[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)

[تاریخ:] ۱۷ مهر ۱۳۸۷

 

شيرين عبادي: اسارت در تور بهائيت

تهران – خبرگزاری جمهوری اسلامی )ایرنا(: دفتر پژوهش و بررسی خبر: انتشار خبرعضويت دختر شيرين عبادي در فرقه ضاله بهائيت که برپايه اسناد غيرقابل انکار به اطلاع مردم ايران رسيد، هواداران تز"دانستن حق مردم است" را به تکاپو واداشت تا براي استتار پيوندهاي دشمن با برخي مدعيان داخلي حقوق بش، مانند هميشه برستون غوغاسالاري تکيه زنند.

نکته جالب آنکه اين خبر مطابق مشي رايج بهائيان ، توسط خانم نرگس توسليان دختر خانم شيرين عبادي که درکانادا اقامت داشته و اتفاقا خبر هم به وي مرتبط بود تکذيب نشد، بلکه خانم عبادي ، مادر محترم ايشان، با ذکرعباراتي مجمل و کلي اعضاء خانواده خود را بي ارتباط با بهائيت معرفي نمودند!

واقعيت آن است که سقوط هر انسان در چال هرز و تاريک "بهائيت" امري تاسف بار و دردآور بوده و شايد برجسته سازي آن نيز در فضاي رسانه ها به مصلحت نباشد. اما اقدامات مدعيان داخلي حقوق بشر که از يک سو با له شدن تماميت بشريت در لابلاي چرخ دنده هاي نظام ظالم استکبار از فلسطين تا عراق و افغانستان و گوانتانامو و... مشکلي ندارند و از سوي ديگر همچون ملي گرايان مرتد سالهاي آغازين انقلاب فقط بر اجراي قوانين اسلامي مي تازند پشت صحنه اي دارد که روايت آن مي تواند از بروز آسيب هاي آتي ممانعت به عمل آورد:

۱ -آنچه امروزه در سياست جهاني، باعنوان «حقوق بشر» و اعلاميه جهاني آن مطرح مي باشد، مصداق بارز يک "گفتمان" است. اين "گفتمان"، مجموعه اي است از باورها، احکام و بخصوص پيش فرضها و اصول موضوعه؛ و بيش از آنکه مدعي کشف حقيقت باشد و سوداي اثبات آنرا داشته باشد، در کار تصرف در جهان خارج، تغييرعالم و نفوذ و اقناع مخاطبين است. اين "گفتمان" بيش از نيروي دليل، به "زور رسانه هاي ارتباط جمعي" و دستگاه هاي شکل دهي به افکار عمومي متکي است و از صنعت "طرد سازي"، "قطبي سازي نيروهاي اجتماعي"، "محدود سازي امکانات معنايي يک مفهوم"، (مثل حقوق بشر) به يک معناي خاص تغذيه مي کند.

البته اين "گفتمان" نيز همچون هر "گفتمان" ديگري تنها از کلمات و مفاهيم تشکيل نمي شود، بلکه نمادهاي غير کلامي، رموز و کنايه ها را هم در بر مي گيرد. به تعبير ميشل فوکو: «گفتمانها تشکيل شده از علامات است اما کارکردشان از کاربرد اين علامات براي نشان دادن و برگزيدن اشياء بيشتر است. همين ويژگي است که آنها را غيرقابل تقليل به زبان، سخن و گفتار مي کند.» "کمپانيهاي توليد گفتمان" يعني همانها که از آن سوي ميهن ما، بي عنايت به مسائل و بنيادهاي فکري خاص ما، برايمان نسخه "چگونه انديشيدن" و "چگونه رفتار کردن"مي پيچند، تنها مسئله ما را از منظر خود مورد توجه قرار نمي دهند، بلکه براي ما "مسئله" و "موضوع چالش" نيزمي آفرينند. همانها نمادهاي کلامي و غير کلامي اي در زندگي ما پديد مي آورند که هيچ ضرورتي از براي حضور آنها نيست، الاّ اينکه از حضور آن مهمان تازه وارد، يعني "گفتمان صادراتي اغيار" حکايت مي کند.

