[اطلاعات شخصی افراد حذف شده است]

 

بنام خدای بی‌همتا

تلگراف به امام و امت

رهبر و مؤسس جمهوری اسلامی ایران امام خمینی- دامت برکاته – جماران – ۲۲ آذر ١٣۵۹

تقاضای مجازات شکنجه گران از ۲۸ مرداد تا ۱۵ خرداد

سلام علیکم- با تائید اقدام اخیر در مورد تعیین گروه قضائی برای رسیدگی به وضع زندان‌ها واجب است که متذکر شوم دقت و رأفت آن امام طاغوت شکن، همیشگی بوده و هست و آن‌هایی که در ایران از ۲۸ مرداد ۳۲ منفور تا ۱۵ خرداد پرافتخار، اقدام به شکنجه کردن و تعدی به جان و عرض و مال و سایر شئون مردم ایران و حتی بلاد اسلامی دیگر و کشورهای دیگر می‌کردند اکثراً هنوز به مجازات نرسیده‌اند و فعلاً در غالب، تعدی گران از ۱۵ خرداد تا ۲۲ بهمن ١٣۵۷ (روز پیروزی حق بر باطل) به مجازات میرسند لذا متذکر می‌شود و تمنا می‌نماید هر چه زودتر دستور دهید که:

۱-گروه منفور و جنایتکار مزبور که اساس اقدامشان بر شکنجه بوده است به مجازات برسند.

۲- سایر سران و فعالان بهائیها که در عهد طاغوت، کاری جز پشتیبانی کامل از طاغوت و ارباب‌های وی، و جز گمراه کردن و غارت نمودن مردم و ضدیت منظم با اسلام، نداشته‌اند و اصلاً جنبۀ دینی ندارند و در همۀ گناه‌های طاغوت ملعون شرکت داشته‌اند مجازات شوند.

سخنی که اکنون از شکنجه فعلی دردهان بعضی از مردم انداخته‌شده، به گزافه شبیه‌تر است دستور قرآنی این است: فمن اعتدی علیکم ما عتدوا علیه بمثل ما اعتدی علیکم، صدق الله العلی العظیم والله المستعان

شیخ مصطفی رهنما

میدانیم که در ماههای شهریور و مهر و آبان امسال برای مجازات قسمت مهمی از ستون پنجم یعنی سران و فعالان بهائیها در کرج و تهران اقدام بعمل آمد و بوسیله مقامات صلاحیت‌دار و با کمک شیخ مصطفی رهنما خانه تیمی آنان در خیابان ایرانشهر و نیز محل انتشارات و انبار مخفی آنان در خیابان پیروز و بعضی امکنه دیگر آنان در تهران کشف شد که اسلحه و فشنگ‌های مختلف و اسناد غارتگریها و نشریات ضد جمهوری اسلامی و ضد اسلام و دفترهای خاص آنان و مطالبی که علیه قرآن کریم در حاشیۀ قرآن، نوشته بودند در تهران و کرج کشف شد و رئیس محفل بهائیهای کرج و چند نفر دیگر از سران آنان در کرج و تهران بازداشت شده‌اند و غیر از قدس جورابچی و یعقوب ساعدی و پرویز ثابتی و امثال آنان که قبلاً فرار به آمریکا و اسرائیل کرده بودند پسرهای قدس جورابچی و عده‌ای دیگر از آنان نیز متواری شدند ووو... و در مجموع، بیش از پیش ثابت شد که آنان شدیداً به فعالیت منظم در ایران اشتغال دارند و به دستور اربابشان شیطان بزرگ (آمریکا) و به دستور اسرائیلی‌های صهیونیست به توطئه و خرابکاری و ضدیت مشغول می‌باشند آنان چون نتوانستند شیخ رهنما را مجبور به عقب‌نشینی نمایند برای نابودی وی کمر بستند و به تحریکات غیرمستقیم علیه وی دست زدند.

روز جمعه ۱۴ آذر ۵۹ متن پیشنهادی شیخ مصطفی رهنما به امام امت در مورد مقابله با سران و فعالان بهائیها و کوشش برای هدایت بهائیهای معمولی تقدیم شد.

