[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

[برای وضوح بیشتر فقط مطالب و اخبار مربوط به افراد و جامعه بهائی تایپ شده است]

 

[برگرفته از سایت:] رادیو فردا

[تاریخ:] ۱۴ اردیبهشت ۱۳۹۷

 

یادداشت: کالبد شکافی پیکر آزاری

انتشار گزارش تکان دهنده اختفای جنایت توسط "عفو بین الملل" و "عدالت برای ایران" بعد از کشف غیر مترقبه و جنجالی پیکری که نشان از رضا شاه داشت، توجه جهانیان را باری دیگر به دوران تاریک وحشت و کشتار ماه های بعد از انقلاب كه "بهار آزادی" ناميده شده، منعطف کرده است.

محاکمات چند دقیقه ای انقلابی اعدام بی درنگ صدها نفر از نظامیان و مسؤلین نظام پهلوی، فعالان قومی، بهاییان و دگراندیشان را در پی داشت. ولی "اعدامهای انقلابی" تنها مقدمه ای بود برای آینده ای بس تاریکتر.ارائه اسناد ۱۲۰ گور دسته جمعی در سراسر ایران نشانی است از برنامه ای گسترده و اغلب مخفی با ابعادی هولناک و صنعتی شده برای محو کامل کسانی که به عنوان "مخالفین" شناخته میشوند. اعدامهای دسته جمعی سال ۱۳۶۷ که در آن هزاران زندانی سیاسی با احکام معین کوتاه و بلند به اعدام محکوم شدند بسیاری از نوجوانان متاثر از جو انقلابی را در بر میگیرد که به جرم توزیع این و آن نشریه و به تشویق سازمانهای "انقلابی" زندانی شده بودند....

ملاحظات شرعی و عقیدتی مانع تدفین "کفار" و افراد "خارج از مذهب" چون مارکسیستها و بهاییان در قبرستان مسلمین میشد و بسی گورستانها که باید از وجود چنین عواملی تصفیه میشد مبادا که مایه عذاب ارواح مسلمین و مانع رستگاریشان در روز قیامت باشد. از همین روی انقلابیون مشتاق با رهبری ایت الله خلخالی به كشته شدگان و اعدام شدگان دوران انقلاب كه در قبرستان بهشت زهرا مدفون بودند حمله ور شدند، اجساد را از قبور درآورده در بیابانهای اطراف مدفون كردند. اصولاً در اعتقاد شرع شيعه، مدفن شخص متوفي در رستگاري رفتگان در روز قيامت دخیل است. به همين دليل در گذشته بسياری با زحمات زياد، اجساد بستگان خود را به عتبات حمل مي کردند و در جوار مزار ائمه اطهار مدفون ميكردند، تا رستگاريشان را در روز قيامت در ركاب ائمه تضمين نمايند.

 

سابقه تاریخی کالبد آزاری

... در دوران قاجاریه با ظهور بابيه، مرده آزاری ترويجي تازه يافت. بعد از تیرباران سید باب و یکی از همراهانش در سال ۱۸۵۰ پیکر آنها که مسیح وار با طناب آویزان شده بود تا غروب آفتاب در سبزه میدان تبریز باقی ماند و بعد از گرداندن آنها در کوچه و بازار در خندق خارج از دروازه شهر افکنده شد تا خوراک سگهای ولگرد شود. ولی بابیان شبانه بقایا را ربودند و در صندوقی نگهداری و پنهان کردند. بعد از دهه ها مخفی بودن، در سال ۱۹۱۵ این بقایا در حیفای فلسطین به خاک سپرده شد.

در سال ۱۸۷۰ شيخ مازگانی كه مردی سالخورده بود و متهم به شركت در شورش بابيان اطراف كاشان شده بود، دو چیز از ميرغضب خود طلب نمود. اول آب برای وضو و اقامه آخرين نماز و دوم اينكه جسدش را در دور شهر نگردانند. همچنین هنگامی که مجتهد جوان و محبوب، علي جان ماه فروجكی که بهایی شده بود را در طهران در سال ۱۸۸۳ میلادی به دست ميرغضب سپردند، زنان بهايی با پرداخت پول و جواهرات خود، جسد علی جان را باز پس گرفته، مدفون كردند. ولي اعتراض به دفن او در گورستان مسلمين ادامه يافت و منجر به دخالت مامورين قاجار برای جلوگيری از شورش و نبش قبر شد.

در بعضي موارد اجساد دگرانديشان وسيله اي در دست بعضي از ملايان در رقابتها و دسته بنديهاي محلي بود. سيد عبدالباقي استاد كار رنگرز جسوری بود كه در مقابل اصرار حاكم كاشان براي تبري از عقاید بابی/بهایی خود گفته بود: ”من هر سال صدتا از اين عمامه ها را رنگ ميكنم.“ حاكم دستور داد تا چوب بر سرش زدند و چندی بعد جان باخت. جسدش را در قبرستان مسلمين دفن كردند، ولي ميرزا حبيب الله مجتهد کاشان پیروان خود را برآن داشت كه قبر سيد را بشكافند و با بيل دست راست او را قطع كنند تا در روز قيامت نتواند اعمال نيكش را بدست گيرد. چنان كه در قرآن آمده است در روز قيامت مردگان از گور برخواسته اعمال نيك خود را بدست راست و گناهانشان را به دست چپ حمل میکنند. شاید به همین دلیل بود که بستگان سيد برای حفظ آبرو و حفظ مقبره او از مجتهد ديگری فتوا گرفتند كه سيد قبل از مرگ توبه كرده و به جرگه مسلمين بازگشته بود.