ماجراي اعطاي جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي (در مهر ۸۲) نمونه گويايي از حضور نوپيداي اين گفتمان، يعني گفتمان حقوق بشر در زندگي سياسي ما بود. البته ما را با اعطاء جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي، صرفنظر از ديدگاه و مسلک او مشکلي نيست. گمان هم نمي کنيم که اينگونه تشريفات اعتراض و چالش فردي از سلک آگاهان را برانگيزد که چرا اين جايزه به "فلان" تعلق گرفت و به ديگري تعلق نگرفت؟ چراکه اساساً آن را چندان مهم نمي انگاريم. تصور هم نمي کنيم که جايزه صلح نوبل يعني همان جايزه اي که امثال کيسينجر (مشهور به قصّاب ويتنام) و انور سادات(پيشتاز سازش با صهيونيسم) نيز از ديگر برندگان آن بوده اند آنچنان فخرآفرين باشد که قلم خود را در تقبيح و تحسين برنده آن فرسوده کنيم.

شايد اگر موج آفريني يک طيف سياسي و رسانه هاي آن در داخل و خارج کشور نبود، از کنار اعطاء جايزه نوبل به عبادي مي شد به آرامي، همچون بسياري از ديگر اخبار متعارف روز، گذشت.

از اظهارات مقامات غربي و مسئولين نهاد اعطا کننده اين جايزه کاملا پيداست که اين جايزه به شيرين عبادي به جهت تثبيت وي به عنوان نماد جريان دفاع از "حقوق بشر" -البته با تعريف غرب مدار- به طور عام و دفاع از عوامل غرب نظير بهائيان به طور خاص به وي اعطاشده بود.کما اينکه در مراسم اعطاي جايزه و اظهارات مقامات غربي و جريانات ضد انقلاب از رضا ربع پهلوي تا تروريستهاي گروهک منافقين نيز دقيقاً به همين موارد اشاره شده بود.

«اوله دانبولد ميرس» رئيس کميته پنج نفره نوبل در توضيح علت اين انتخاب گفت: خانم شيرين عبادي براي دفاع از حقوق بشر و مردم سالاري در کشورش مبارزات گسترده اي داشته است. از سوي ديگر، در بيانيه کميته صلح نوبل که به همين مناسبت صادر گرديد، ابراز اميدواري شده است که «اعطاي اين جايزه به همه مبارزان حقوق بشر و مردم سالاري در ايران که نياز به حمايت و الهام دارند، براي مبارزه در اين راه انگيزه بدهد.»!

در بخشي از اين بيانيه- که معلوم نيست منابع رسمي خبري و سياسي در کشورمان با چه انگيزه اي از ترجمه و اعلام آن براي افکار عمومي خودداري کردند- دفاع و حمايت شيرين عبادي از بهائيت مورد تقدير قرار گرفته و تأکيد شده است که :«شيرين عبادي تمايل و توانايي خود را براي همکاري با نمايندگان گروه هاي سکولار و همچنين مذهبي به اثبات رسانيده و علي رغم تهديدهاي فراوان عليه جان خود، همچنان به مبارزه ادامه داده است»! و...جرج بوش، رئيس جمهور آمريکا که نه فقط در جهان اسلام، بلکه در ميان بسياري از مردم آزاده اروپا و آمريکا به جلاد مردم مظلوم و بي گناه شهرت يافته و قتل عام و خونريزي او طي سالهاي اخير، نفرت عمومي جهانيان را در پي داشته است، با صدور بيانيه اي ضمن ابراز خوشحالي از اختصاص جايزه صلح نوبل به شيرين عبادي اعلام کرد؛ «من قاطعانه از خواست مردم ايران براي آزادي و دموکراسي حمايت مي کنم و... آمريکا در انتظار روزي است که ايران آزاد به الگوي مداراگري در خاورميانه و سراسر جهان تبديل شود»!