در زیر اشاره‌ای به جریان حمله دشمن، شده است که ملاحظه می‌کنید:

بنام خدای بی‌همتا

جمعه ۱۶ آبان ۵۹– شیخ مصطفی رهنما در خطابۀ خود در نماز جمعۀ کرج که در دانشکده کشاورزی بر پا نمود راجع به نتیجۀ درخشان عملیات انقلابی برعلیه ستون پنجم دشمن مخصوصاً سران و فعالان بهائیها اشاره کرد و اعلام داشت مبارزۀ چند ماهۀ بنیادهای انقلاب اسلامی علیه این دشمنان سوگند خوردۀ امت ما به نتایج مفید و وحشتناکی رسیده است و اکنون عده‌ای از رهبران بهائیهای تهران و کرج و یزد و تبریز و [ناخوانا] که در کودتای ۱۸ شهریور ۵۹ عده‌ای ازاینها مداخله مستقیم داشته‌اند یا اعدام شده و یا در زندانهای اوین و کمیتۀ مرکزی امام و غیره محبوس هستند.

گفته شد «نتایج مفید» چون‌که سرنخ‌های آنان، که به دستور امپریالیسم و اسرائیلی‌ها مشغول توطئه بوده و هستند. به دست آمده است. تلاش و مقاومت آن‌ها در اثر بیداری و فداکاری و شب نخوابیهای ممتد عوامل انقلاب، در هم شکسته شده است، و یادآوری کردیم «وحشتناک» از این جهت که ضمن بررسیهای انبارهای مخفی و منازل تیمی و مراکز بظاهر بازرگانی و خانه‌های شخصی آنان متوجه شدیم که چه توطئه بزرگی علیه جمهوری اسلامی ایران و چه نقشه ننگینی علیه قرآن مجید و اسلام [ناخوانا] در کار بوده و هست چون حتی دو جلد قرآن کریم در خانه هاشم فرنوش رئیس محفل بهائیهای کرج بدست آمده که در حاشیه‌های آن علیه قرآن کریم دست نویسی شده است و نیز دو جلد دفترچه [ناخوانا] آن‌ها که روابطشان را با خارجی‌های آمریکائی و بسیاری از کشورهای دیگر ثابت می‌کند و مراکز و غارتگری‌های آن‌ها راهم نشان می‌دهد که این‌ها مورد بررسی است و مثلاً اسلحه و فشنگ‌های متنوع بسیار و مجسمه‌های شرم‌آور و صورت‌های اموال فراوان علی و بهاء و حبیب قدس جورابچی در تهران و جاهای دیگر در خانه تیمی آن‌ها به دست آمد که مانند سایر اعلامیه‌های مخفی و کتب بهائیگری مورد بررسی است؛ و سخنرانی بدینگونه پایان یافت.

در سه شنبه ۲۰ آبان ۵۹ که شیخ مصطفی رهنما بدنبال این جریانات انقلابی بود از مسلم آباد و [هفت جوی] کرج شبانه به‌سوی شمال کرج می‌رفت هنگام رسیدن به یک پیچ شمالی – غربی می‌خواست عبور کند که ماشین (بی، ام، و) مجللی سرپیچ [ناخوانا] فرا رسید و ماشین وانت بار رهنما که چراغش برای مراعات کم نوری، آغشته به رنگ آبی بود براست منحرف و به نرده‌های ضخیم کنار جاده اصابت شدیدی کرد و از کار افتاد.

چون جاده فراز داشت و تاریک بود ایشان برخلاف همیشه از راننده خواسته بود که آهسته حرکت کند، پس از تصادف ماشین، گردن و سر و زبان رهنما مجروح و به‌شدت مضروب شد. و وی خواست که عمامه‌اش را دو نیمه کردند و دور جراحت گردن پیچید و راننده که سخت پریشان بود می‌کوشید جلو ماشینی را که از بالا می‌آمد بگیرد. قبل از این [ناخوانا] وی متوجه شد که (بی، ام، و) [ناخوانا] در پائین متوقف شده و حالت حمله در سرنشینان آن بچشم می‌خورد که در آن‌وقت توجهی به این حالت غیرعادی نشد ولی پس از عمل بخیه کردن و گذشت سه چهار روز از ماوقع و صحبت‌های شهود. ایشان متوجه شد که در آن لحظات اولیه و توقف آن، ماشین مجلل در اثر فرارسیدن ماشین پلیس‌راه، (بی، ام، و) مزبور فوراً فراری و منصرف شده است.

