[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

وکیل پایه یک دادگستری

شماره پروانه: ۱۳۹۴۴

 

[آرم]

کانون وکلای دادگستری

 

[تاریخ ۲۱ دی ۱۳۹۲]

تاریخ: -----

شماره: -----

 

بازپرس محترم شعبه دوم دادسرای عمومی و انقلاب بندرعباس

احتراماً در خصوص پرونده کلاسه ۹۲۰۹۹۸۷۶۱۳۱۰۰۶۷۰ و شماره بایگانی ۹۲۰۷۰۹ موضوع شکایت اولیای دم مرحوم عطاءالله رضوانی مبنی بر قتل مورث ایشان به وکالت از مشارالیها به استحضار می‌رساند:

در مورخ ۲ شهریور ۱۳۹۲ مرحوم عطاءالله رضوانی در راه بازگشت به منزل ناپدید شده و روز بعد طی تماسی با پسرش کورش رضوانی از آگاهی بندرعباس به وی اطلاع داده می‌شود که جسد پدرش در جاده‌ای خارج از شهر پیدا شده است، بلا فاصله موکلین شکایتی مبنی بر قتل مرحوم رضوانی تهیه کرده و تقدیم دادسرا کرده‌اند و اینجانب نیز در مورخ ۶ شهریور ۱۳۹۲ به وکالت از نامبردگان اعلام وکالت کرده و پیگیر پرونده شده‌ام.

 نظریه پزشکی قانونی شماره ۱۰۰۱ / ت مورخ ۵ شهریور ۱۳۹۲ علت مرگ را "آسیب شدید نسج مغز و عوارض ناشی از آن در اثر اصابت جسم نافذ (گلوله)" می‌داند و کارشناس اسلحه شناسی، علی رغم صلاحیت علمی و فنی ایشان علت مرگ را خود کشی بیان داشته و دلایلی نیز بر شمرده‌اند، حالیه با عنایت به مقدمات فوق نکاتی جهت رد ادعای خود کشی که به‌صورت شفاهی نیز توسط بازپرس محترم و کار شناس آگاهی (آقای رضایی ) مطرح شده و بازپرس بین قتل و خود کشی تا این لحظه در تردید می‌باشند بیان می‌گردد:

۱- طبق نظریه کارشناس پزشکی قانونی و کار شناس اسلحه شناسی و عکس‌های موجود در پرونده، مسیر گلوله از راست به چپ بوده و این در حالی است که مرحوم چپ دست بوده‌اند و صرفاً امر نوشتن را با دست راست انجام می‌داده‌اند. در تحقیقات از همسر مرحوم سؤال شده است که "همسر شما (مرحوم ) راست دست بوده‌اند یا چپ دست؟" و ایشان پاسخ داده‌اند:" راست دست کلیه کارهای خود را با دست راست انجام می‌داد " که طبق گفته ایشان صرفاً یک اشتباه نوشتاری در آن اوضاع و احوال روانی خانم روشنک شکیبایی بوده و در جلسه بازپرسی بعد و همچنین در لایحه تقدیمی متأخر بر آن به این اشتباه پی برده و آن را بیان داشته است، ضمن اینکه در صورت‌جلسه مورخ ۲۱ مهر ۱۳۹۲ آن بازپرسی محترم اینجانب مجدداً به این موضوع اشاره کرده و اعلام شده جهت اثبات این موضوع حاضر به تعرفه شهود جهت ادای شهادت می‌باشیم.

۲- صورتجلسه بازدید و معاینه محل که توسط سرگرد عبدالمجید کرمی تهیه شده و همچنین صورتجلسه بازدید بازپرس محترم از بازدید محل وقوع جرم حکایت از آن دارد که در زمان کشف جسد ماشین روشن بوده و حتی ترمز دستی نیز بالا نبوده است که این امر حاکی از عدم تصمیم به خودکشی توسط مرحوم می‌باشد.

۳- مرحوم در همان روز قتل اقدام به خرید لوازم‌التحریر و ماشین حساب به مبلغی بالغ بر یکصد هزارتومان کرده است، چگونه ممکن است کسی که قصد خودکشی دارد به آینده نیز امیدوار باشد و جهت امور کاری خود اقدام به خرید نماید؟

۴- مرحوم خدمت سربازی را طی نکرده بود، بنابراین با اسلحه آشنایی ابتدائی را نیز نداشته است، چگونه ممکن است همچین شخصی برای خودکشی راهی را انتخاب کند که با آن آشنائی ندارد؟

۵- سرگرد کرمی در گزارش خود بیان داشته‌اند که دستها جلوی جسد رها می ‌باشد و این امر در عکسهای تهیه شده نیز مشهود است، آیا اگر فرد با دست راست خود اقدام به شلیک کند دستش به روی پاهایش می‌ افتد و یا اینکه در سمت راست و بر روی صندلی مجاور (شاگرد)؟

۶- مرحوم پیش از مفقود شدن کارگر منزل یکی از آشنایانش بنام کریم را سوار ماشین کرده و تا مسیری وی را می ‌رساند، طبق اظهارات کریم مرحوم پیش از سوارشدن وی به ماشین در حال صحبت با تلفن همراه بوده است و کمی عصبی و به هم ریخته بوده و مثل دفعات قیب [قبل] سرحال و شاد نبوده است. همین فرد که آخرین کسی است که مرحوم را دیده حدود یک ماه پس از این حادثه مفقود شده و از وی خبری در دست نیست. آیا به نظر بازپرس محترم این موضوع امری اتفاقی است؟