با در نظر گرفتن تأکيد کميته صلح نوبل بر حمايت و فعاليت شيرين عبادي به نفع بهائيت- که برخلاف تبليغات مغرضانه و بعضاً ساده لوحانه انجمن حجتيه، نه فقط يک مذهب جديد نيست، بلکه يک حزب سياسي وابسته به رژيم صهيونيستي است- به اولين مصاحبه اختصاصي خانم شيرين عبادي با روزنامه اسرائيلي «يديعوت آهارنوت» توجه کنيد :

"خانم عبادي در اين مصاحبه قول مي دهد که در حد توان خود براي يافتن «رون آراد» خلبان اسرائيلي به اين کشور کمک کند! و در پاسخ به سؤالي درباره يهوديان جاسوس و زنداني در شيراز مي گويد «من به عنوان يک زن مسلمان ايراني از اين ماجرا شرمنده و متأثر شدم»!" و...

شيرين عبادي با برداشتن روسري خود و سخناني که پس از اعطاء جايزه اظهار داشت بر قوت و برد دلالتهاي سياسي اعطاء جايزه، افزود. شيرين عبادي دي ماه ۱۳۸۶ در اظهاراتي که در اسپانيا ايراد شد از احکام فقهي اسلام درباره تفاوت ميان ديه زن و مرد، لزوم اجازه شوهر به زن براي سفر، حجاب اجباري و اجراي حدود و قصاص در مقابل مجرمان انتقاد مي کند و از اينکه حقوق بهاييان و همجنس گرايان در ايران ناديده گرفته شده اظهار تأسف مي نمايد!!

همسويي عملکرد شيرين عبادي با فرقه ضاله بهائيت آن چنان آشکار است که سران بهاييت در بيت العدل مستقر در اسرائيل با ارسال تقديرنامه‌اي به کانون مدافعان حقوق بشر ايران، از "خدمات" شيرين عبادي و ساير اعضاي اين کانون را به فرقه بهاييت "صميمانه" تقدير کرد.

در گزارش ۳۲، مورخ ۶ اکتبر ۲۰۰۷ که به بيت العدل بهائيان (مستقر در اسرائيل) ارسال شده، از شيرين عبادي و کانون مدافعان حقوق بشر به دليل برگزاري يک کنفرانس مطبوعاتي با عنوان "حق‌ آموزش و پرورش" در ۲۶ مهرماه ۱۳۸۶تشکر شده است.

در اين گزارش که از شيرين عبادي و اعضاي کانون غيرقانوني مدافعان حقوق بشر در ايران با عنوان "احباي عزيز" تأکيد شده است:« برگزاري اين کنفرانس، نشانه‌اي از حسن نيت و صداقت مسئولين کانون و همچنين آمادگي جو ايران براي فعاليت‌هايي که احباي عزيز در عرض چند سال گذشته به آن مبادرت ورزيده‌اند، مي‌باشد. بيت‌العدل توصيه مي‌فرمايند که هيات ياران در نامه‌اي خطاب به کانون مدافعان حقوق بشر از حسن نيت، صداقت و شجاعت ايشان در دفاع از حقوق جامعه بهايي تشکر کنند».

به دنبال اين گزارش، بيت العدل بهائيان که در اسرائيل مستقر است با ارسال تقديرنامه‌اي به کانون مدافعان حقوق بشر ايران، "خدمات" شيرين عبادي و ساير اعضاي اين کانون را به فرقه بهاييت صميمانه مورد تقدير قرار داد.

