[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[روزنامه:] آژنگ

[تاریخ:] ١٢ بهمن ماه ١٣٣٣

[شماره:] ۳۸

 

در حاشیه ادیان و مذاهب

محمد نخعی، فرهنگ ریمن سابق طی نامه‌ای مینویسد:

بحث در باره مذهب بهائی با منطق و استدلال علمی و عقلی لازم است.

سید – ح – م - نویسندۀ یکی از صدها نامه رسیده متذکر شده است که:

بهائیان نص‌های صریح در آبادی ایران دارند...

 

البته با منطق و استدلال علمی و عقلی کمال لزوم را برای روشن شدن اذهان مردم و بیداری و تنبه فریب‌خوردگان این فرقه ضاله دارد و از نظر اطلاعات علمی کافی که در باره این فرقه در این مدت دو سال و نیم ترک محیط سیاست و پرداختن بمطالعات دینن [دینی] بدست آورده است ادامه این بحث را از هر حیث لازم و ضروری و مفید و خدمتی بکشور و ملت و دیانت مقدس اسلام میدانم و شخصاً حاضرم با اجازه خوانندگان عزیز اطلاعات خود را بوسیله آن روزنامه ارجمند در دسترس هم میهنان گرامی گذارده و هزاران تناقض گوئی سران این فرقه را آشکار سازم.

۲- در مورد نامه آقای ح – ع در باره جمله:

لیس الفخر لمن یحب الوطن بل لمن یحب العالم که از قول بهائیان در صدد انکار عقیده انترناسیونالیستی و ضد وطنی آنان بر آمده‌اند باید عرض کنم که خود همین جمله دال بر این عقیده سخیف است چه در قسمت اول آن دوستی وطن را مایه فخر نمی‌شمارد و حال آنکه پیشوای مقدس اسلام فرماید:

حب الوطن من الایمان و در حقیقت آن عبارت تیشه ایست باین بیان شریف پیغمبر اکرم (ص) و قسمت گفته بهاء در واقع سرپوشی است بر آن و نتیجه این عقیده بی‌علاقگی بوطن و آب وخاک و زادگاه است که نفع آن هم با توجه باوضاع و احوال دنیا عاید بیگانگان میشود.

در جلد سوم مکاتبات عبدالبهاء (عباس افندی) در صفحه ۱۰۵ مینویسد:

«اما تعصب وطنی این نیز جهل محض است زیرا روی زمین وطن واحد است هر انسان در هر نقطه ئی از کره ارض زندگی میتواند پس جمیع کره ارض وطن انسان است این حدود و ثغور را انسان ایجاد کرده...

هیچ عاقلی و هیچ منصفی اذعان باین اوهام ننماید و هر قطعه محصوره را که نام وطن می‌نهیم و باوهام خویش مادر مینامیم و حال آنکه کره ارض مادر کل است نه این قطعه محصوره».

در صفحه ۲۰۱ در لوحی بعنوان اسلامبول می‌نویسد:

«عاقبت خواهید دانست ایران ویران گردد و دولت و ملت بنهایت مشقت افتند لکن ما ایران را روشن نمودیم»

آیا دلیل بر رد وطن‌دوستی بهائیان از این اعتراف بهتر و آیا دروغ از این شاخدارتر که میگوید ما ایران را روشن نموده‌ایم؟!

۳- آقای د. حاجیان از طرف بیست نفر از خوانندگان گرامی روزنامه تقاضا نموده‌اند که «جلساتی از علماء و مبلغین بهائی تشکیل شود» بنده ناچیز که با غالب مبلغین درجه اول و برجسته بهائی در تهران مناظره و بحث کرده‌ام و صورت مذاکراتم با یکی از ایشان که اعلم مبلغین بهائیه است از چند ماه پیش در روزنامه گرامی و مذهبی «ندای حق» منتشر می‌شود سه ماه پیش (در تاریخ ۳ آبان ۳۴) از مبلغین بهائی دعوت کردم که در حضور نمایندگان اقلیتهای مذهبی یهود و نصاری و زرتشتی که رسمیت قانونی دارند و نمایندگان مطبوعات داخلی و خارجی و معاریف و ارباب مجلس مناظره رسمی بین بنده و مطلعین دیگر با مبلغین بهائی تشکیل شود و متن این دعوت‌نامه نیز رسماً در روزنامه مزبور منتشر شد و تاکنون جواب داده نشده است زیرا قرار امر بهائیت بر استتار است و آن‌قدر در کتب مذهبی جمیع مذاهب مخصوصاً عهد یعنی (تورات و انجیل) و قرآن کریم و اخبار و احادیث مذهبی اسلام دست‌اندازی و تحریف نموده‌اند که نمیتوانند در یک مجلس علنی و رسمی خود را آشکار سازند و مردانه قدم در میدان بحث و مناظره علمی گذارند و اگر آقای حاجیان و دوستانشان چنین جلسه ئی تشکیل دهند بنده شرمنده برای کشف حقیقت آماده و حاضر بخدمتم و آمادگی خود را برای بحث و مذاکره با هریک از بهائیان و علاقمندان بدرک حق و حقیقت بعرض میرسانم.

فرهنگ نخعی (ریمن سابق)

 

با اظهار تشکر از آن مدیر محترم که اجازه فرمودند ستونی در قسمت مذاهب و ادیان اختصاص یابد از حسن نیت مدیر محترم کمال استفاده را کرده و چند سطری را در این قسمت مینگارم که به نوبه خود بدرج آن مبادرت گردد.

با تقدیم احترامات سید ح – م

مقصودم جواب گوئی به آقای مشیری نیست که در شماره ۱۰۶ آن جریده محترم مطالبی نوشته‌اند و اشعار قرة العین را هم منتسب باو ندانسته و متذکر شده است که آن اشعار بدست بهائیها (رتوش) شده است بلکه مقصودم اینست که بایشان متذکر شوم که باندازه فکر خودشان درک ادبیات نموده‌اند.

ولی کسانیکه با اشعار شعرا و نویسندگان سر و کار داشته باشند بخوبی درک کرده‌اند که نامه آقای مشیری خالی از بغض و غرض نبوده است بلکه ایشان خواسته‌اند که با نوشته اغراض آمیز خود پا روی حقیقت بگذارند و نسبت به مفاخر ایران بدیده بدبینی مینگرند زیرا همه دانشمندان ایران عقیده دارند که قرة العین سوای روش دینی خود در عصر خویش در دانش و شعر‌یکه تاز میدان بوده است و کسی را در علوم عربیه و فارسی و شعر با او یارای مقابله نبوده است.

ثانیاً در باره آبادی این آب و خاک بهائیان نص‌های صریح دارند در یکی از کتابهای دینی آنان نوشته است «مستقبل ایران در نهایت شکوه و عظمت و بزرگواری است.

جمیع اقالیم عالم توجه و نظر احترام بایران خواهند نمود و یقین بدانید چنان ترقی نماید که انتظار [انظار] جمیع اعاظم و دانایان عالم حیران ماند».

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]