ریزی شد که هدفش آشکارا برقراری سیاستی در مورد «مسئلۀ بهائیان» بود.

 

این سند که به دست شورای عالی انقلاب فرهنگی تهیه شده و به امضای رهبر ایران علی خامنه‌ای رسیده بود، خواهان مجموعه‌ای از اقدامات اجتماعی و اقتصادی است که چیزی کمتر از نقشه‌ای برای ایجاد خفقان در جامعۀ بهائی نیست.

 

 

یادداشت محرمانۀ ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) دربارۀ «مسئلۀ بهائیان». سند به صورت کامل در صفحه ۳۲ آمده است.

سند که مهر «محرمانه» بر خود دارد، به درخواست آیت الله خامنه‌ای و رئیس‌جمهور وقت ایران، آیت الله علی اکبر هاشمی رفسنجانی، تهیه شد. این یادداشت را حجت الاسلام سیّد محمد گلپایگانی، منشی شورا، امضا و آقای خامنه‌ای تأیید و امضا کرده بود.

 

 

این یادداشت در سال ۱۳۷۱(۱۹۹۳) در ارتباط با گزارش سازمان ملل متحد درباره حقوق بشر در ایران افشا و منتشر شد.

 

در این سند به طور ویژه خواسته شده با بهائیان ایران به گونه‌ای رفتار شود که «راه ترقّی و توسعۀ آنها مسدود شود». یادداشت به این ترتیب مدرکی قاطع از این حقیقت ارائه می‌دهد که کمپین علیه بهائیان به طور متمرکز توسط حکومت هدایت می‌شود.

 

برای مثال در سند اشاره می‌شود که حکومت قصد دارد بهائیان را عامی و بی‌سواد نگاه دارد به گونه‌ای که تنها در حد گذران زندگی درآمد داشته باشند و همیشه در این نگرانی به سر برند که حتی کوچک‌ترین تخلفی ممکن است خطر زندان یا بدتر از آن را به دنبال داشته باشد.

 

در مثالی دیگر، در سند آمده است که همۀ بهائیان باید از دانشگاه‌ها اخراج شوند، از رسیدن به «پست‌های مؤثر» محروم بمانند و در عوض تنها به آنان اجازه داده شود که از «وسایل معاش در حد متعارف که در اختیار همه آحاد ملت قرار داده می‌شود» بهره‌مند شوند، با این حال، «در صورت ابراز بهائی بودن اجازه استخدام ندارند».

                      

در این یادداشت همچنین شرایطی که تحت آن بهائیان را می‌توان بازداشت و زندانی کرد، برشمرده می‌شوند و توجیهی برای چنین دستگیری‌هایی به دور از جلب توجه بیش‌ازحد جامعه بین‌المللی ارائه می‌شود. در سند اظهارشده که «بی دلیل آنان دستگیر، زندانی و یا مجازات نمی‌شوند». در حالی که این جمله در نگاه اول ممکن است منطقی به نظر آید، اما دستگیری و حبس بهائیان که پس از صدور این سند صورت گرفت، روشن می‌سازد که هدف واقعی آن بوده تا اطمینان حاصل شود هنگامی که بهائیان دستگیر می‌شوند نوعی اتّهامات – که ناگزیر دروغین هستند – ضمیمه پرونده آنها شود و ظاهر یک روند قانونی را به آن بدهد.

 

طی سال‌های پس از نوشته شدن این یادداشت محرمانه، جامعۀ بهائی ایران آزار فزاینده‌ای را به شکل مطرح شده در سند، تجربه کرده است. بهائیان بازداشت، زندانی و به «جاسوسی» و دیگر اتّهامات دروغین متهم شده‌اند. آنها از دست‌یابی به آموزش و منابع معیشتی محروم مانده‌اند؛ و از هر گونه نفوذ و تأثیری در جامعۀ ایران و از حق خود برای آزادی دین محروم گشته‌اند.

 

تلاش‌ها در جهت «مسدود» ساختن راه پیشرفت جامعه بهائی، تخریب اماکن مقدس آنها را در برداشته است. در سال‌های اخیر، بر خلاف تقاضاهای فزایندۀ ایرانیان برای ایجاد برابری میان همۀ شهروندان، حکومت، سرکوب و ستم خود را شدت بخشیده است.

 

حکومت در سال ۱۳۸۷-۱۳۸۶ (۲۰۰۸) همۀ اعضای گروه رهبری جامعۀ بهائیان ایران را به اتّهام واهی جاسوسی برای اسرائیل و اتّهامات کذب دیگر دستگیر و زندانی کرد. در زمان نگارش این متن، آنها در حال گذراندن احکام ۲۰ سالۀ زندان هستند و این طولانی‌ترین حکم صادره برای همۀ زندانیان عقیدتی کنونی در ایران است.