۷- در گزارش کارشناس تشخیص هویت اعلام شده صرفاً اثر انگشت مرحوم در روی ماشین یافت شده است، در حالی که طبق بند پیشین کریم نیز ساعتی پیش از حادثه سوار ماشین شده است، چرا اثر انگشت وی یافت نشده است؟ آیا این به این معنا نیست که قاتل یا قاتلین احتمالی آثار دست خود را پاک کرده و به تبع آن اثر انگشت کریم نیز پاک شده است؟

۸- در بررسی از خودرو مرحوم و وسایل شخصی وی مشخص شد که اسلحه و گوشی موبایل وی مفقود شده است که به نظر می ‌رسد قاتل یا قاتلین آن‌ها را برداشته‌اند. متأسفانه کارشناس آگاهی و بازپرس محترم جهت توجیه امر خودکشی و اصرار بر آن از فرضیه سرقت توسط سارقین گذری استفاده می ‌کنند ولی مشخص نیست فرد سارق احتمالی ای [این] که آن ‌قدر جرئت داشته تا اسلحه را از بین دستان یک جسد بیرون بکشد، چرا خودروی وی را به سرقت نبرده است؟

۹- بازپرس محترم در ابتدای دستورات خود تقاضای اخذ پرینت مکالمات و پیامک‌های مرحوم را صادر کرده است که متأسفانه تا زمان مطالعه پرونده در تاریخ ۲۱ مهر ۱۳۹۲ در پرونده موجود نبوده و به اینجانب به عنوان وکیل اولیای دم ارائه نشده است. از طرفی تاکنون گوشی موبایل مفقود شده مرحوم نیز ردیابی نشده که تقاضا دارد جهت احقاق حقوق موکلین این دو امر سریعاً مورد پیگیری قرار گیرد.

۱۰- در صورتجلسه اعلام و کشف عنوان شده یک عدد فشنگ مربوط به اسلحه کلت کمری، پشت صندلی سمت شاگرد یافت شده است که بازپرس محترم جهت توجیه امر خودکشی اظهار داشته‌اند که مرحوم در حال پر کردن اسلحه آن را انداخته است! سؤالی که اینجا مطرح می ‌شود این است که چرا فشنگ مذکور پشت صندلی شاگرد افتاده است؟  [ناخوانا] [آنجا نشسته بوده] و[یا دلیل بر این است که] قاتل آنجا نشسته بوده و [زیادی] فشنگ آنجا افتاده است؟

۱۱- طبق صورتجلسه مورخ ۹ مهر ۱۳۹۲ آگاهی جهت یافتن پوکه فشنگ شلیک شده از یک تعمیرکار باطری ساز کمک گرفته شده و وی پوکه را در زیر کنسول وسط خودرو در کنار ترمزدستی بر روی فندک خودرو پیداکرده است ولی تاکنون [مرمی] فشنگ یافت نشده و کارشناس اسلحه و به تبع آن بازپرس محترم از فرضیه ذوب شدن [مرمی] در جمجمه استفاده می ‌کنند امری که با تحقیقات پزشکی قانونی و انجام امور کالبدشکافی هیچ اشاره‌ای به آن نشده است و فرضیه آن هیچ گاه اثبات نشده است.

۱۲- با فرض پذیرش فرضیه خودکشی، می ‌بایست آثار خون ناشی از شلیک گلوله روی دست راست مرحوم (همچنان با فرض راست دست بودن ایشان) مشهود باشد که با بررسی عکس‌های کشف جسد، عدم وجود آن به اثبات می ‌رسد.

۱۳- آخرین و مهم‌ترین نکته در رد فرضیه خودکشی عدم وجود آثار اصطلاحی خال‌کوبی چاشنی (باروت) روی دست مرحوم است که هرچند با چشم غیرمسلح قابل رؤیت نیست، لیکن پزشکی قانونی نیز به آن اشاره‌ای نکرده، بنابراین در مشاهدات علمی و فنی کارشناسان پزشکی قانونی نیز چنین امری مشاهده نشده است.

النهایه و با عنایت به مراتب فوق الاشعار، فرضیه خودکشی مرحوم عطاءالله رضوانی رد می ‌شود و از بازپرس محترم تقاضا دارد جهت احقاق حقوق قانونی موکلین و با عنایت به حساسیت پرونده یادشده دستورات مقتضی را صادر فرمایند. ضمناً یادآوری می‌شود که حساسیت این پرونده تا جایی است که از معاونت پیگیری از وقوع جرم دادگستری در تاریخ ۱۳ مهر ۱۳۹۲ نامه‌ای به بازپرس محترم ارسال شده و تقاضای ارسال تصاویر و مستندات به ستاد حقوق بشر قوه قضاییه شده است.

با تجدید احترام

[ناخوانا]

 

آدرس: تهران-[آدرس]

 

[یادداشت دستنویسی شماره در بالای صفحه]

۹۲۱۰۰۹۷۶۱۳۱۰۰۰۵۰

۲۱ دی ۱۳۹۲

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]