بررسي تحولات ۵ سال گذشته ، از زمان معرفي شيرين عبادي به عنوان برنده جايزه صلح نوبل تا کنون حکايت از آن دارد که دشمن با برجسته سازي مهره اي معمولي و دست چندم نظير شيرين عبادي و برکشيدن وي ، مدلي از توطئه "اسب تروا" را براي مقابله با نظام اسلامي طراحي نمود تا ذيل آن گفتمان هاي ساختار شکن را بر فضاي عمومي جامعه ايران حاکم نمايد."زيرسوال بردن قوانين اسلامي"، "آزادي عمل وابستگان فرقه ضاله بهائيت"،"به رسميت شناخته شدن حقوق همجنس گرايان" و ... گزاره هاي جديدي بود که ساختار گفتمان مطلوب و مورد نظر دشمن را شکل مي داد و گفتمان جمهوري اسلامي را به چالش فرا مي خواند هر چند که اين توطئه بلافاصله از سوي ملت ايران رهگيري و شناسايي شد و برخي عوامل نفوذي آن در مجلس ششم و دولت هشتم نيز طي دو انتخابات مجلس هفتم(اسفند ۸۲) و رياست جمهوري نهم (تير ۸۴) از مردم راي عدم اعتماد دريافت نموده و از حاکميت خارج شدند.*

۲- در بند ۱ به همسويي راهبردي و کلان شيرين عبادي با بهائيت و صهيونيسم پرداخته شد . اما ماجراي بهائي شدن دختر شيرين عبادي بر کدامين اسناد متکي است؟

۲-۱ -نگار و نرگس دو سرنوشت متفاوت:

شيرين عبادي دو دختر دارد:نگار و نرگس توسليان که هر دو متولد سال ۱۹۸۰ ميلادي هستند.شيرين عبادي بلافاصله پس از دريافت جايزه نوبل هر دو فرزند خود را براي ادامه تحصيل در مقطع کارشناسي ارشد روانه دانشگاه مک گيل کانادا نمود.

دانشگاه مک گيل يکي از کانون هاي مهم بهائيت در منطقه امريکاي شمالي است به طوريکه بزرگترين مرکز دانشگاهي مطالعات بهائيت Association for Bahai' Studies در اين دانشگاه واقع است.شايان ذکر است مراکز مطالعات بهائيت از جمله مراکز وابسته به بيت االعدل اعظم بهائيان مستقر در اسرائيل است که در غالب دانشگاه هاي مهم غربي شعبه داشته و با هدف جذب نخبگان دانشگاهي به فرقه ضاله بهائيت فعاليت مي نمايد.

از ميان ۲ فرزند شيرين عبادي ، "نگار" مباحث مهندسي برق را پي گرفت و خود را از فعاليت هاي سياسي و همسويي با بهائيت دور نگه داشت تا آنجا که حتي براي ادامه تحصيل در مقطع دکتري دانشگاه مک گيل را ترک گفت و تحصيلات خود را از سال ۲۰۰۷ در دانشکده برق و کامپيوتر انستيتو تکنولوژي جرجيا دنبال نمود.

اما برخلاف نگار، "نرگس" مسيري متفاوت را در پيش مي گيرد."نرگس توسليان" مدرک کارشناسي حقوق را از دانشگاه شهيد بهشتي اخذ نمود و در کنار شيرين عبادي فعاليت هاي حقوق بشري را دنبال مي کرد . در اين ميان آشنايي وي و مادرش با "دکتر پيام اخوان" از فعالين بهائي مقيم کانادا که اتفاقا" استاد دانشگاه مک گيل و از مسئولين مرکز مطالعات بهائيت آن دانشگاه مي باشد ، سرنوشت نرگس را به گونه اي متفاوت از خواهرش رقم زد.