راننده ماشین وانت نیز لب و چانه‌اش به‌طور ساده‌تری مصدوم شده بود و به‌وسیله ماشین پیکانی که با کمک ماشین دیگری که زن‌وشوهری در آن بودند و به کمک شتافته بودند رهنما و راننده و اسلحه و پرونده‌های مربوطه و غیره جمع‌آوری، و به پیکانی منتقل گردید. که پیکان متعلق به دو درجه‌دار نیروی هوائی ارتش جمهوری اسلامی بود و آن‌ها با مهربانی ساعت ۵/۹ بعدازظهر خود را به بیمارستان بهداری فاتح کرج رسانیدند و دکتر جراح، با دلسوزی پذیرفت و فوراً عکس‌برداری و عمل جراحی به عمل آمد. خوشبختانه در اثر فضل الهی، روحیه قوی مصدوم، بسیاری از کارها را آسان کرد و صبح فردا شهردار کرج و بعضی مقامات روحانی به بیمارستان آمدند و نیز شب قبل، شیخ رهنما با سپاه پاسداران صحبت کرده و چند نفر از برادران پاسدار کرج حضور یافتند برای احتیاط و نیز به‌منظور امانت گذاردن اسلحه در مرکز سپاه.

و روز پنجشنبه، با زحمات مسئولان شهر با کمبودی که بنزین آمبولانس داشت ایشان با آمبولانس به منزل منتقل و بستری شد و جریان پی گیری مجرمین را عملی خواهند نمود.

شکی نیست که مجازات و سرکوبی ستون پنجم مزبور دشمن با سخت‌گیری هر چه بیشتر ادامه خواهد داشت و قبلاً معلوم بود که بازی کردن با دم امپریالیسم مشکلات فراوان در پی دارد اگرچه لذیذ و ثمربخش است.

۲۶ آبان ۵۹ و در ۲۸ آبان ۵۹ دکتر جراح به منزل آمد و بخیه‌های عمل جراحی گردن را برداشت و در ۲۹ آبان نامه‌ای برای سپاه کرج فرستاده شد در مورد تعقیب سران بهائی کرج که قصد کشتن رهنما را داشته‌اند در ۳ آبان ۵۹ آمبولانس بیمارستان شهید، مصطفی خمینی، رهنما را از منزل به آنجا برد و پزشکان حلق و گوش و بینی و اعصاب معاینه کردند و دستور معالجه دادند.

در ۴ آبان ۵۹ شکایت، به دادستانی انقلاب اسلامی مرکز فرستاده شد و رونوشت آن را در ضمیمه این نامه ملاحظه یکنید.

در ۱۹ آذر مجدداً رهنما برای دو روز در بیمارستان بستری شد.

خیابان ارباب جمشید – کوچه لیقوانی – شماره ۱۷ – تلفن: ۳۱۳۱۲۴

 

بنام خدای بی‌همتا

برادر سید اسدالله لاجوردی- دادستان انقلاب اسلامی مرکز- اوین

 

چاره‌ای جز اجرای عدل اسلامی در باره ستون پنجم دشمن نیست:

این ستون پنجم [ناخوانا] و توطئه‌گر می‌خواستند مرا بکشند و مجازات سریعشان را می‌خواهم.

 

انقلاب اسلامی [ناخوانا]؛ و حفظ آن و استفاده از آن به نفع اسلام و مسلمین و همۀ مستضعفین جهان واجب مستمر می‌باشد و طبعاً لوازم آن نیز واجب می‌باشد و جهاد است. خط آن نیز نمی‌تواند جز خط امام باشد.

و متأسفانه می‌بینیم عوامل مختلف دشمن بزرگ و ستون پنجم رنگارنگ آن علی‌الخصوص سران بهائیها و فعالان آن‌ها، درست در برابر این انقلاب و این اسلام و این عدم وابستگی و این آزادی ایستاده‌اند و توطئه می‌کنید و از امکانات نامشروع وسیعی که رژِیم مفسد مخلوع شاه برایشان درست کرده بود مصرف می‌کنید و مخصوصاً بهائیها از پشتیبانی علنی محافل بی‌شرم در دنیا مانند بازار مشترک اروپا وو... هم برخوردارند و لذا می‌بینیم عده‌ای از برادران مسئول ما خبر کافی از خطر آن‌ها ندارند و بعضی دیگر از آن‌ها که هنوز عظمت حقیقی اسلام و انقلاب آن را درک نکرده‌اند مرعوب هستند و حقیر با درک همه مخاطر و همه موانع، بر اساس مقررات جمهوری اسلامی ایران و با همکاری بنیادهای انقلاب (و بحمدالله بدون هیچ نوع مزد مادی) علیه آنان ایستاده‌ام و اسناد و نشریات و اشخاص آنان باضافۀ پرونده‌شان که در دادسرای انقلاب مرکز و کمیته مرکزی امام و دادسرای انقلاب کرج و مراکز پاسداران و غیره هست آنرا نشان میدهد.