۱۰          نتیجه

 

این گزارش تلاش کرده است تا میزان چشمگیر افزایش آزار بهائیان به دست حکومت را در یکی از شهرهای ایران طی چهار سال گذشته مستند سازد.

 

حکومت یا مأموران حکومتی، مجموعه‌ای از حملات را علیه جامعه بهائی سمنان که صرفاً چند صد عضو دارد، سازماندهی کرده‌اند که در آن تقریباً تمامی شیوه‌های سرکوب را که طی ۳۰ سال گذشته برعلیه بهائیان ایران به کار برده شده، می‌توان مشاهده کرد.

 

بهائیان سمنان از سال ۱۳۸۷ (۲۰۰۹)، با دستگیری‌های متعدد – حداقل ۳۴ مورد از سال ۱۳۸۳ (۲۰۰۵) – همراه با بیش از دوازده حادثه آتش‌افروزی، تخریب گورستان در دفعات مکرر و موارد متناوب سوء رفتار با کودکان بهائی در مدارس روبرو بوده‌اند. همچنین با کمپین گسترده‌ای مواجه شده‌اند که به طور وسیعی برعلیه آنان سخنان نفرت برانگیز انتشار داده است، به وسیله دفاتر امنیتی دولتی مدام تحت نظر بوده‌اند و زور و اجباری را تحمل کرده‌اند که هدفش متوقف ساختن عبادت جمعی‌شان بوده است؛ و مانند هم‌کیشانشان در سراسر ایران، مغازه‌ها و محل کسب‌وکار‌شان با بی‌عدالتی توسط مأموران محلی تعطیل شده و همچنین شاهد تقلای جوانان خود علیه یک سیاست ملی بوده‌اند که آنها را از دسترسی به آموزش عالی محروم ساخته است.

 

علاوه بر آن، این حقیقت که چنین حملاتی اغلب توسط عناصر نیمه‌رسمی یا مأموران لباس شخصی انجام می‌شوند، بخشی از یک راهکار کلی را منعکس می‌سازد که حکومت برای دور زدن معیارهای بین‌المللی عدالت، بدون جلب توجه آشکار به خود، به کار می‌برد.

 

در همۀ این موارد، وضعیّت سمنان نمونۀ کوچک شده‌ای از رویدادهایی است که در سراسر کشور بر بهائیان ایرانی وارد می‌آید، مثالی که به جهان خارج نشان می‌دهد چگونه ایران به صورت سیستماتیک و روشمند نقشه نهایی خود برای حذف جامعه بهائی به عنوان یک موجودیت زنده و مانا در کشور را به اجرا درمی‌آورد.

 

بهائیان سمنان با اقدامات گسترده‌ای تلاش کرده‌اند مقامات دولتی و محلی را متوجّه سازند با چه بی‌عدالتی‌هایی روبرو هستند و خواهان جبران خسارت شده‌اند، تمامی این شکایات بی‌نتیجه مانده‌اند جز دو مورد که پس از تقاضاهای مکرر، سرانجام به خانواده‌های بهائی اجازه داده‌اند عزیزان درگذشته خود را در گورستان بهائی به خاک بسپارند.

 

بهائیان، از همان روزهای آغازین دیانت بهائی در سمنان حضور داشته‌اند. بسیاری از پیروان اوّلیه و سرشناس این آئین، اهل این منطقه بوده‌اند. علاوه بر این، آنها نزد همسایگان خود مردمانی صادق و دوستدارِ صلح شناخته می‌شوند. پس این پرسش باید مطرح می‌شود: چرا حکومت ایران تا این حد از بهائیان می‌ترسد که مایل است چنین کمپین شدید و هماهنگ شده‌ای را علیه آنان، به ویژه در جامعۀ کوچکی مثل سمنان، رهبری کند؟ چرا بهائیان سمنان نباید انتظار رفتاری برابر و مطابق وعده‌های مدارا و عدالت داشته باشند که بنا به قانون اساسی ایران برای همۀ شهروندان در جمهوری اسلامی تضمین شده است؟

 

جامعۀ جهانی بهائی با زیر ذره‌بین بردن این وضعیّت، امیدوار است آنهایی که خارج از ایران به سرمی برند - آنها که آخرین خط دفاع باقی‌مانده برای بهائیان و دیگر اقلیت‌های تحت ستم در آن کشور هستند - نگرانی خود را از ادامۀ موارد فاحش نقض معیارهای بین‌المللی حقوق بشر در ایران ابراز دارند. جامعۀ جهانی بهائی همچنین امیدوار است حکومت ایران دریابد که آزار بهائیان بی‌گناه - که به عدم خشونت و عدم حزب گرایی متعهد هستند و تنها آرزویشان آن است که در آبادی اجتماع پیرامون خود سهیم باشند - یک تلاش بیهوده و دارای نتایج معکوس است.