نرگس توسليان در سال ۲۰۰۵ و با اخذ پذيرش از دانشگاه مک گيل در رشته مطالعات حقوق بشر ، به کانادا عزيمت کرد و ادامه تحصيل خود را با نظارت و هدايت مستقيم "دکتر پيام اخوان" پي گرفت.به اين سند که در سايت دانشگاه مک گيل کانادا در خصوص همکاري نرگس توسليان و دکتر پيام اخوان درج شده است توجه کنيد:

" Nargess Tavassolian received her Bachelor degree in both Civil and Islamic Law in Iran form Shahid Beheshty University.‎ She was called to the Bar in Iran in 2005.‎ She is currently an L.L.M candidate at McGill University.‎ She is conducting her research under the supervision of Dr.‎ Payam Akhavan on the inhuman punishments in Iran and the possibilities for their reform in Iran.‎ Nargess Tavassolian has worked for several NGOs in Iran including:‎ Society for Protecting the Rights of the Child, Mine collaboration Campaign and Center for Defenders of Human Rights.‎ Nargess Tavassolian has a diverse set of research interests including international law, human rights, international criminal law and international humanitarian law".‎

منبع:http:‎//www.mcgill.ca/graduates/‎

جالب آنکه پروژه مشترک نرگس توسليان و پيام اخوان در مرکز «جمع آوري اسناد حقوق بشر ايران»‌- که از آن بيشتر خواهيم گفت- درباره‌ي «نقض حقوق بشر در ايران» آشکارا از بودجه پروژه هاي پيشبرد دمکراسي دولت امريکا با اعتباري معادل يک ميليون دلار تغذيه مي شود: رجوع کنيد به http:‎//www.state.gov/g/drl/rls/50318.htm وhttp:‎//www.nytimes.com/2007/06/24/magazine/24ngo-t.html?‎_r=2&pagewanted=3&oref=slogin&oref=slogin

نرگس توسليان با دلالت پيام اخوان در سال ۲۰۰۷ به عضويت فرقه ضاله بهائيت درآمده و فعاليت خود را در انجمن مطالعات بهائيت دانشگاه مک گيل آغاز کرد.

منبع:http:‎//www.mcgill.ca/humanrights/members/‎

۲-۲ -پيام اخوان حلقه واسط "عبادي"ها با فرقه ضاله بهائيت

اما "پيام اخوان" به عنوان وصل کننده نرگس توسليان به تشکيلات فرقه ضاله بهائيت کيست؟

"پيام اخوان در سال ۱۳۴۵ در خانواده اي بهايي تهران به دنيا آمد، در ۹ سالگي ايران را ترک کرد و همراه با خانواده در تورنتو ساکن شد. او تحصيلات حقوق را در سال ۱۹۸۹ در Osgood Hall به پايان رساند و از همان سال در سازمان ملل امور بهائيت را عهده دار شد و در سال۱۹۹۰ به اخذ LLM از همان مرکز نائل شد. تز او مبني بر «تحقق کنوانسيون نسل کشي» (“Enforcement of Genocide Convention”) در Harvard Human Rights Yearbook و Human Rights Law Jonrnal منتشر شد. پيام اخوان دکتراي حقوق را در هاروارد اخذ کرد.وي از جمله افراد موثري بود که در ماجراي پرونده زهرا کاظمي-خبرنگار کانادايي - همکاري فوق العاده نزديکي را با شيرين عبادي به انجام رساند."

منبع:http:‎//www.alfabetmaxima.com/mansouran/newsark.php?news_id=50

پيام اخوان به عنوان يکي از چهره هاي شاخص و مبلغين برجسته بهائيت ، اعتماد دولت امريکا را در تاسيس مرکز اسناد حقوق بشر ايران جلب نمود. وي با همکاري رويا برومند ، عامل شناخته شده سيا،جاناتان فريمن ، وکيل بنياد سوروس، رويا حکاکيان، يهودي ايراني تبار عضو شوراي روابط خارجي امريکا و نرگس توسليان ، دختر شيرين عبادي ، مرکز اسناد حقوق بشر ايران را براي حمايت و پشنيباني از بهائيان مقيم ايران تاسيس کرد.بررسي مقالات منتشر شده توسط اين مرکز نشان مي دهد که ۸۶ درصد از مطالب انتشار يافته مربوط به فرقه ضاله بهائيت است!