و اما در دوران معاصر بعد از دو دهه حكومت رضا شاه كه در آن از شورش و آشوبهای شهری کمتر خبري بود، علاقه به مرده آزاری دوباره زنده شد. محمد رضا شاه كه در ساليان آغازين حكومتش به دنبال تقويت اركان سست سلطنتش بود، از همراهي با علمای سنتي دريغ نداشت. از جمله در سال ۱۳۳۴ شاه به درخواست آيت الله بروجردی، برای سركوبي بهائيان به عنوان بازپرداخت همكاری روحانیت در سركوبي جبهه ملي و حزب توده جواب مثبت داد. براي اولين بار عوامل ضد بهايي از حمايت دولت و دسترسي به عداوت تبليغاتي مدرن مثل راديو مجهز شدند و بسياری در روستاها و شهرستانها مورد هجوم واقع شده و تعدادی به قتل رسيدند. در اين ميان در يك صحنه شگفت، عده ای در ملاير جسد يك مبلغ بهايي را از خاك بيرون كشيده در كف دست او مدفوع گذاردند تا ظاهراً او را از رستگاري در آخرت محروم نمايند.

چند سال قبل از اين واقعه در سال ۱۳۳۰ در يك آشوب ضد بهايی دیگر در روستای اميرآباد از توابع اردكان يزد درحالیکه نيروهای ژاندارمری ناظر بودند عده ای از بهائيان مورد ضرب و شتم واقع شده، منازلشان و حظيره القدس روستا غارت شده به آتش كشيده شد. مهاجمين سپس به گورستان بهايی حمله ور شدند، نبش قبور کردند و تعدادی از اجساد را سوزاندند. بعد همراه طبل و نقاره، بعضي سوار دوچرخه، راهي اردكان شدند. عده بيشتری به آنها پيوستند و چون مقاومتي از مأمورين نديدند، به حظيره القدس اردکان حمله ور شدند و منازل بهائيان نسبتاً متمول را غارت کردند.

تعدادي از بهائيان تبری كردند و به زندگي عادی ادامه دادند، ولي اكثريت آنها در مقابل تحريم شديد اقتصادی علمای محل، مجبور به ترك ديار شدند. چندين سال بعد در مصاحبه ای، امام جمعه اردكان از تدبيرات، ”همت و پختگي“ سيد روح الله خاتمي برای اخراج بهائيان تقدير به عمل آورد، چرا كه به گفته او ”هم نتيجه گرفتند و هم كسي گرفتار نشد.“

روالی که با ویرانی، مصادره و فروش زمینهای گورستانهای بهایی شروع شد امروزه ابعاد گسترده تری پیدا کرده است. بنا بر گزارش تخریب قبرها، قبور ورزشکاران، شعرا و نویسندگان و متجددین مسلمان نیز از گزند "تخریب سریالی" و حرمت شکنی سازمان یافته در امان نمانده است.

در روزهای کوتاه شورش ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، كه به رهبري آيت الله خميني در اعتراض به اصلاحات ارضي، الغاء حقوق زنان و نفوذ ايالات متحده در ايران شروع شد و در آن صدها نفر از معترضين كشته شدند، عده اي به قبرستان بهايي طهران حمله ور شدند و تعدادی از قبور را شكستند و استخوانها را به آتش كشيدند. بنا بر گزارش پليس تهران، علاوه بر قبور، تعدادی از طلافروشيهای تهران كه صاحبانشان از بهائيان بودند نيز غارت شدند.

در سال ۱۳۶۰ گورستان ۸۰،۰۰۰ متری بهايی طهران که "گلستان جاوید" نامیده میشد مصادره شد. ده سال بعد شهرداری محل اقدام به تخريب آن به منظور احداث مجموعه فرهنگي خاوران کرد. البته در شرع شيعه به اصطلاح ”تبديل به احسن“ كردن قبرستان، بعد از سی سال جايز است. این خود مایه شگفتیست که فرهنگی که این چنین وسواسی در رستاخیز اجساد در روز قیامت دارد در مورد بازیافت قبرستانها تا این حد عملگراست چنانکه حتی بعضی مدارس در دوره پهلوی بر روی قبرستانهای متروکه بنا شده اند. ولي تحمل سی ساله براي رفتگان خارج از دين از حوصله مسئولين خارج بود. ده سال بعد از مصادره بود که ساختمان اين مركز فرهنگی که مستلزم خاكبرداری وسيع و واژگون كردن بیش از هزار جسد بود به اجرا در آمد.

این مجموعه كه بر مبناي حياط وسيع فرو رفته و زيرزمينی پهناور طرح شده راه حلّي مدرن براي مشكل شرعي تطهير خاك از" آلودگي" ارائه نموده. در حین خاکبرداری و بازیافت خاک، اجساد بیش از هزار "خارج از دين" ظاهرا زیربنای جاده و پلی جدید شدند. گويا حتي سنگهای مزارهم بعد از تراشیدن نوشته های آن مورد فروش و استفاده مجدد قرار گرفت.

 

خاطره تلخ خاوران

... روالی که با ویرانی، مصادره و فروش زمینهای گورستانهای بهایی شروع شد امروزه ابعاد گسترده تری پیدا کرده است. بنا بر گزارش تخریب قبرها، قبور ورزشکاران، شعرا و نویسندگان و متجددین مسلمان نیز از گزند "تخریب سریالی" و حرمت شکنی سازمان یافته در امان نمانده است.

ولی با وجود تهدید و ارياب مسولین نظام و استقرار فضایی امنیتی بستگان قربانيان کشتار دسته جمعی که مادران خاوران نام گرفته اند هنوز بعد از سی سال همچنان به ديدار عزيزان خود در قبور دسته جمعي بي نام و نشان خاوران ميروند تا خاطره آنان را زنده نگاه دارند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]