[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] ایران وایر

[تاریخ:] ٣ فوریه ٢٠١۶ [١۴ بهمن ١٣٩۴]

 

رضا حقیقت‌نژاد

درباره مشاور نظامی خامنه‌ای و انجمن حجتیه

خبرگزاری «فارس» امروز چند تصویر اختصاصی از «محمد سلیمی»، مشاور رهبر جمهوری اسلامی در امور نظامی منتشر کرده است؛ تصاویری غم انگیز از آخرین روزهای مرگ این فرمانده مشهور نظامی. او شنبه ١٠ بهمن در سن ٧٨ سالگی درگذشت.

تصویر اختصاصی تر محمد سلیمی اما تاریخی است. او عضو «انجمن حجتیه» بود؛ یک تشکل پر حرف و حدیث که ٣٢ سال پس از آن که روح الله خمینی مسوولان آن را تهدید کرد، منحل اعلام شد. با این حال، «علی اکبر محتشمی پور»، عضو برجسته «مجمع روحانیون مبارز» آبان ٩٤ به روزنامه «اعتماد» گفته است: «نفوذ انجمن حجتيه از مرحله اعلام هشدار گذشته؛ يعنی از خط قرمزهای بسيار پررنگ عبور كردند و برخورد با اين ها خيلی سخت شده است. تنها مدد الهی است كه می‌تواند كمك كند و آن چيزی را كه امام هشدار داد در گذشته، امروز عين آتش زير خاكستر است.»

تاسیس انجمن حجتیه به سال ١٣٣٢ باز می گردد و ریشه مذهبی دارد؛ مبارزه با بهاییان. محمد سلیمی، یکی از مبلغان مشهور انجمن حجتیه بود. «محمود علیزاده طباطبایی»، وکیل دادگستری مهرماه ٩٢ در گفت و گو با سایت «جماران» به فعالیت های قبل از انقلاب سلیمی اشاره کرده است: «درون ارتش کنترل بسیار شدید بود و تنها فعالیت مذهبی که تا حدی آزاد بود، انجمن حجتیه بود و این انجمن در همافر‌ها کم تر نفوذ کرده بود. در همافر‌ها دو تیپ وجود داشت؛ یک تیپ انجمن حجتیه و دیگر طرفداران دکتر شریعتی. ولی در افسر‌ها انجمن حجتیه بیش تر نفوذ داشت. یادم می‌آید که سرهنگ سلیمی در سال ۵۶ به نام خودش در منزلش برنامه می‌گذاشت و به مناسبت ۱۵ شعبان سخنرانی بود که ما می‌رفتیم؛ مثلا شهید "صیاد"، "اقارب‌پرست"، "کلاهدوز" و نامجو، همه اعضای انجمن حجتیه بودند.»

«عبدالله شهبازی»، مورخ ایرانی هم در این باره نوشته است: «کسانی مانند سرهنگ محمد سلیمی از مبلغین سرشناس انجمن بودند.»

بر اساس گزارش منتشر شده توسط «سازمان حفظ و نشر آثار دفاع مقدس، «سابقه عضویت محمد سلیمی در انجمن حجتیه به سال ١٣٣٩ باز می گردد: «وارد انجمن مذهبی [حجتیه] شده و به عنوان مبلغ این جمعیت برای سخنرانی به اکثر شهرها سفر کرد... توانسته با تبلیغات خود بیش از ٣٠٠ نفر بهایی‌زاده را مسلمان و جلوی پیوستن قریب به دوهزار نفر، اعم از نظامی و غیرنظامی متزلزل را به فرقه بهاییت بگیرد... . تاریخ ٢۶ مهرماه ۵۱ به اتفاق ٣٠ نفر از همفکرانش برای برهم زدن محفل سخنرانی بهایی‌ها در تهران تجمع و وارد جلسه آن‌ها شده و اقدام به پخش اعلامیه علیه بهاییت کرد که توسط کلانتری دستگیر و به ضداطلاعات تحویل داده شد.»

در آن زمان، سلیمی تازه از امریکا بازگشته بود.

چنین فعالیت هایی به طور طبیعی در ارتقای موقعیت او در روزهای پس از انقلاب در ساختار نظامی جمهوری اسلامی موثر واقع شد و وی را راهی فرماندهی ستاد جنگ های نامنظم کرد. سال ۵٩ دبیر «شورای امنیت ملی» شد و آبان ۶٠ وزارت دفاع را برعهده گرفت؛ سمتی که تا آبان ۶٣ ادامه داشت.

این دوران، روزگار پر از ماجرای انجمن حجتیه بود که سرانجام او را هم مجبور کرد استفعا دهد: «وزير دفاع [سرهنگ سليمی]به ملاقات من آمد... خبر ملاقات امام و اعلان استعفای رسمی خود از انجمن حجتيه را گفت» (هاشمی رفسنجانی، خاطرات ١٢ تیرماه ۶٢).

با این حال، استفعا سبب نشد او دوستان خویش در انجمن حجتیه را ترک کند. هاشمی رفسنجانی در خاطرات ٢۶ بهمن ۶٣ نوشته است: «عصر، آقای‌ سرهنگ‌ [محمد] سلیمی‌ آمد؛ درباره‌ مسایل‌ انجمن‌ حجتیه‌ بحث‌ شد و بنا به‌ نظر امام‌، اگر به‌ طور رسمی‌ و صریح‌ انحلال‌ انجمن‌ را اعلان‌ بنمایند، امکان‌ دفاع‌ از افراد فراهم‌ می‌شود.»

درباره سابقه ارتباط علی خامنه ای و محمد سلیمی، گمانه زنی های متعددی شده است. از خاطرات اکبر هاشمی رفسنجانی می توان دریافت علی خامنه ای موافقت چندانی با تغییرات در وزارت دفاع نداشته است: «آقای خامنه ای تلفنی در باره تغییرات در [فرماندهی] ارتش و [تغییر] وزیر دفاع مطالبی گفتند. قرار شد بعداً حضوری مذاکره کنیم» (خاطرات هاشمی، ۶ شهریور ۶٣).

سلیمی مرداد ۶٣ تنها موفق شد ١٠٢ رای از نمایندگان مجلس دوم بگیرد. این پایان حضورش در دولت اول میرحسین موسوی بود. با این حال، در آن ایام علی خامنه ای در مقام رییس جمهور، از اختیارات و قدرت چندانی برخوردار نبود که از چنین تغییراتی جلوگیری کند. مثلث بیت خمینی، هاشمی رفسنجانی و جناح چپ، تعیین کننده معادلات بوده اند.

با پایان این دوران، علی خامنه ای او را به عنوان مشاور نظامی و بازرس ویژه ریاست جمهوری منصوب کرد و سال ۶۸ نیز سمت تازه اش را به او داد؛ مشاور نظامی فرمانده کل قوا در امور نیروی زمینی؛ سمتی که تا پایان عمر حفظش کرد، مانند همه رازهایی که با خویش به گور برد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]