منبع:http:‎//iranhrdc.org/httpdocs/Persian/BoardMembers.htm

مرکز اسناد حقوق بشر ايران اهداف تاسيس خود را چنين عنوان کرده است:

"يکي از اهداف مهم مرکز اسناد حقوق بشر ايران ايجاد يک آرشيو از مدارک جمع‌آوري شده موارد نقض حقوق بشر در ايران است. اين مرکز پيش بيني مي‌کند که موفق به گردآوري دهها هزار مدرک خواهد شد و به عنوان منبع و مخزن مرکزي در مستندسازي وضعيت حقوق بشر در ايران از سال ۱۳۵۷ به بعد عمل خواهد کرد.

برنامه ديگر مرکز اسناد حقوق بشر ايران، که در مراحل اوليه شکل گيري است، عبارت است از فعاليتهاي مربوط به بالا بردن سطح آگاهي مردم در ايران از معيارها و هنجارهاي حقوق بشر، قانونمندي و اهميت مسئوليت پذيري در قبال جناياتي که در گذشته ارتکاب يافته است. اين برنامه شامل کارگاهي در خاورميانه با هدف آموزش ايرانيان است و به تدريج دامنه فعاليتهايش را افزايش خواهد داد، از جمله ايجاد يک گفت و شنود و تبادل نظر اينترنتي و آموزش حقوق بشر از طريق اينترنت. آشنا کردن ايرانيان با مباني حقوق بشر و کاربردهاي آن، آگاهي آنها را از استانداردهاي بين‌المللي حقوق بشر و نياز به مسئوليت پذيري و قانونمندي را افزايش خواهد داد. اين برنامه، تمرکز خود را بر واکنش جامعه مدني ايران از اولويت بندي و ميزان نياز به اطلاعات در زمينه حقوق بشر خواهد گذاشت و بر اساس آن، آخرين منابع اطلاعاتي، آموزش، اطلاعات در زمينه حقوق بشر و قوانين بين‌المللي بشردوستانه و اجراي اين قوانين را به زبان فارسي از طريق پايگاه اطلاع رساني مرکز اسناد حقوق بشر ايران و گردهمايي‌هاي منطقه‌اي در اختيار ايرانيان قرار خواهد داد. پايگاه اطلاع رساني و برنامه هاي ارتباطي مرکز اسناد حقوق بشر ايران، ايرانيان را در معرض مداوم اطلاعات و ارتباط با کساني که در زمينه‌هاي مشابه فعاليت دارند قرار خواهد داد تا توانايي آنها را بر تأثير بر تغييرات افزايش دهد. "

منبع:http:‎//iranhrdc.org/httpdocs/Persian/Mission.htm

مرکز اسناد حقوق بشر ايران صراحتا در سايت خود وابستگي مالي به دولت امريکا را اعلام نموده و حاميان مالي خود را به شرح ذيل فهرست کرده است:

"مرکز اسناد حقوق بشر ايران از وامها و کمکهاى ارزنده سازمانهاى زير تشکر و قدردانى مى‌کند:

وزارت امورخارجه امريکا صندوق حقوق بشر و دموکراسى ،محققان در معرض خطر/انستيتوى بين‌المللى آموزش

دفتر حقوقى فولي هواگ (با مسئوليت محدود)، دفاتر واشينگتن و بوستون ،دفتر حقوقى کينگ و اسپالدينگ (با مسئوليت محدود)، دفتر نيويورک ،دانشگاه مک گيل ،دانشکده حقوق نوتردام ،دانشکده حقوق سانتا کلارا ،دانشگاه تورنتو، برنامه حقوق بشر بين‌الملل ،کالج ولزلى ،ائتلاف بين‌المللي منع شکنجه ."