و آنان بالاخره پس از آنکه نتوانستند مرا اسکات و یا تطمیع نمایند و تشبثات آنان در قم و تهران بجائی نرسید در صدد بر آمدند مرا بکشند؛ و واقعاً راحت میشدم و لذا در ۲۸ آبان ۵۹ اقدام کردند ولی خدا جانم را حفظ کرد و تفصیل آنرا در ۵ صفحه ضمیمۀ این گزارش و شکایت می‌بینید.

و باین مناسبت من از سران محفل بهائیهای کرج که بعضی از آنان در زندان هستند (نشانی آنها در پرونده فرهنگ مودت در دادسرای انقلاب کرج هست) و از سران و فعالان بهائیها در تهران و شهریار مخصوصاً بهاء قدس جورابچی و حبیب قدس جورابچی و عبدالشوقی تبیانی که نشاییهای آنان موجود است شکایت دارم و تقاضای مجازات سریع آنان را دارم و چون این شکایت، شخصی نیست و افساد و تحریک و توطئه آنان در سراسر جمهوری اسلامی ایران علیه اسلام و امام وامت و جمهوری اسلامی در جریان است و متأسفانه نامه رسمی شماره ۳۶۱۳۶ رئیس دفتر نخست‌وزیری موقت به بهائیهای کرج نتیجه‌ای بهتر از این وقاحت‌ها بنیان‌کن دشمن ندارد.

و میدانیم هفده بار زندان و چهار بار شکنجه رژِیم منفور شاهنشاهی با کمک مستقیم آنان نسبت به من برایم سلامتی نگذاشته بود و لذا این هجوم وحشیانه آنان و خونریزی شدید و عمل جراحی و سایر نتایج این هجوم، مرا حسابی تحلیل برده و باز بحمدالله و بعونه به این وظایف اسلامی و حیاتی و شیرین ادامه خواهم داد. فتوکپی سه صفحه از کتاب ستون پنجم دشمن در مورد [ناخوانا] اسلام (و العیاذ بالله) به‌اضافه چهار صفحۀ توضیحیه لازم و نیز یک صفحه نامه به برادران پاسداران کرج و ص ۷ شمارۀ ۵ روزنامه پیام ایران و فلسطین و فتوکپی و نامه و پاکت نخست‌وزیر موقت ضمیمه است.

برادر، بگذار این سطور خلاصه را در پایان بیاورم چون لازم است.

سخنان اخیر [ناخوانا] هدایت الله منتظری و آیت‌الله قدوسی دادستان کل انقلاب و حجةالاسلام محمدی ری‌شهری حاکم شرع دادستانی انقلاب ارتش جمهوری اسلامی درباره ستون پنجم دشمن و ارتباط کامل سیاست به اسلام و لزوم استمرار انقلاب اسلامی و لزوم مجازات ضدانقلاب و غارتگران و ستون پنجم دشمن و بالاخره سخنان امروز برادر، رجائی نخست‌وزیر دربارۀ جلوگیری از غارتگران که برخلاف شرع، ثروت اندوخته‌اند، همه نشان می‌دهند که در این ایامی که در جنگ مستقیم با شیطان بزرگ و عمال آن مانند صدام و اسرائیل‌ها و سادات و شاه اردن و ستون پنجم آنان هستیم باید علما َ و عملاً بکوشیم و بستیزیم و جان دهیم؛ و با قطع ساختن دشمنان اصلی انقلاب اسلامیمان و استقلال حقیقی‌مان را هرچه پیروزتر گردانیم و این:

امانت خدائی و رسالت الهی، و دقیقه قرآنی را باجان و سر، حفظ کنیم و به اطراف ایران نیز ابلاغ کنیم و پیاده سازیم.

 

الحذر از ضیاع امانت خدا و از غلبه دشمن خدا، و این‌همه ناموس و نفوس و اموال را بهتر پاسداری کنیم و [چند کلمه ناخوانا] (قرآن کریم)

شیخ مصطفی رهنما

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

[متن بالا رونویسی از اصل سند است. اگر به نکتهای برخورد کردید که دقیق رونویسی نشده است لطفاً به نشانی ایمیل در صفحه تماس با ما بفرستید]