 

 

ضمیمه الف - گاه‌شمار رویدادها

فهرستی از برخی رویدادهای مهم مربوط به آزار بهائیان سمنان از سال ۱۳۸۴ (۲۰۰۵)

۱۳۸۴ (۲۰۰۵)

اردیبهشت/خرداد (مه)

  • دستگیری هشت بهائی

خرداد/تیر (ژوئن)

  • احضار هشت بهائی به دفتر دادستان عمومی.

۱۳۸۵(۲۰۰۶)

فروردین/اردیبهشت (آوریل)

  • محکومیت یک بهائی به شش ماه زندان.

شهریور/مهر (سپتامبر)

  • رد تقاضای تجدیدنظر برای هشت بهائی.

۱۳۸۶(۲۰۰۷)

مرداد - مهر (اوتسپتامبر)

  • تأیید حکم جریمه نقدی سه بهائی سمنانی در دادگاه تجدیدنظر.

تیر/مرداد (ژوئیه)

  • احضار بهائیان برای بازجویی.

مرداد/شهریور (اوت)

  • درخواست نیروی انتظامی از همۀ دفاتر تبلیغاتی تجاری مبنی بر عدم همکاری با بهائیان. دلیل این دستور آن بود که نباید کالاهایی که بهائیان به فروش می‌رسانند ترویج شود. تلاش بهائیان در باز پس گرفتن حق تبلیغ کالاهایشان موفقیت‌آمیز نبود.

آذر/دی (دسامبر)

  • متهم شدن چهار بهائی و محکومیتشان به جریمه نقدی.

۱۳۸۷ (۲۰۰۸)

مرداد/شهریور (اوت)

  • اخراج دانشجوی بهائی از دانشگاه سه هفته پیش از فارغ‌التحصیلی.

 

 

آبان - دی (نوامبردسامبر)

  • برگزاری حداقل دو همایش ضد بهائی. یکی از همایش‌ها به بررسی ارتباط فرضی بین آئین بهائی و صهیونیسم پرداخت و با دو فیلم کوتاه درباره «فرقۀ بهائیت» آغاز شد.

آذر/دی (دسامبر)

  • یورش به منازل ۲۰ بهائی در سمنان. ضبط مطالب مربوط به دیانت بهائی، کامپیوترها و تلفن‌های همراه و سرانجام دستگیری ۹ بهائی از این گروه به اتّهامات دروغین یا غیرقانونی.
  • اخراج یک دانشجوی بهائی از مؤسسۀ آموزش عالی فضیلت.
  • تصمیم اتاق بازرگانی سمنان، همراه با ۳۹ اتحادیۀ تجاری عضو، در اواخر سال ۱۳۸۷(اواخر سال ۲۰۰۸) مبنی بر عدم صدور پروانه‌های کسب و جوازهای مدیریتی برای بهائیان در آینده و عدم تمدید پروانه‌های موجود.

۱۳۸۷/۱۳۸۸(۲۰۰۹)

دی/بهمن (ژانویه)

  • رد تقاضای دادگاه تجدیدنظر برای دو بهائی.

بهمن/اسفند (فوریه)

  • حملۀ آتش‌افروزان به آپارتمانی که محل سکونت چند خانوادۀ بهائی است. حملۀ دوباره به همان ساختمان سه هفته بعد.
  • حملۀ آتش‌افروزان به منازل دو بهائی.
  • تهاجم به گورستان بهائی. تخریب پنجاه سنگ قبر، به آتش کشیدن غسالخانه.
  • متهم کردن یک بهائی به عضویت در مؤسسات غیرقانونی بهائی.
  • برگزاری سمینار ضد بهائی که در آن خطاب به شرکت کنندگان گفته شد «فرقۀ بهائیّت» از اسلام و ایام مذهبی آن متنفر است و با مضحکه ساختن آن علیه بشریت تبلیغ می‌کند.
  • اعلان امام جمعه مبنی بر این که «بهائیّت» محصول صهیونیسم است که برای مبارزه با اسلام پدید آمده است.