منبع:http:‎//iranhrdc.org/httpdocs/Persian/Funding.htm

 "در حال حاضر تام پارکر با معرفي پيام اخوان به عنوان مدير اجرايي مرکز اسناد حقوق بشر ايران منصوب شده است. وي به عنوان مشاور ويژه انگلستان در امر عدالت انتقالي براي دولت موقت عراق (CPA) در بغداد و به عنوان رئيس بخش تحقيقات جنايت عليه بشريت انجام وظيفه کرده است. او از جاسوساني است که در شهريور ماه سال ۱۳۸۳ توسط دولت آمريکا براي بررسي امور دارفور، به کشور چاد فرستاده شد."

منبع:http:‎//iranhrdc.org/httpdocs/Persian/Staff.htm

 پيام اخوان مرتبا مطالب خود و شيرين عبادي را در سايت هاي تخصصي بهائيت نظير جامعه بهايي، مادران بهايي و.. منتشر مي سازد.وي چندي پيش در جمع دانشجويان دانشگاه مک گيل عمق فساد تفکرات مسموم خود را آشکار کرد.

به بخش هايي از سخنان وي چونان يک مبلغ حرفه اي بهائيت در جمع دانشجويان عضو انجمن دانشجويي دانشگاه مک گيل توجه کنيد:

"من در خانواده اى بهائى در ايران به دنيا آمده ام که دستخوش تبعيض و آوارگى بودن به خاطر اعتقادات دينى (!)جزئى از ميراث خانوادگى ما به شمار مى آمده است. حضرت (!) بهاءالله بنيان گذار آئين بهائى فرمود و تعليم داد که بشر براى پيشبرد تمدن خود نياز به دانش معمولى و دانش روحانى هر دو دارد. جستجوى حقيقت را شرط ترقى روحانى دانست . براساس اين تعاليم، اديان همگى از ريشه و اصلى واحد و الهى سرچشمه گرفته اند. در اين ديانت زن و مرد داراى حقوق مساوى (!) بوده و به يک سان از همه مواهب (!) - ترويج تز چند شوهري زنان!- بهره مند مى شوند. ايرانيان روشنفکر و مترقى از تمام طبقات اجتماعى به اين تعاليم گرويدند(!) زيرا در آن آينده اى بهتر و درخشان تر مى ديدند(!) پروفسور توکلى طرقى** - استاد تاريخ دانشگاه تورنتو مى نويسد: «در مراحلى که مدرنيته و تجدد در ايران پا مى گرفت مبارزات ضد بهائى به عنوان حربه اى مؤثر براى ساکت ساختن صداى ناراضيان و روشنفکران [از سوى هيأت حاکمه] به کار گرفته مى شد.» دوران کودکى من تا نه سالگى در ايران زمان شاه سپرى شد که ايران به سرعت به سوى تجدد که نوعى غربگرائى بود پيش مى رفت. انقلاب سال ۱۹۷۹ که آن بساط را درهم پيچيد دستاوردى جز بازگشت به جهل قرون وسطائى نداشت(!). بار ديگر بهائيان هدف تير نفرت شدند. چون بهائيت قرائتي نوين از دين و شعبه اي جديد از ديانت اسلام است که با دنياي معاصر و مدرن سازگاري دارد.اينان بسته به اين که کدام برچسبى با منافعشان سازگارتر بود جامعه بهائى را عامل شيطان بزرگ آمريکا و صهيونيسم قلمداد کردند(!)- ظاهرا در اينجا پيام اخوان فراموش کرده که از دولت امريکا حقوق مي گيرد!-. آيت الله يوسف صانعى نماينده اسبق رهبر جمهورى اسلامى در شوراى نگهبان اظهاراتى به اين مضمون ايراد کرد: «اگر عاشقان آزادى و طرفداران قلابى حقوق بشر عواقب آنچه که مى گويند دريابند خواهند ديد که حرف هايشان ضد خدا است براى آن که در روز قيامت خداوند پوست اهل جهنم را خواهد سوزاند و بر تن آنها پوست جديدى خواهد روياند. بنابر اين بهتر است اعتراضات و نطق ها و مصاحبه هايشان را به خدا خطاب کنند و بپرسند که چرا در روز قيامت خدا مردم را شکنجه خواهد داد» شد. تلاش براى حقوق انسانى و ايجاد تمدن عالمگير بهائيت وظيفه اى است که نيروى وقفه ناپذير و بى امان جبر تاريخ بر دوش ما گذارده و کسى را از آن گزيرى نيست. وظيفه اى که بايد در انجام آن سخت کوشا باشيم. نه فقط به خاطر درست بودنش بل به اين جهت که راه ديگرى جلوى پايمان قرار ندارد. "