اسفند/فروردین (مارس)

  • تخریب اتومبیل و مغازه یک بهائی با استفاده از نوشته‌های ضد بهائی و متعاقب آن پرتاب سنگ به مغازه او و آویختن جسد یک گربه بر درب آن. به آتش کشیده شدن همان مغازه توسط مهاجمان موتورسوار.
  • دستگیری یک بهائی.
  • لغو پروانۀ کسب یک بهائی بدون ارائه توضیح. هنگامی که از مأموران درباره لغو پروانه سؤال شد، آنها گفتند که دستور از «مقامات بالاتر» رسیده است.
  • یورش به یک مغازه.
  • اخراج یک دانشجوی رشتۀ مطالعات اقتصادی از دانشگاه سمنان در اولین‌ترم تحصیلی وی.
  • نوشتن عباراتی ضد بهائی با اسپری رنگی بر دیوارها و درب‌های آپارتمان‌های متعلق به حداقل ۹ بهائی در سمنان.
  • مهر و موم مغازه یک بهائی.

فروردین/اردیبهشت (آوریل)

  • دستگیری سه بهائی.
  • صدور حکم دو سال و نیم زندان برای یک بهائی.
  • تخریب اتومبیل‌های دو بهائی.

 

 

اردیبهشت/خرداد (مه)

  • ایجاد مشکل برای یک خانوادۀ بهائی هنگام خاک‌سپاری عضوِ درگذشته خود.
  • حمله به خانۀ یک بهائی.

خرداد/تیر (ژوئن)

  • به آتش کشیدن مغازۀ یک بهائی توسط آتش‌افروزان.

مرداد/شهریور (اوت)

  • تخریب بخش بزرگی از گورستان بهائی. مهاجمان همچنین درب ساختمان گورستان را با خاک مسدود کردند.

شهریور/مهر (سپتامبر)

  • یورش به مراسم خاک‌سپاری یک بهائی؛ توده‌های مردم فریاد توهین و تهدید سر دادند.
  • توده‌های مردم در مقابل شهرداری سمنان و دفتر فرمانداری گرد آمدند و فریاد «مرگ بر بهائی» سر دادند.

مهر/آبان (اکتبر)

  • اخراج سه دانشجوی بهائی از دانشگاه سمنان.

۱۳۹۰ (۲۰۱۱)

شهریور/مهر (سپتامبر)

  • بازجویی سه بهائی.

مهر/آبان (اکتبر)

  • محکومیت دو بهائی به ترتیب به یک سال زندان و سه سال تبعید از سمنان و شش سال زندان.
  • تأیید احکام صادره برای دو بهائی.

آبان/آذر (نوامبر)

  • صدور حکم یک سال زندان برای یک بهائی.
  • پایان دوران محکومیت یک بهائی.
  • زندانی شدن چهار بهائی دور از خانه در زندان اوین تهران.

آذر/دی (دسامبر

  • محکومیت یک بهائی به یک سال زندان و محرومیت او از پروانۀ کسب به مدت پنج سال.
  • بازجویی دو بهائی.
  • صدور حکم هفت سال زندان برای یک بهائی.
  • تعطیل محل کسب‌وکار حداقل ۱۲ بهائی.

۱۳۹۰/۱۳۹۱ (۲۰۱۲)

دی/بهمن (ژانویه)

  • صدور حکم سه سال زندان برای یک بهائی.
  • بازداشت یک بهائی به مدت یک روز، آزاد کردن او با ممنوعیت ۱۵ روزه از ترک شهر.
  • بازجویی یک بهائی.
  • آزادی دو بهائی، دستگیری دوباره یک بهائی.

 

فروردین/اردیبهشت (آوریل)

  • برگزاری محاکمه دو بهائی.
  • تعطیلی محل کسب‌وکار یک بهائی.

اردیبهشت/خرداد (مه)

  • تعطیل کردن دو کارخانۀ متعلق به بهائیان توسط مقامات.
  • نگهداری دو زن جوان بهائی در یکی از بندهای زندان سمنان با ۳۸ زندانی دیگر که اکثر آنها اعتیاد دارند.
  • صدور حکم شش سال و نیم زندان برای یک مرد بهائی و افزودن شش ماه که در احکام پیشین صادر شده بود به حکم تازه. صدور حکم چهار سال و نیم زندان برای فردی دیگر.
  • احضار یک مرد بهائی برای آغاز دوران محکومیت شش سالۀ زندان.
  • ناموفق بودن تلاش‌های یک زن بهائی در دریافت مرخصی پزشکی از زندان برای شوهرش. این زن خود به چهار سال و چهار ماه زندان محکوم شده است. این زوج بهائی یک دختر هفت ساله و یک پسر دو ساله دارند. اگر پدر و مادر مجبور به گذراندن هم‌زمان دوران محکومیت خود شوند، کسی برای مواظبت از کودکان آنها وجود نخواهد داشت.

خرداد/تیر (ژوئن)

  • پلمپ کردن یک کارگاه ساخت در و پنجرۀ آلومینیومی متعلق به یک بهائی. صاحب آن در حال حاضر در زندان است.

تیر/مرداد (ژوئیه)

  • احضار تعدادی از مغازه‌داران در سمنان - و نیز الیگودرز، اصفهان و مشهد - به ادارۀ نظارت بر اماکن عمومی یک روز پس از یادبود یکی از تعطیلات مذهبی بهائی. مقامات به بسته بودن محل کسب‌وکار آنها در آن روز اعتراض و ادعا کردند که این کار تبلیغ آن دین محسوب می‌شود. در نتیجه این عمل، تعدادی از محل‌های کسب‌وکار در سمنان تعطیل شدند.
  • احضار مادر یک نوزاد یک و نیم ماهه برای آغاز دوران محکومیتش.

 

  •  

ضمیمه ب - اسناد مرتبط

اسناد زیر به طور قاطع نشان می‌دهند که آزار بهائیان در سمنان و دیگر نقاط ایران سیاست رسمی حکومتی است. تعداد زیادی از آنها زمانی محرمانه بودند، اما توسط سازمان ملل متحد یا نهادهای حقوق بشری به دست آمده و افشا شدند. این اسناد عبارتند از:

 

  • سند «مسئلۀ بهائیان» به تاریخ ۱۳۶۹(۱۹۹۱). این یادداشت محرمانه که در سال ۱۳۷۱ (۱۹۹۳) توسط گزارشگر ویژۀ سازمان ملل متحد درباره ایران به دست آمده و افشا شد، به تصویب رهبر جمهوری اسلامی ایران، علی خامنه‌ای، رسیده است. در این سند نقشۀ جمهوری اسلامی برای مسدود کردن راه ترقی و توسعۀ بهائیان ایران مطرح شده است.

 

  • نامه‌ای از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری ایران به تاریخ ۱۳۸۵ (۲۰۰۶) که به حدود ۸۱ دانشگاه دستور می‌دهد هر دانشجوئی که مشخص شود بهائی است را اخراج کنند. دانشگاه سمنان شمارۀ ۲۰ در این فهرست است.

 

  • نامه‌ای به تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۸۶(۹ آوریل ۲۰۰۷) به فرمانده هان انتظامی پیرامون تهران که خواهان اعمال محدودیت‌های شدید بر کسب‌وکار بهائیان است.

 

  • قرار صادره از دادگاه در تاریخ ۱۷ تیر ۱۳۸۸ (۸ ژوئیۀ ۲۰۰۸) که سیامک ایقانی، شهروند ساکن سمنان را به خاطر عمل مطابق تعالیم بهائی، به «عضویت در گروه‌های غیرقانونی» و «فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام» محکوم می‌کند.

 

 

اصل فارسی یادداشت «مسئلۀ بهائیان» ۱۳۶۹ (۱۹۹۱) که نقشۀ جمهوری اسلامی برای مسدود ساختن راه ترقی و توسعۀ هائیان ایران را مطرح می‌کند.  صفحۀ ۲۳ را ببینید.

 

متن فارسی نامۀ وزارت علوم، تحقیقات و فناوری به تاریخ ۱۳۸۵ (۲۰۰۶) که به دانشگاه‌های تحت پوشش این وزارت خانه دستور می‌دهد تا دانشجویانی را که مشخص شده است بهائی هستند را اخراج کنند.  صفحۀ ۱۲ را ببینید.

اصل نامه به تاریخ ۱۹ فروردین ۱۳۸۶ (۹ آوریل ۲۰۰۷) خطاب به فرمانده هان انتظامی پیرامون تهران که خواهان اعمال محدودیت‌های شدید بر کسب‌وکار بهائیان است.  صفحۀ ۱۵ را ببینید.

صفحۀ ابتدایی حکمی صادر شده از دادگاه در ۱۷ تیر ۱۳۸۸ (۸ ژوئیۀ ۲۰۰۸) که سیامک ایقانی، ساکن سمنان را به خاطر عمل بر اساس دیانت بهائی به «عضویت در گروه‌های غیرقانونی» و «فعالیت‌های تبلیغی علیه نظام» محکوم می‌کند.  صفحۀ ۳ را ببینید.