منبع:http:‎//www.agahee.org/index.php?option=com_content&task=view&id=71&Itemid=29

درباره عملکرد سياه پيام اخوان به عنوان حلقه واسط شيرين عبادي و دخترش با محافل اصلي و پشت صحنه بهائيت مدارک ديگري نيز وجود دارد که عنداللزوم منتشر خواهد شد.اکنون بهتر مي توان فهميد که منظور شيرين عبادي از ارائه قرائتي جديد از اسلام که هم در آن بي حجابي زنان باشد، هم تماس جسمي بين نامحرمان برقرار باشد!،هم در آن هم جنس گرايي باشد و در يک کلام اسلام امريکايي باشد ، چيزي جز تحريف باورهاي اصيل اسلامي در قالب انحرافات بهائيت نيست.

ديگر عجيب نيست که شيرين عبادي در گفت وگو با راديوي وابسته به سازمان سيا، براندازي نرم و انقلابات رنگين را برابر با انتخابات و دموکراسي معرفي کند و با اشاره به انقلاب رنگين در کشورهايي مانند اکراين انقلاب مخملين را به قدرت رسيدن يک حزب از طريق انتخابات بود(!) بنامد و با دفاع از جاسوسان آمريکايي مانند رامين جهانبگلو، کيان تاجبخش و هاله اسفندياري ، آنان را پژوهشگر قلمداد نمايد!

با اين اوصاف مي توان فهميد که چرا شيرين عبادي در مادريد از نقض حقوق همجنسگرايان و بهائيان در ايران برآشفته مي شود! امروز"شيرين عبادي" و دخترش "نرگس توسليان" نه به عنوان فعالين حقوق بشر ، بلکه به عنوان مهره هايي بي اختيار در چنگ فرقه ضاله بهائيت، به خوبي ماموريت هايي که از سوي بيت العدل اعظم بهائيان در اسرائيل بر دوش همکارشان" پيام اخوان" گذاشته شده است را دنبال ميکنند و در اين شرايط مصاحبه هاي عجولانه و بي مبنا با رسانه هاي ضدانقلاب چاره کار آنان نيست:بازگشت به دامان ملت مسلمان ايران و ابراز برائت از همسويي و همکاري با فرقه استعماري بهائيت- که هدفي جز فروپاشي اسلام و اقتدار اسلامي را دنبال نمي نمايد- تنها راهي است که مي تواند چهره به شدت مخدوش برنده جايزه صلح نوبل و خانواده اش را در ميان ايرانيان موجه سازد . مگر آنکه اصولا جايزه نوبل و يک ميليون دلار پيوست آن را پيش پرداختي براي ترويج انگاره هاي بهائيت تلقي کنيم!

______________________________________________

*در نگارش بند اول از مندرجات ارزشمند "يادداشت روز" روزنامه کيهان که در تاريخ ۲۲ مهر۱۳۸۲ به قلم جناب آقاي حسين شريعتمداري نگاشته شده استفاده شده است.

**محمد توکلي طرقي بهائي است و با اين حال مطالب وي مرتبا در روزنامه هاي زنجيره اي مدعي اصلاحات درج مي شود!

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]